بررسی تاریخی و تحلیلی صلح امام حسن (ع)
در تاریخ اسلام، پرسش از تفاوت رویکرد دو امام بزرگ، علی(ع) و حسن(ع)، همواره از جمله مسائل محل بحث بوده است. چرا امام اول شیعیان با معاویه جنگیدند و اما امام دوم صلح کردند؟ در نگاه نخست، این تفاوت ممکن است تضادی در سیاست یا منش به نظر آید، اما بررسی دقیق نشان میدهد که صلح امام حسن (ع) و جنگ امام علی(ع) هر دو در مسیر واحدی از حفظ دین و عدالت قرار داشتند. شناخت این دو تصمیم بدون توجه به شرایط تاریخی و اجتماعی زمان هر امام، به برداشت نادرست از منطق امامت منجر میشود.

۱. زمینه تاریخی جنگ امام علی(ع) با معاویه
با آغاز خلافت امیرالمؤمنین علی(ع) در سال ۳۵ هجری، معاویه از بیعت با ایشان خودداری کرد[۱]. این سرپیچی، بحران مشروعیت خلافت را آشکار ساخت. امام علی(ع) با تکیه بر حق الهی خود، مأمور به اقامه عدالت بودند؛ لذا نمیتوانستند حکومت خودسرانه معاویه را بر بخشی از امت اسلامی تحمل کند. نامهنگاریها و اعزام نمایندگان برای مصالحه، پاسخ نگرفت. معاویه «خونخواهی عثمان» را بهانه کرد و از پذیرش حکومت مرکزی طفره رفت.
در این شرایط، امام علی(ع) با وجود میل درونی به صلح، جنگ را آخرین چاره دانست. از دید ایشان، ادامه حاکمیت معاویه مساوی با گسترش ظلم بود. سپاه علی(ع) از نیروهای باانگیزه و عدالتخواه تشکیل شده بود و مردم کوفه هنوز روحیه مقاومت داشتند. بنابراین، جنگ صفین نه از سر عطش قدرت بلکه از تکلیف دینی برای احیای عدل آغاز شد.
۲. مفهوم تکلیف در رفتار امام علی(ع)
امام علی(ع) هرگز جنگطلب نبود؛ بلکه تا زمانی که راه گفتوگو باز بود، از آن بهره میبرد. اما هنگامی که خلافت الهی تهدید شد، «شمشیر» را ابزار اصلاح دانست. از نگاه او، صلح با معاویه نوعی سازش با باطل بود. بنابراین، همانگونه که خود فرمود: «جنگ آخرین چاره است»، نبرد صفین نتیجه بستهشدن راههای دیگر بود.
پس از ماجرای حکمیت و شورش خوارج، امام علی(ع) خود نیز به تلخی نوشت که «مردمان حق را ترک گفتند»؛ اما او تا پایان عمر بر اصل عدالت پافشاری کرد.
۳. شرایط اجتماعی و سیاسی دوران امام حسن(ع)
پس از شهادت امام علی(ع)، امام حسن(ع) با جامعهای مواجه شد که از جنگهای پیدرپی فرسوده بود[۲]. یاران وفادار پدرش یا شهید شده بودند[۳] یا از نبرد خسته. در عراق، قبایل به اختلاف افتاده و روحیه جنگی از میان رفته بود. سپاه امام حسن(ع) از گروههای ناهمگون تشکیل شده بود: شیعیان وفادار، خوارج، و افراد دودل[۴].
در چنین وضعی، امام حسن(ع) دریافت که جنگ دیگر به احیای عدالت نمیانجامد، بلکه به فروپاشی اسلام خواهد انجامید. ایشان به روشنی فرمودند: «به خدا قسم، اگر یاورانی مییافتم هرگز با معاویه بیعت نمیکردم…»[5]. این سخن نشان میدهد که صلح امام حسن (ع) نه از ضعف، بلکه از درک درست واقعیتهای زمان بود.

۴. دلایل و پیامدهای صلح امام حسن (ع)
علت اصلی صلح امام حسن(ع)، ناپایداری سپاه و بیاعتمادی اجتماعی بود. ادامه جنگ، تنها به نابودی اندک مؤمنان باقیمانده میانجامید. ایشان مصالحه را برگزید تا از خونریزی بیشتر جلوگیری کند و بقای اسلام حفظ شود. در قرارداد صلح، شروطی چون ممنوعیت تعیین جانشین از سوی معاویه درج شد؛ اما معاویه بعدها آن را نقض کرد[6].
امام حسن(ع) در پاسخ به اعتراض برخی یاران فرمود: «من برای حفظ دین و امت محمد(ص) صلح کردم؛ همانگونه که پیامبر در حدیبیه صلح کرد.»[7] بدینترتیب، او نشان داد که صلح نیز، همچون جنگ، گاهی شکل اجرای تکلیف است.
صلح امام حسن (ع) نه عقبنشینی سیاسی، بلکه پیشگیری الهی برای بقای حقیقت بود.
جمعبندی
دو امام در یک هدف مشترک بودند: حفظ دین و عدالت. تفاوتشان در شیوه تحقق آن بود. امام علی(ع) در جامعهای با نیروی عدالتخواه، مأمور به جنگ شد؛ امام حسن(ع) در جامعهای سست و متشتت، مأمور به صلح. هر دو در چارچوب «تکلیف الهی» عمل کردند. بنابراین، تضادی میان جنگ امام علی و صلح امام حسن (ع) نیست، بلکه دو جلوه از یک حقیقت است: حفظ اسلام در هر زمان به مناسبترین شکل.
پینوشت:
[۱] تاریخ اسلام، جلد۲۷، صفحه ۴
[۳] روزشمار زندگی معاویه، جلد۱، صفحه ۲۴۶
[5] کتاب سلیم بن قیس الهلالی ، صفحه ۴۵۹
[6] ابن ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱۶، ص۱۷
[7] علل الشرایع، ج۱، ص۲۱۱