در روزگاری که هر روز با انبوهی از اطلاعات و توصیهها روبهرو هستیم، خیلیها یک درد مشترک دارند: «نمیدانم چه انتخابی درست است.» رشته تحصیلی، شغل، همسر، مهاجرت، حتی انتخابهای سیاسی و اجتماعی؛ هرچه علم و رسانه بیشتر شده، سردرگمی هم بیشتر شده است. برای بعضیها، حرف از «ایمان» بیش از آنکه راهحل باشد، شبیه یک شعار تکراری است؛ همان ایمانی که به زعم برخی، فقط به معنای سختی کشیدن است، بدون اینکه مشکلی را حل کند. اما در منطق قرآن و معارف اهلبیت، مسئله چیز دیگری است؛ ایمان «نور» است1. نور ایمان اگر در قلب انسان بتابد، زاویه دید او عوض میشود و قدرت انتخابش بالا میرود.
نور ایمان چیست و چه فرقی با ایمان تقلبی دارد؟
در زندگی امروز، از هر چیز نسخه تقلبی وجود دارد: از فرش کاشان چینی تا برندهای ساختگی. در عالم معنا هم همین اتفاق افتاده است: «خدای چینی»، «دین چینی»، «ایمان چینی». یعنی ظاهری شبیه به اصل، اما بیخاصیت در عمل. ایمان تقلبی ایمانی است که انسان را تنبل، منفعل و توجیهگر میکند. با زبان ایمان حرف میزند، اما وقتی پای اقدام و هزینه دادن میرسد، عقب مینشیند و توجیه میآورد.
قرآن نمونه روشنی از این ایمان بیمار را در ماجرای حضرت موسی علیهالسلام نشان میدهد؛ همان کسانی که میگفتند: «اِذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّکَ فَقاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ»2. به خدا ایمان داشتند، اما ایمانی ترسو و دنیازده؛ ایمانی که حاضر نیست خودش وارد میدان شود. این ایمان نه تنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه به نام دین، فرصتها را میسوزاند. در مقابل، نور ایمان آن باطنی است که به انسان جسارت، حرکت و توکل میدهد. انسان با نور ایمان میفهمد که باید از استعدادها و امکاناتی که خدا داده استفاده کند، نه اینکه پشت تعبدِ ظاهری قایم شود.
ایمان تقلبی معمولاً پر از شعار و احساس است، اما در عمل، در تصمیمهای مهم زندگی حضور ندارد. نور ایمان اما در لحظه انتخاب خودش را نشان میدهد؛ وقتی باید بین راحتی و مسئولیت، بین حق و مصلحت ظاهری، یکی را انتخاب کنی. در این لحظات است که معلوم میشود نور در دل هست یا فقط کلمات زیبا روی زبان مانده است.
“ایمان واقعی، نوری است که خودش در تصمیمهای سخت نشان میدهد، نه در شعارهای راحت و بیهزینه.”
نور ایمان و مسئله انتخاب در عصر رسانه و اطلاعات
در دنیای امروز، رسانه و فضای مجازی ادعا میکنند که کارشان کمک به انتخاب بهتر است؛ اطلاعات بیشتر، آزادی انتخاب بیشتر. اما تجربه نشان میدهد که با وجود این حجم از آگاهی ظاهری، بسیاری از انتخابهای ما اشتباه از آب در میآید. آمار بالای طلاق در میان قشر تحصیلکرده، سردرگمی جوانان در انتخاب رشته، و سرخوردگی بعد از تصمیمهای اقتصادی، نشانه این است که «علم به تنهایی کافی نیست.»
رسانهها با تکنیکهای تبلیغاتی، سلیقه و انتخاب مردم را جهت میدهند. در چنین شرایطی، اگر انسان فقط به ظاهر اطلاعات تکیه کند، خیلی راحت فریب میخورد. اینجاست که نقش نور ایمان روشن میشود. نور ایمان نوعی روشنبینی باطنی است؛ حالتی که انسان پشت صحنه را بهتر میفهمد و در بزنگاهها بهجای هیجان، به حقیقت تکیه میکند.

