حتماً شما هم بارها این جمله را شنیدهاید یا شاید خودتان گفتهاید: «مدل من همین است؛ نمیتوانم عوض شوم!»، «ما خانوادگی تندخو هستیم»، یا «گروه خونی من به آرام بودن نمیخورد». این جملات، سمیترین توجیهات برای ادامه دادن به بداخلاقی با همسر هستند. اما آیا واقعاً اخلاق یک ویژگی ثابت و تغییرناپذیر مثل رنگ چشم است؟
بر اساس آموزههای تحکیم خانواده و روایت شگفتانگیزی از امام صادق (ع)، حتی اگر خوشاخلاقی در ذات و سرشت شما نباشد، باز هم راهی برای تغییر وجود دارد1. در این نوشتار، با تکنیک «تکلّف» آشنا میشویم؛ مهارتی که به شما میآموزد چگونه با «تظاهرِ مقدس»، ذاتِ خود را بازنویسی کنید.
سه گانهٔ حیاتی؛ مرد باید در خانه چگونه باشد؟
امام صادق (ع) طبق روایتی راهبردی، سه ویژگی را برای مرد در محیط خانواده ضروری میدانند که اگر آنها را نداشته باشد، زندگیاش لنگ میزند. حضرت میفرمایند: مرد در رابطه با اهل و عیالش به سه خصلت نیاز دارد:
-
خوشرفتاری (معاشرة جمیلة): برخورد نرم و زیبا.
-
گشایش در زندگی (توسعة بتقدیر): خرج کردن و رفاه آوردن به اندازه توان.
-
غیرتورزی (غیرة بتحصن): محافظت از حریم خانواده2
اما نکتهٔ شاهکار این روایت در کلمهٔ «یَتَکَلَّفُها» نهفته است. امام میفرمایند حتی اگر این ویژگیها در طبیعت و ذات مرد نباشد، او باید خودش را به داشتنِ آنها وادار کند (تکلّف). یعنی اگر ذاتاً خوشاخلاق نیستی، باید ادای آدمهای خوشاخلاق را در بیاوری تا کمکم این صفت در تو نهادینه شود.

پایانِ افسانهٔ «من همینم که هستم»
بسیاری از افراد برای توجیه بداخلاقی با همسر، به عواملی مثل وراثت، تربیت غلطِ والدین یا مشکلات عصبی پناه میبرند. مثلا میگویند: “پدرم هم عصبی بود، من هم ژنتیکی اینطورم.” درست است که وراثت و محیط تأثیر دارند و ممکن است از فرد یک انسان تندخو ساخته باشند، اما اسلام این بهانهها را برای ادامه دادن به بدرفتاری نمیپذیرد.
منطق دین میگوید: “حتی اگر طبیعت تو تند است، تو محکوم به این طبیعت نیستی.” خوشرفتاری در خانه آنقدر حیاتی است که نبودش، کانون خانواده را متلاشی میکند. خداوند به پیامبرش (ص) میفرماید: «اگر تندخو و سختدل بودی، مردم از دورت پراکنده میشدند»3. این قانون در خانه هم صادق است؛ بداخلاقی، همسر و فرزندان را از نظر عاطفی فراری میدهد و خانه را سرد میکند. پس به جای گفتن “من همینم”، بگویید “من میخواهم تغییر کنم”.
تظاهر یا تمرین؟ مرز باریک نفاق و رشد
شاید بپرسید: “اینکه خودم نباشم و نقش بازی کنم، نوعی نفاق و دورویی نیست؟” پاسخ منفی است. نفاق یعنی تظاهر برای فریب دیگران، اما «تکلّف» یعنی تظاهر برای تربیتِ خود. وقتی شما عصبانی هستید اما به سختی لبخند میزنید و با نرمی سخن میگویید، در حال ورز دادنِ روح خود هستید.
علمای اخلاق اسلامی معتقدند که “تلقین و تکرار رفتار”، کمکم به “باور و عادت” تبدیل میشود. اگر چهل روز به خودتان فشار بیاورید و در برابر همسرتان خوشرفتاری کنید (حتی مصنوعی)، روز چهل و یکم متوجه میشوید که لبخند زدن برایتان آسانتر شده است. این همان معجزهٔ تکلّف در درمان بداخلاقی با همسر است.

هشدار جدی: عبادتی که با بداخلاقی میسوزد
برای درک عمق فاجعهٔ بداخلاقی، به این روایت تکاندهنده توجه کنید: به پیامبر (ص) خبر دادند که زنی بسیار عبادت میکند، روزها روزهدار است و شبها به نماز میایستد؛ اما یک ایراد دارد و آن اینکه با زبانش همسایگان و اطرافیان را میآزارد. پیامبر (ص) فرمودند: «لا خَیرَ فیها، هِیَ مِن اَهلِ النّار»؛ هیچ خیری در او نیست، او اهل آتش است4.
در مقابل، کسانی هستند که عبادتشان معمولی است و فقط به واجبات اکتفا میکنند، اما به دلیل خوشاخلاقی با همسر و خانواده، در درجات عالی بهشت قرار میگیرند5. این نشان میدهد که در ترازوی خداوند، «حسنِ خلق» وزنهای سنگینتر از مستحبات طولانی دارد. پس اگر به دنبال سعادت هستید، قبل از طولانی کردن رکوع و سجود، فکری به حالِ زبان و رفتارتان در خانه بکنید.