همزمان با ۲۴ آبان، سالروز رحلتِ علامه سیدمحمدحسین طباطبایی ـ قدّسسره ـ یادِ آن مفسرِ کبیر و فیلسوفِ جامعالاطراف تجدید میشود [1][2][3]. در این یادداشت، برخی از محورهای اصلیِ بیانات رهبر معظم انقلاب دربارهٔ علامه طباطبایی را بازخوانی کرده و سپس، ذیل هر محور، مصادیق تاریخیِ قابل استناد و تحلیلی کوتاه میآوریم تا نقشِ «پایگاه فکریِ تهاجمی» که محور اصلی فرمایش آیت الله خامنه ای بوده است روشنتر شود.
صورتبندیِ میدان: از «هجومِ واردات فکری» تا جهادِ فکری
آیتاللهالعظمی خامنهای، فرمودند: «یک خصوصیّت، جهادِ فکریِ کمنظیرِ آقای طباطبائی در بحبوحهی تهاجم اندیشههای وارداتی و بیگانه است… چه افکار وارداتی مکتبی و مسلکی مثل مارکسیسم، چه شبههآفرینیها» [1]. فضای فکریِ دهههای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ مملوّ از گرایشهای مادی و شبهههای پراکنده بود [1]. پاسخهای موردی، کفایت نمیکرد؛ نیاز به چارچوب بود، نه صرفاً «جواب» [1].
علامه، بهعنوان معمارِ این پایگاه فکری، «اصولِ فلسفه و روشِ رئالیسم» را طرح کردند و استاد شهید مطهری، حواشی و شروحِ انتقادیِ آن را افزودند؛ مجموعهای پنججلدی با ۱۴ مقاله که مواجههٔ روشمند با ایدئالیسم و ماتریالیسم را سامان میدهد [4][5][6]. همچنین، «عللِ گرایش به مادیگری» از آثار محوریِ استاد شهید مطهری در نقد ریشهایِ ماتریالیسم است [7].
جهاد فکری یعنی تولید چارچوب، نه صرفاً جوابگویی پراکنده. برای امروز، کسی که میخواهد منظومهٔ اعتقادی و اجتماعی را یکپارچه ببیند، از سیرهایی مانند «شَذَرات» (سیر ششترمیِ منظومهمحور) و دورهٔ «الفبای زیستن» برای پیوند مبنا با زندگی روزمره بهره میبرد. چنین سیرهایی، زبان مشترک استدلال را تقویت میکنند و ذهن را برای مواجههٔ فعال با شبهات آماده میسازند.
معماریِ «پایگاه»: مبانی + روایت + شبکهٔ حاملان
رهبری فرمودند: «مرحوم آقای طباطبائی… توانست یک پایگاه فکریِ مستحکم با آرایشِ تهاجمی به وجود بیاورد» [1]. پایگاه، فقط کلاس یا کتاب نیست؛ ترکیبِ مبانی، روایت و شبکهٔ حاملان است [1].
حلقههای گفتوگوی منظمِ علامه و هانری کربن در تهران، از اواخر دههٔ ۱۳۳۰ تا میانهٔ دههٔ ۱۳۵۰، نمونهٔ روشنِ پایگاهسازی است؛ بر پایهٔ گزارشهای پژوهشی و خبریِ معتبر، این جلسات در منازل اهل علم و فرهنگ برگزار میشد و به معرفیِ منسجمِ معارفِ شیعی در افقِ جهانی یاری میرسانْد [8][9].

پایگاه تهاجمی، پیشدستی در تعریف مسئله است؛ یعنی پیش از هجومِ موجها، افقِ بحث را میچیند و ادبیاتِ گفتوگو را میسازد. تهاجمی بودن، در اینجا به معنای پیشرَویِ روشمند و اخلاقمدار است، نه تندیِ زبان.
“پایگاه فکری، دیوارِ دفاعی نیست؛ کارخانهٔ معناست که پیش از شبهه، افق ذهن را معماری میکند.”
ثمرهٔ تربیتی: از «تدافع» به «تهاجمِ استدلالی»
فرمانده معظم کل قوا در ادامه فرمایشاتشان در مورد علامه طباطبایی اشاره کردند که : «آشنا [شدگان] با افکار ایشان، موضعشان… موضعِ تهاجمی بود؛ نمونهاش همین کتابهای آقای مطهّری است» [1]. استاد شهید مطهری ـ که ایشان نیز از شاگردانِ برجستهٔ علامه بودند ـ با حواشی بر «اصول فلسفه» و نگارش آثاری چون «علل گرایش به مادیگری»، زبانِ مبناییِ مواجهه با ماتریالیسم را به نسلِ دانشگاهی منتقل کردند [4][7].