علم لازم است، اما کافی نیست. بسیاری از خطاها را آدمهای باسواد انجام میدهند، چون نور تشخیص در دلشان ضعیف است. در انتخاب همسر، شغل، دوست و حتی الگوی فکری، فقط دانستن رزومه و ظاهر کافی نیست. نور ایمان کمک میکند آدم بداند این اطلاعات را چطور تفسیر کند و از میان گزینهها آنچه را که به سعادت نزدیکتر است برگزیند. در دورههایی که بهطور تخصصی روی «ایمان درمانی» کار میشود، دقیقاً روی همین نقطه تمرکز میکنند: اینکه چگونه نور ایمان میتواند از دل بحرانهای رسانهای و اطلاعاتی امروز، راهی روشن برای انتخابهای سالمتر باز کند.
“برای انتخاب درست، فقط سواد کافی نیست؛ دل روشن لازم است، دلی که با نور ایمان آشنا شده باشد.”
منزلت قلب؛ خانه نور ایمان
در معارف دینی، بارها آمده است که مقام قلب از مقام عقل بالاتر است. عقل چراغی است که راه را نشان میدهد؛ اما این قلب است که تصمیم نهایی را میگیرد و محبتها و ترسها را در خود جا میدهد. خانه نور ایمان، همین قلب است. وقتی قلب آلوده به دنیاطلبی، ترس افراطی، حسادت و خودخواهی باشد، حتی اگر کتابهای زیادی خوانده باشد، باز هم در لحظه تصمیم میلرزد و انتخاب را خراب میکند.
قلب سالم اما، ظرف مناسبی برای نور ایمان میشود. چنین دلی وقتی در برابر تردید قرار میگیرد، میتواند حقیقت را بهتر حس کند. گاهی انسان بعد از محاسبه عقلی، باز در دلش نسبت به یک انتخاب احساس سنگینی یا روشنی میکند؛ این همان جایی است که منزلت قلب خودش را نشان میدهد. البته این حس دل، وقتی معتبر است که قلب با ذکر، توبه، مراقبه و عمل صالح تا حدی پاک شده باشد، نه اینکه اسیر هوا و هوس مانده باشد.
بسیاری از شکها و درماندگیهای ما، بیشتر از آنکه مسئله استدلال باشند، به خاطر قلبهای خسته و زخمیاند. هر برنامه جدی برای رشد ایمان، ناگزیر باید به درمان قلب بپردازد. بعضی دورههای آموزشی که با عنوانهایی مثل «ایمان درمانی» برگزار میشوند، تلاش میکنند همین کار را انجام دهند: کمک کنند تا انسان ابتدا قلبش را از ایمان تقلبی و ترسهای بیجا خالی کند و سپس نور ایمان را در آن جا بدهد.
جمعبندی؛ از ایمان تقلبی تا نور ایمان
اگر بخواهیم این بحث را در یک جمله خلاصه کنیم، میتوان گفت: مشکل اصلی ما کمبود اطلاعات نیست، کمبود نور است؛ کمبود نور ایمان در قلب. ایمانی که فقط در نمادها باقی مانده، اما در انتخابهای واقعی زندگی غایب است، نه میتواند درمانگر اضطراب باشد و نه راهنمای عمل. در مقابل، نور ایمان آن نیروی درونی است که به انسان جرئت، آرامش و قدرت تشخیص میدهد؛ نوری که علم درست را سر جایش مینشاند و به قلب، معیار سلامتتری برای انتخاب میبخشد.
مسیر رسیدن به این نور، از تصفیه قلب، بازنگری در تعریف ایمان، و تمرینهای عملی آغاز میشود. اگر احساس میکنیم انتخابهایمان مدام دچار تردید و پشیمانی است، شاید وقت آن رسیده باشد که بهجای جستوجوی اطلاعات جدید، به فکر تقویت نور ایمان در دل باشیم؛ نوری که اگر در خانه قلب روشن شود، اتاقهای زندگی را یکییکی روشن خواهد کرد.