بسیاری از والدین تصور میکنند وظیفهٔ اصلیشان کنترل فرزند و دیکته کردن بایدها و نبایدهاست. اما آیا در مسیر تربیتِ نوجوانِ موفق، این روش جواب میدهد؟ حقیقت این است که خانه، میدان جنگ و سهمخواهی نیست، بلکه بستری برای تعالی است. بر اساس آموزههای دینی، اگر کسی بتواند یک نفر را هدایت کند، گویا تمام بشریت را زنده کرده است. در این مقاله، میخواهیم با تغییر زاویه دید، از جایگاه یک والد سختگیر به جایگاه «بهترین یاور» (نِعمَ العون) ارتقا پیدا کنیم و ببینیم چگونه میتوان دست فرزند را گرفت و او را در مسیر رشد قرار داد.
اهمیت هدایت؛ نجات یک نفر، نجات بشریت است
یکی از نکات بسیار بااهمیتی که باید در زندگی اجتماعی و بهخصوص روابط خانوادگی به آن توجه شود، مسئله هدایت است. خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا»[سوره مائده آیه ۳۲]؛ هر کس نفسی را زنده کند، گویا همه مردم را زنده کرده است. مفسرین میفرمایند یکی از مصادیق بارز زنده کردن، هدایت انسانها از گمراهی به سوی نور است.
در مسیر تربیت نوجوان موفق، این آیه چراغ راه ماست. اگر هدایت یک انسان غریبه چنین ارزش والایی دارد، چه کسی شایستهتر از فرزندان و خانواده انسان برای این هدایت؟. پیامبر اکرم (ص) به امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند: «اگر خداوند به دست تو یک نفر را هدایت کند، از هر آن چیزی که آفتاب بر آن میتابد بهتر است»1. بنابراین، والدین باید دلسوزی کنند و اگر ضعفی در فرزند میبینند، به جای طرد کردن، تلاش کنند او را در مسیر هدایت قرار دهند.

والدین به مثابه «یار و یاور»؛ الگوی نِعمالعون
برای دستیابی به الگوی تربیت نوجوان موفق، باید نقش خود را بازتعریف کنیم. پیامبر (ص) از امیرالمؤمنین (ع) پرسیدند: «همسرت را چگونه یافتی؟» حضرت فرمودند: «نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ»؛ یعنی او بهترین یار و یاور در مسیر طاعت الهی است. این روایت یک اصل طلایی را به ما میآموزد: اعضای خانواده باید «کمککار» یکدیگر در مسیر رشد به سوی خدا باشند، نه مانع هم.
زندگی مشترک عرصه تربیت زن و شوهر نیست، بلکه باید انتخابی خوب صورت گیرد تا بتوانند فرزندان خوبی تربیت کنند. اما این به آن معنا نیست که تکامل در خانواده رخ نمیدهد. اتفاقاً خانواده بهترین بستر برای تکامل است. والدین باید در کنار هم قرار گیرند و به جای جنگیدن، یار و یاور فرزندشان باشند تا او بتواند در این محیط امن، مسیر بندگی و رشد را طی کند.
«عرصه خانواده میدان سهمخواهی نیست، میدان خیرخواهی است؛ حتی اگر طرف مقابل ضعف دارد، باید با کرامت دستش را گرفت.»
تبدیل سهمخواهی به خیرخواهی؛ رمز عبور از بحران
یکی از موانع اصلی در تربیت نوجوان موفق، نگاه غلط به روابط خانوادگی است. متأسفانه بسیاری از مسائل که امروزه به چالشهای خانوادگی تبدیل شده، ناشی از این است که افراد زندگی را عرصه «سهمخواهی» میدانند. والدین باید تلاش کنند عرصه زندگی را از سهمخواهی به عرصه «خیرخواهی» تبدیل کنند.
خیرخواهی یعنی حتی اگر فرزند یا همسر ما دچار ضعفی است و عیوبی دارد که او را از مسیر هدایت دور میکند، ما باید با کرامت، صبر و حوصله دستگیری کنیم. اگر این نگاه دلسوزانه و خیرخواهانه جایگزین مچگیری شود، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. این مسئله نیاز به ظرفیت دارد و انسان باید باور کند که دنیا بستری برای تعالی است و این تعالی جز با تلاش مستمر برای اصلاح خود و کمک به دیگران حاصل نمیشود.

فرصتسازی از تضادها؛ رشد در دل اصطکاک
شاید بپرسید چرا در مسیر تربیت نوجوان موفق اینقدر چالش وجود دارد؟ پاسخ این است که در حقیقت روابط خانوادگی، خواستگاه اصطکاک و تقابل است. دو انسان با روحیات و سلایق مختلف (والدین و فرزند) در کنار هم زندگی میکنند و طبیعتاً اختلاف سلیقهها باعث ایجاد تقابل میشود.
اما این تقابلها بد نیست؛ بلکه عرصه مناسبی برای ظهور ضعفهای انسان است. انسانی که به فکر تعالی باشد، در این بستر ضعفهای خود را شناسایی و اصلاح میکند. اگر کسی هدفدار زندگی کند، همین اصطکاکها و چالشهای تربیت فرزند، تبدیل به بهترین موقعیت برای رشد و قرب الیالله میشود. پس از چالشها نترسید، آنها پلههای صعود شما و فرزندتان هستند.