این مسیر، در ساحتِ نهادسازی نیز تداوم یافت: شهید آیتالله بهشتی ـ که ایشان نیز از شاگردانِ علامه بهشمار میآیند ـ از ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۹ در مرکز اسلامی هامبورگ نقش محوری داشتند و سپس در مجلس خبرگانِ قانون اساسی ۱۳۵۸ در جایگاهِ منتخبِ مردم و نایبرئیس، در صورتبندی حقوق و ساختارها نقش آفریدند [10][11][12][13].


برای تربیتِ حاملانِ زبانِ گفتوگو، دورهٔ «تربیت و رشد اسلامی» اندیشهٔ تربیتیِ استاد شهید مطهری را نظاممند مرور میکند و درس «آزادی انسان (بینش مطهر)» نیز نسبتِ جهاد درونی و اجتماعی را روشن میسازد. این دست سیرها، «تهاجم اخلاقیِ استدلالی» را تقویت میکند.
«المیزان» و «اصول فلسفه»: موتورِ اجتماعیِ پایگاه
رهبر انقلاب: «این تفسیر، دریایی از معارف سیاسی و اجتماعی است… امروز هم مسائلِ روزِ ماست» [1]. المیزان، در کنار مباحث معرفتی، نسبتِ فرد و جامعه، سننِ تاریخی و عدالت را در افقِ هدایتی میکاود [1]. پژوهشهای دانشگاهی نیز «گرایش اجتماعی» در المیزان و تحلیلِ «تضادهای اجتماعی» نزد علامه را بهتفصیل مستند کردهاند [14][15][16][17].
مقالات پژوهشیِ دانشگاه تهران و نشریات علمی (۱۴۰۱) نشان میدهند که علامه، تضادهای اجتماعی را طبیعی/دینی تفکیک میکنند و برای حلّ تعارضها به بازگشتِ روشمند به مبانیِ قرآنی فرا میخوانند [16][17]. در نتیجه، «مبنای ژرف»، امکانِ ترجمهٔ مسئلهٔ روز به زبانِ وحیانی–عقلانی را فراهم میکند [14][15].
برای اینکه مبنا به زیست تبدیل شود، دورههایی مانند «از خدائیم» (تقویت توحیدِ رفتاری) و «زیرِ پوستِ جهان» (نماز بهمثابهٔ کانونِ اصلاح) ذهن را از سطح گزارهها به سطح سلوک فکری–اجتماعی میبرد. تمرینِ «جهاد اکبر» نیز بیبدیل است؛ شرحهای آموزشی بر چهل حدیث/جهاد اکبر، همین پیوند درون/برون را سامان میدهد
“وقتی مبنا ژرف است، مسئلهٔ نو هراسناک نیست؛ نظمِ معنا آن را هضم میکند.”
تلاش در زمینه تولید علومِ انسانی با رویکرد تهاجمی
در ادامه آیت الله خامنه ای وظیفه امروز ما را مشخص کردند: «این پایگاهِ فکریِ تهاجمی را مرحوم آقای طباطبائی به وجود آورد؛ ماها باید این کار را یاد بگیریم: تشکیلِ پایگاههای فکریِ پُرکنندهٔ خلأها و دارای جنبهٔ تهاجم» [1]. این تأکید، یک وظیفهٔ جاری است، نه خاطرهٔ تاریخی. «نوبتِ ما» یعنی عبور از «پاسخگوییِ پراکنده» به راهبردِ تولیدِ چارچوب در ساحتهای اقتصاد، سیاست، فرهنگ و علوم اجتماعی.
راهبردهای اساسی:
۱) صورتبندیِ مبنا-مسئله: برای هر حوزه (اقتصاد/سیاست/فرهنگ)، نقشهٔ مبانی ترسیم شود؛ سپس مسائل کلیدی با همان زبان بازنویسی شوند تا راهِ حلّ، از مبنا بجوشد، نه از الگوهای وارداتی.
>۲) شبکهٔ حاملانِ میانرشتهای: پیوندِ حوزه و دانشگاه، با حاملانی که مثل استاد شهید مطهری، زبانِ مدرسه و رسانه را جمع کنند؛ حاملان، تنها ناقلِ محتوا نیستند، بلکه طراحِ زبانِ عمومی نیز هستند.
>۳) نهادسازیِ یادگیرنده: الگوی شهید آیتالله بهشتی در هامبورگ و سپس خبرگان قانون اساسی، نشان میدهد که چارچوب، اگر عمیق باشد، در نهاد رسوب میکند: مرکز علمی، اندیشکده، اتاق فکر، کرسی نظریهپردازی و رسانه.
۴) روایتِ اقناعیِ اخلاقمحور: تهاجمی بودن، با ادبِ علمی جمع میشود؛ باید روایتِ قانعکننده ساخت که هم به عقل احترام میگذارد، هم به کرامتِ انسان.
۵) ارزیابیِ اثر اجتماعی: سنجشِ «نفوذِ چارچوب» در ذهنِ مردم، سیاستگذار و دانشگاه؛ هدف، تغییرِ «معیارِ قضاوت» است، نه صرفاً تولیدِ متن.
