عشق الهی و جایگاه آن در ساختمان هستی

عشق الهی ، جوان مشغول عبادت

عشق الهی، کلید فهم بسیاری از حرکت‌های پنهان عالم است؛ نیرویی که انسان تنها با تغییر زاویه دید می‌تواند حضور دائمی آن را در همه‌جا احساس کند. آن‌گونه که حکیمان گفته‌اند، هر موجودی به اندازه بهره‌ای که از وجود دارد، سهمی از معرفت، اراده و محبت نیز در خود حمل می‌کند1. این حقیقت، چشم انسان را به واقعیتی تازه باز می‌کند: همه عالم عاشق‌اند و این عشق، امتداد همان عشق الهی است که پایه آفرینش را شکل می‌دهد2. در همین مسیر است که دوره‌هایی مانند ایمان‌درمانی تلاش می‌کنند نگاه انسان را دوباره به سرچشمه محبت برگردانند تا ایمان، از ته‌نشینی به جریان بازگردد.

عشق الهی و معنای وجودی عالم

هر موجودی به اندازه وجود خود کمالی دارد و هنگامی که به سمت آن کمال حرکت می‌کند، این حرکت را می‌توان «شوق» نامید؛ امّا اصلِ این شوق از عشق برمی‌خیزد. این نگاه، دریچه‌ای تازه برای فهم رفتار عالم می‌گشاید.
به بیان حکیمان، هیچ موجودی بی‌محبت نیست؛ حتی جمادات نیز سهمی از عشق دارند. قرآن از سجده همه موجودات سخن می‌گوید3 حالتی که تن دادن به کمال مطلق را معنی می‌کند و نهایت عاشقانه‌بودن است. وقتی انسان این نگاه را تجربه می‌کند، حتی اشیا اطراف او نیز معنای تازه می‌یابند؛ آن‌گونه که در روایتی آمده است حتی زمین بر مومنی که از دنیا رفته است «گریه» می‌کند4؛ گریه‌ای که همان اظهار فراق است.

در این سپهر فکری، دیگر عالم مجموعه‌ای از عناصر سرد و بی‌روح نیست؛ بلکه شبکه‌ای از عشق است که در همه‌چیز جریان دارد. آیه «یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ»5 در چنین بستری معنا می‌گیرد. حتی حرکت افلاک -طبق نظر ملاصدرا- نیز بر اساس عشق سامان می‌یابد6. این نگاه، انسان را دعوت می‌کند که نه تنها با دعا و عبادت، بلکه با رویکردی عاشقانه به جهان بنگرد.

عشق الهی، نور، مسجد، سجده، معنویت.

چگونه عشق الهی جهان را در آغوش می‌گیرد؟

وقتی میگوییم: «همه عالم عاشق‌اند»، شاید نخستین واکنش این باشد که آیا این سخن اغراق‌آمیز نیست؟ اما بررسی دقیق رفتارهای طبیعت نشان می‌دهد که هر عنصر، حرکتی هدفمند و عاشقانه دارد.
در داستان ولادت حضرت موسی علیه السلام آب مأمور شد تا از ایشان محافظت کند7. این نکته نشان می‌دهد که در نگاه الهی، طبیعت صرفاً ماده‌ای بی‌جان نیست؛ بلکه مأمور است و این مأموریت را با عشق انجام میدهد. روز، شب، باد، باران و حتی قطره‌ای که از آسمان می‌افتد، همه حامل محبتی هستند که از عشق الهی سرچشمه گرفته است.

انسان در چنین جهانی اگر به مسیر ایمان قدم بگذارد، هماهنگ با این ریتم عاشقانه حرکت می‌کند. هر موجودی وقتی نشانی از عشق الهی را در انسان ببیند، به او احترام می‌گذارد. این احترام، مادّی نیست؛ بلکه از سنخ محبت است. به همین دلیل است که در برخی تجربه‌های عرفانی یا حوادث استثنایی، انسان شاهد نوعی «همراهی عالم» می‌شود. همراهی که تنها چشمِ عشق آن را می‌بیند.

و درست همین نگاه است که دوره‌هایی مثل ایمان‌درمانی بر آن تأکید دارند. بازگرداندن انسان به ساختاری از ایمان که در آن، عشق الهی به‌جای باقی‌ماندن در لایه‌های ذهنی، در رفتار و احساسات او جریان پیدا می‌کند.


“وقتی به عشق الهی برسی، جهان از پراکندگی به منظومه‌ای هماهنگ تبدیل می‌شود؛ جایی که هر جزء به‌سوی کمال خود در حرکت است.”


