در مقاله پیشین، آداب بندگی و نحوهٔ تعامل با پروردگار را آموختیم؛ اینکه چگونه خدا خود معلمِ حمد است و ستارِ عیوب. اکنون نوبت به «عمل» میرسد. دانستنِ آداب کافی نیست؛ سالک برای طی کردن این مسیرِ میانبر، به ابزار نیاز دارد. در عرفان اسلامی، پنج ابزار کلیدی وجود دارد که عارفان از آن به «خمسةِ مُستَأنسة» یاد میکنند. ابزارهای سلوک در ماه رمضان، دقیقا همین پنج اصل هستند که به صورت فشرده و در اوجِ خود، در این ماه جمع شدهاند.
شعر معروف «صمت و جوع و سحر و عزلت و ذکر به دوام / ناتمامانِ جهان را کند این پنج تمام»، نقشهٔ راهِ عملی ماست. در این نوشتار، به بررسی این ابزارها و قلهٔ رفیعِ «توبه» در مکتب امام سجاد (ع) میپردازیم.
پنجِ تمام؛ کیمیای انسانساز در ضیافت الهی
انسان موجودی ناتمام است که پتانسیلِ «تمام شدن» و کامل شدن را دارد. برای تبدیلِ این نقص به کمال، اساتیدِ فن پنج دارو تجویز کردهاند: سکوت (صمت)، گرسنگی (جوع)، بیداریِ سحر (سهر)، کنارهگیری از نااهلان (عزلت) و یادِ مدام خدا (ذکر). شگفتانگیز است که ماه مبارک رمضان، تنها زمانی است که هر پنج مورد به صورت واجب یا مستحبِ مؤکد، در یک بستهٔ واحد به انسان ارائه میشود.
روزه همان «جوع» است؛ بیداری برای سحری همان «سهر» است؛ پرهیز از گناهان زبان تمرینِ «صمت» است؛ و اعتکاف یا دوری از مجالس لهو، همان «عزلت» است. همهٔ اینها مقدمهای هستند برای آن نتیجهٔ نهایی یعنی «ذکر». اگر کسی بتواند در این ماه، این پنج ابزار را به درستی به کار گیرد، سرعتی باورنکردنی در سیرِ الیالله پیدا میکند. اینها ریاضت نیستند، بلکه ورزشِ روح برای قویتر شدن در برابر جاذبهٔ زمین هستند.

توبه؛ بازگشتِ مطلق به سوی مبدأ
در میانِ قلههای دعای وداع امام سجاد (ع)، «توبه» جایگاهی ویژه دارد1. اما اشتباه نکنید؛ توبه در اینجا فقط به معنای استغفار از گناهانِ شرعی نیست. توبه در معنای عمیقتر، یعنی «رجوع». خداوند میفرماید: «یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ»2. ای انسان! تو با رنج و تلاش به سوی پروردگارت در حرکتی. ابزارهای سلوک در ماه رمضان آمدهاند تا جهتِ این حرکت را تنظیم کنند.
توبه یعنی بازگشت از هر راهی که به خدا ختم نمیشود. ممکن است کسی گناه نکند، اما دلش به دنیا مشغول باشد؛ این هم نیاز به توبه دارد. توبه یعنی جدا شدن از «غیر» و پیوستن به «او». امام سجاد (ع) به ما میآموزانند که حتی از لحظاتِ غفلت و سرگرمیهای مباح هم باید به سوی خدا فرار کرد. ماه رمضان، فصلِ این بازگشتِ سراسری است؛ بازگشتی که نه از ترسِ جهنم، بلکه از شوقِ دیدارِ آن «ملاقاتِ نهایی» سرچشمه میگیرد.

اتمامِ نور؛ عبور از آخرین حجابِ “من”
اوجِ خواستهٔ سالک در این ماه، در این جملهٔ قرآنی نهفته است که حتی مؤمنین در بهشت هم زمزمه میکنند: «رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا»3؛ پروردگارا! نور ما را کامل کن. سوال اینجاست: مگر بهشتیان در نور نیستند؟ چرا باز هم درخواستِ تکمیلِ نور دارند؟ پاسخ در یک نکتهٔ ظریفِ عرفانی است: آخرین حجابِ انسان، «خودِ» اوست. تا زمانی که ذرهای از «منیت» و «خودخواهی» باقی باشد، نور کامل نیست.
درخواستِ اتمامِ نور، یعنی خدایا! این باقیماندههای انانیت، جاهطلبی و خودمحوری را هم بسوزان. ابزارهای سلوک در ماه رمضان، تبری هستند بر ریشهٔ این «من». گرسنگی و تشنگی، غرورِ حیوانی را میشکند تا روح بتواند از زندانِ تن رها شود. کسی که به این مقام برسد، دیگر خودش را نمیبیند؛ هرچه میبیند اوست. و این یعنی ورود به بهشتِ نقد، حتی قبل از مرگ.

گام بعدی چیست؟
اکنون که ابزارهای کار را شناختیم و هدف (محو شدن در نور خدا) روشن شد، باید ببینیم خداوند چه نعمتهای ویژهای را در این ماه برای ما تدارک دیده است. آیا میدانید که در این ماه، حتی خواب و نفس کشیدن هم قیمتِ متفاوتی دارند؟
در مقالهٔ آینده، به «اختصاصاتِ ماه رمضان» خواهیم پرداخت؛ نعمتهایی چون نزول قرآن، شب قدر و مضاعف شدنِ پاداشها که این ماه را به «عیدِ اولیاء» تبدیل کرده است.
استاد محمدتقی فیاض بخش
فرصت حضور
آیا به دنبال مسیری مطمئن و میانبُر برای پیمودن راه پر پیچ و خم قرب الهی هستید؟ مسیری که امیرالمؤمنین (ع) درباره آن با دلی پُر درد و غصه می...