این خط، از استاد شهید مطهری در مواجههٔ فلسفی–رسانهای تا شهید آیتالله بهشتی در معماریِ حقوقی–نهادی امتداد یافت؛ هر دو، بهروشنی از شاگردانِ علامه بودند و در تربیتِ نسل و نهاد، اثر گذاشتند [1][10][11][12][13]. اینها، شواهدی روشن از ثمرهٔ پایگاه هستند: انسان، زبان و نهاد.
پینوشت:
[1] پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب اسلامی، «بیانات در دیدار اعضای ستاد برگزاری کنگره بینالمللی بزرگداشت علامه طباطبائی»، ۱۷ آبان ۱۴۰۲. https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=54370 (Khamenei.ir)
[2] پایگاه حوزه، «ویژهنامهٔ سالروز رحلت مفسر بزرگ شیعه علامه طباطبایی(ره)»، تاریخ وفات: ۲۴ آبان ۱۳۶۰. https://hawzah.net/fa/Occation/View/39866/ (Hawzah Net)
[3] خبرگزاری حوزه، «روایت شگفتانگیز دفن صاحب تفسیر المیزان»، یادآور ثبتِ ۲۴ آبان در تقویم. https://www.hawzahnews.com/news/431453/ (خبرگزاری حوزه)
[4] نورلایب، «اصول فلسفه و روش رئالیسم» (۵ جلد، با پاورقیهای استاد شهید مطهری)، انتشارات صدرا. https://noorlib.ir/book/info/3325/ (Noorlib)
[5] کتابخانهٔ مدرسه فقاهت، شناسنامهٔ «اصول فلسفه و روش رئالیسم»، ج۱، ص۷، انتشارات صدرا، ۱۳۹۰، شابک: 978-964-5600-82-0. https://lib.eshia.ir/11029/1/7 (lib.eshia.ir)
[6] ویکیپدیا (برای اطلاعات کتابشناختی مکمل): «اصول فلسفه و روش رئالیسم». https://fa.wikipedia.org/wiki/اصول_فلسفه_و_روش_رئالیسم (Wikipedia)
[7] فایل PDF: استاد شهید مرتضی مطهری، «علل گرایش به مادیگری»، (انتشار اولیه: ۱۳۵۰)، نسخهٔ آنلاین. https://dl.3danet.ir/motahari/علل%20گرایش%20به%20مادیگری.pdf (dl.3danet.ir)
[8] ایسنا، «داستان دیدارهای تاریخی کربن و علامه طباطبایی»، گزارش پژوهشی–خبری از حلقهٔ تهران. https://www.isna.ir/news/1404082415124/ (ایسنا)
[9] خبرآنلاین، «گفتوگوی دو جهان: علامه طباطبایی و هانری کربن…»، گفتوگو با دکتر رحمتی دربارهٔ جلسات. https://www.khabaronline.ir/news/2138741/ (خبرآنلاین)
[10] ویکیشیا، «مرکز اسلامی هامبورگ»، فهرست رؤسا؛ سید محمد حسینی بهشتی (۱۳۴۴–۱۳۴۹). https://fa.wikishia.net/view/مرکز_اسلامی_هامبورگ (WikiShia)
[11] ویکیشیا، «سید محمد حسینی بهشتی»، شاگردی نزد علامه و فعالیتهای علمی–اجرایی. https://fa.wikishia.net/view/سید_محمد_حسینی_بهشتی (WikiShia)
[12] پژوهشکدهٔ تاریخ معاصر، «آیتالله سید محمد حسینی بهشتی»، نقش در خبرگان قانون اساسی و نیابت ریاست. https://www.iichs.ir/fa/news/983/ (iichs.ir)
[13] ویکیپدیا، «سید محمد بهشتی»، عضویت در مجلس خبرگان قانون اساسی و مسئولیتهای پس از انقلاب. https://fa.wikipedia.org/wiki/سید_محمد_بهشتی (Wikipedia)
[14] نشریهٔ «اندیشهٔ علامه طباطبایی»، فاطمه حسینیمیرصفی، «گرایش اجتماعی در المیزان فی تفسیر القرآن»، ۱۳۹۴. https://tat.atu.ac.ir/article_1029.html (tat.atu.ac.ir)
[15] پایگاه قرآنپژوهی (ISCA)، همان مقالهٔ «گرایش اجتماعی در المیزان»، اطلاعات کتابسنجی. https://quran.isca.ac.ir/fa/Article/Detail/15908/ (quran.isca.ac.ir)
[16] نشریهٔ دانشگاه تهران، «تضادهای اجتماعی در اندیشهٔ علامه طباطبایی مبتنی بر تفسیر المیزان»، ۱۴۰۱، ش۳، صص ۵۹–۸۰.
https://jstmt.ut.ac.ir/article_91233.html (jstmt.ut.ac.ir)[17] پرتال جامع علوم انسانی، نمایهٔ همان مقاله با DOI. https://www.ensani.ir/fa/article/547488 (پرتال جامع علوم انسانی)
