حسین فهمیده و بیداری جوانان امروز

شهید حسین فهمیده

در هر دوره‌ای، گاهی انسانی ظهور می‌کند که با یک تصمیم، روح یک ملت را بیدار می‌سازد. هشتم آبان یادآور نوجوانی است که در خرمشهر، با بدنی کوچک اما ایمانی بزرگ، جریان جنگ را تغییر داد. حسین فهمیده تنها نوجوانی نبود که خود را فدای وطن کرد؛ او نوجوانی بود که فهمید. و همین فهم است که امروز نیز می‌تواند چراغ راه جوانان امروز باشد؛ نسلی که جبهه‌اش دیگر خاکریز نیست، بلکه ذهن و وجدان اوست.

نوجوانی که فهمید؛ آغاز بلوغ آگاهی

محمدحسین فهمیده در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۴۶ در قم به دنیا آمد؛ در خانواده‌ای که لقمهٔ حلال، نماز اول وقت و عشق به اهل‌بیت را محور تربیت می‌دانست[1]. او از همان کودکی در کنار درس و بازی، به شعله‌ای از باور درونش گوش می‌داد. وقتی به هنگام حملات هوایی خاموشی می‌زدند، به خواهر و برادرهایش دل داری میداد و می‌گفت: «نترسید، ما در جنگ هستیم.»[2]

این جمله، زبانِ کودکانهٔ کسی بود که از وضع زمانه آگاه بود. درک او از مسئولیت، از جنس ترس نبود؛ از جنس بیداری بود. حسین فهمیده در سن سیزده سالگی، با فهمی شفاف از معنا، تصمیم گرفت میان آسایش و وظیفه، دومی را برگزیند.

در روزگاری که بسیاری از جوانان از تعهد می‌گریزند، این بلوغ فکری می‌تواند الگویی زنده برای جوانان امروز باشد؛ نسلی که باید دوباره بفهمد بزرگ شدن، به سن نیست، به فهم است.

ایمانِ دانا؛ از وصیت‌نامه تا وجدان جوان امروز

در وصیت‌نامه‌اش نوشت: «من عاشق خدا و امام زمان گشته‌ام و این عشق هرگز از قلب من بیرون نمی‌رود.»[3] این جمله را باید نه از زبان یک نوجوان، که از زبان یک عارف کوچک خواند. ایمان او، کور نبود؛ بینا بود.
در سطرهای دیگرش، از «یاری امام و دفاع از حق»[3] سخن گفت، بی‌آن‌که درگیر شعار شود. این همان نقطه‌ای است که ایمان به اندیشه می‌رسد و شور، به شعور بدل می‌شود.

در دنیای امروز، ایمان اگر با درک همراه نباشد، به احساس گذرا تبدیل می‌شود. و این‌جاست که برنامه‌هایی مانند تحول معنوی در سلوک انسانی، با تربیت ایمان دانا، می‌تواند جوان امروز را از شور به شعور و از شور به حضور برساند؛ همان مسیری که حسین فهمیده در ۱۳ سالگی پیمود.


“ایمان، آغاز بلوغی است که سن و سال نمی‌شناسد.”


از میدان خرمشهر تا میدان تصمیم‌های امروز

در هشتم آبان ۱۳۵۹، پنج تانک عراقی رزمندگان ایران را محاصره کردند. محمدحسین، در حالی که پایش زخمی بود، دوید، نارنجک‌ها را به کمر بست و زیر تانک رفت. انفجار، تانک را درجا منهدم کرد و حلقهٔ محاصره شکست[1].
اما حقیقت این حادثه، در چگونگی مردن نبود؛ در چگونگی تصمیم گرفتن بود. او با همان عقل کودکانه، فهمیده بود که باید بایستد. همین فهم، روحی تازه به رزمندگان دمید و نام او را در تاریخ ایران جاودانه ساخت.

اکنون، سال‌ها از آن واقعه گذشته و صحنهٔ نبرد تغییر کرده است. دیگر تانکی در کار نیست، اما فشارهای رسانه‌ای، اخلاقی و اجتماعی، جوان امروز را در محاصرهٔ دیگری قرار داده است. هر بار که یک جوان در برابر بی‌معنایی، ناامیدی یا بی‌عدالتی می‌ایستد، در حقیقت زیر تانک دیگری می‌رود.
او اگر از معرفت و هدف تهی نباشد، می‌تواند با همان اراده، حلقهٔ محاصرهٔ یأس را در هم بشکند.

مسئولیت اجتماعی، جوانان امروز
ایثار امروز، در لبخند، همدلی و تعهد به جامعه متولد می‌شود.

تداوم روح فهمیده در نسل امروز

راز جاودانگی حسین فهمیده در این بود که تصمیمش از ایمان برخاست، نه از هیجان. در زمانه‌ای که هیاهو فراوان است و عمق کم، این ویژگی می‌تواند درس بزرگ نسل جدید باشد.

جوانان امروز برای ادامهٔ راه او، نیاز به میدان جنگ ندارند؛ بلکه به میدان درون نیاز دارند. هرجا که حقیقت بر نفع شخصی ترجیح داده شود، همان‌جا روح فهمیده زنده است.
در کار علمی، در انتخاب‌های اخلاقی، در تلاش برای اصلاح جامعه، همه‌جا می‌توان فهمیدگی را زندگی کرد.

اینجاست که مسیرهایی همچون سیر آموزشی شَذَرات می‌تواند جوان را با ریشه‌های خود آشنا کند؛ با هویتی که از ایمان، تفکر و مسئولیت اجتماعی ساخته می‌شود. این نوع آموزش، پلی است میان شور حسین فهمیده و شعور جوان امروز.

هویت جوانان امروز، تفکر، شذرات
آموزش، امتداد همان فهمی است که حسین فهمیده با عمل خود معنا کرد.

حرف آخر

حسین فهمیده به ما آموخت که سن، معیار بلوغ نیست؛ بلکه ملاک، عقل و ایمان است. او در سیزده سالگی دریافت که انسان می‌تواند با یک انتخاب درست، تاریخ را تغییر دهد.
جوان امروز نیز، اگر بیاموزد که ایمان و عقل را در یک مسیر به کار گیرد، می‌تواند قهرمان دوران خود باشد.
اگر حسین فهمیده تانکی را از حرکت بازداشت، امروز هر جوانی می‌تواند جریان بی‌تفاوتی را متوقف کند و در میدان علم، اخلاق و جامعه، پرچم فهم را برافرازد.

 


پی‌نوشت:

[1] حسین اجازه میدان گرفت

[2] گفتگو با خواهد شهید فهمیده

[3] وصیت نامه منسوب به شهید فهمیده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *