امنیت؛ پیششرط رشد اقتصادی
یک اصل رایج و خدشه ناپذیر در اقتصاد وجود دارد که هر جا امنیت وجود نداشته باشد باعث فرار سرمایه می شود. به این معنی که صاحبان ثروت و سرمایه به دنبال محیطی امن و سودآور جهت سرمایه گذاری و فعالیت اقتصادی می گردند، اقتصاد در آرامش رشد می کند.
تحرکات نظامی آمریکا و مفهوم «سایه جنگ»
تحرکات سیاسی و نظامی آمریکا در منطقه خاورمیانه و حضور ناوهای جنگی در خلیج فارس از رهگذر این اصل رایج، قابل بررسی است. در پی شکست سناریوهای معاندانه جنگ و تحریم در قبال نظام اسلامی ایران، امریکا به دنبال پیاده کردن سناریوی جدید «سایه جنگ» است. سایه جنگ، تهدید دائمی نظامی برای یک کشور محسوب می شود که باعث افزایش ریسک سرمایه گذاری و کاهش سودآوری اقتصادی می شود و نهایتا منجر به فلج شدن مبادلات تجاری بین المللی و مسدود شدن شریان اقتصادی یک کشور میگردد.
اهداف داخلی و خارجی سناریوی سایه جنگ
این برنامه از سوی سیاستمداران آمریکایی با دو هدف داخلی و خارجی در قبال ایران به کار گرفته شده:
هدفگذاری داخلی؛ فشار اقتصادی و بیثباتسازی
در بعد داخلی، موضعگیریهای ترامپ نشان می دهد هنوز به پروژه اغتشاشاتی که اخیرا آن را در ایران مدیریت کرده بود امید دارد و از این طریق به دنبال باز نگه داشتن پرونده اغتشاشات از طریق افزایش نابسامانی اقتصادی در داخل ایران است. حس نا امنی اقتصادی در داخل می تواند باعث کوچ سرمایه از یک مقوله به مقوله دیگر و بی انضباطی مالی گردد. به عنوان مثال مردمی که حس ناامنی اقتصادی دارند غالبا دارایی های خود را به سرمایه های اصطلاحا امن مانند طلا و غیرمنقولات گسیل می دهند که باعث افزایش کاذب قیمتها در این زمینه می شود.
هدفگذاری خارجی؛ ارسال سیگنال تهدید به شرکا
در بعد خارجی سیگنالهایی به متحدان ایران ارسال می کند که ادامه مبادلات تجاری با ایران ممکن است به قیمت توقیف یا از دست دادن سود آنها تمام شود و بهترین موقعیت برای اطلاع از این مراودات تجاری حضور فیزیکی در لوکیشنهای حساس و گذرگاه های منتهی به ایران است.
چرا آمریکا بهدنبال جنگ واقعی نیست؟
بنابراین به چند دلیل می توان گفت قصد ترامپ از این تحرکات، بیشتر کوبیدن بر طبل جنگ است تا آغاز جنگ:
ملاحظات نظامی و میدانی
اول اینکه نیروها و ارتش آمریکا که در دریا مستقر هستند قطعا نسبت به نیروهای ایران که هم در دریا قادر به دفاع هستند و هم مرزهای ساحلی و زمینی را در اختیار دارد آسیب پذیرتر هستند. امکان شلیک موشک و راکت و …در خشکی بسیار ساده تر از آن در دریا و روی آب است.
دوم اینکه آمریکا حدود30 تا35 پایگاه نظامی در منطقه خاورمیانه دارد که اغلب این پایگاه ها در کشورهای همسایه ایران هستند. اگر آمریکا قصد جنگ و شلیک موشک و … به سمت ایران داشته باشد قطعا از این پایگاه ها بهتر میتوان این کار را انجام داد و نیازی به اعزام این حجم از ناو و نیرو به خلیج فارس نیست.
نقش رهبری و پیوند مردم با نظام
سوم و مهمتر از همه، آنچه باعث تمایز انقلاب اسلامی و سایر کشورها شده وجود رهبر معظم انقلاب اسلامی است که درایت سیاسی و امنیتی بی بدیلی دارد.
در واقع دو عنصر مردم و رهبری و پیوند میان این دو، هزینه تقابل هر کشوری با نظام اسلامی را آنقدر بالا برده که هیچ کشوری خطر مقابله با ایران را نمی پذیرد. از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی و شروع رهبری نائبان امام زمان (عجل الله) تا امروز، حدود 47 سال می گذرد. در همه این سال ها اتحادیه اروپا، آمریکا و تعدادی از کشورهای همسایه، سیاست های تقابلجویانه با جمهوری اسلامی ایران را در پیش گرفته اند. مضاف بر این ها، بحران های امنیتی و سیاسی داخلی که ناشی از تمایزات زبانی، و اعتقادی بوده و هر از چندی به شکل گروه های تروریستی در گوشه و کنار مرزهای ایران بروز و بحران سازی کرده، مخاطرات مستمری بوده که تنها از رهگذر درایت و رهبری ایشان حل و فصل شده و ایران اسلامی را به اقتدار فعلی رسانده است.
هزینههای جنگ و محاسبات آمریکا
اقتصاد جنگ و فروش تسلیحات
امروز قدرتمندترین ارتش جهان پس از چندین بار تهدید رسمی به آغاز جنگ، قادر به عملیاتی کردن این اقدام نیست. البته نباید از این مساله غافل بود که بخش قابل توجهی از درآمدهای سالانه آمریکا از ناحیه فروش تسلیحات نظامی و تولید سلاحهای گرم است. و هنگامی بازار فروش این تسلیحات رونق دارد که در یک سرزمین درگیری نظامی وجود داشته باشد.
پیام رهبری و بازدارندگی منطقهای
اما آمریکا با ورود به یک جنگ جدید قطعا باید هزینه های جبران ناپذیری متحمل شود. بدین معنا که به خوبی پیام رهبر انقلاب اسلامی را دریافت کرده که اگر جنگی راه بیندازد این جنگ قطعا یک جنگ منطقهای خواهد بود.1 جنگ در منطقه ای که بازار صادرات کالاهای آمریکایی است، و منابع انرژی این کشور از آنجا تامین میشود، قطعا به زیان آمریکا است.
حجت الاسلام مصطفی آشفته