جذابیت عشق الهی در جهان انسان

نمونه‌های فراوانی از اثر عشق در زندگی انسان‌ها دیده می‌شود. نقل شده است که پیامبر اکرم حتی با اشیاء اطراف‌شان رابطه‌ای محبت‌آمیز داشتند؛ از نام‌گذاری ابزار کار گرفته تا مراقبت از کوچک‌ترین وسایل8. این محبت سطحی نیست؛ بلکه شعور عالم را به رسمیت می‌شناسد.
وقتی عشق الهی در دل انسان فعال می‌شود، دیگران نیز آن نور را احساس می‌کنند؛ همان‌گونه که نقل است ملائکه نام برخی بندگان را که می‌شنیدند، از شدت محبت شعله‌ور می‌شدند9. این محبت، از سنخ تمایل‌های معمول انسانی نیست؛ بلکه ارتباط میان وجودهای روشن است.

در این میان، یکی از نکات دقیق حکیمانه، تفاوت میان عشق و شوق است. شوق، حرکت به سمت کمال است؛ اما عشق، خودِ چسبندگی وجودی به کمال است10. هرچه انسان از حیث ایمان قوی‌تر شود، این چسبندگی شدیدتر می‌شود. این همان حقیقتی است که انسان را در سخت‌ترین موقعیت‌ها پایدار می‌کند و گاهی او را به درجاتی می‌رساند که از فهم عادی فراتر است.

مردی در حال قدم‌زدن در رواق مسجدی ایرانی با نور طلایی که مسیرش را روشن کرده است. کلیدواژه: سیر معنوی، عشق الهی، حرکت، نور.

از نگاه عرفان تا تجربه زیسته انسان

شرح عشق الهی تنها در مباحث فلسفی یا عرفانی متوقف نمی‌شود؛ بلکه در زندگی روزمره نیز قابل لمس است. نقل است که برخی بزرگان، شدت عشق‌شان به خدا به‌گونه‌ای بوده که حتی پزشکان نیز اثر فیزیولوژیک آن را مشاهده کرده‌اند11.
عشق الهی مانند شعله‌ای است که کم‌کم اوج می‌گیرد؛ نه هیجانی زودگذر، بلکه آتشی آرام و پیوسته که انسان را می‌پزد و خالص می‌کند. مولوی آن را «شعلهٔ شرکت‌سوز» می‌نامد12؛ شعله‌ای که شریک‌ها را می‌سوزاند تا انسان تنها بماند با آنچه باید باشد: با خدا.

از نگاه دینی، انسان تنها موجود ناکوک عالم است؛ زیرا می‌تواند از جریان عشق فاصله بگیرد. امّا اگر به ایمان حقیقی برسد، دوباره با ریتم عالم هماهنگ می‌شود. این هماهنگی همان چیزی است که آرامش، معنا و جهت را در زندگی پدید می‌آورد.

مرد مسلمانی در حال مناجات، با نور نرمی که از محراب بر او می‌تابد. کلیدواژه: مناجات، عشق الهی، نور محراب، آرامش.


عشق الهی آتشی نیست که بسوزاند؛ آتشی است که می‌پالاید و انسان را آماده دریافت نور می‌کند.”


نتیجه

وقتی جهان را بر اساس عشق الهی ببینیم، بسیاری از مشکلات انسانی معنای تازه‌ای پیدا می‌کنند. آنچه انسان را آزار می‌دهد، جدایی از جریان محبت است. ایمان، هنگامی که فعال و جاری باشد، انسان را در مسیر این جریان قرار می‌دهد؛ درست همان نکته‌ای که در دوره‌هایی مانند ایمان‌درمانی دنبال می‌شود.
در چنین نگاهی، هر روز و هر لحظه، فرصتی برای شنیدن پیام‌های عالم است؛ پیام‌هایی سرشار از محبت، امید و حرکت به‌سوی کمال.

 


پی‌نوشت:

  1. ر.ک مقاله تبیین نسبت بین شعور موجودات مادی و
    استکمال آنها از نظر مالصدرا
  2. صحفه سجادیه، دعای اول
  3. سوره حج، آیه 18 / سوره رعد، آیه 15 / سوره نحل، آیه 49
  4. الکافي  ,  جلد۳  ,  صفحه۲۵۴
  5. سوره حدید، آیه ۱ / سوره حشر، آیه ۱ / سوره صف، آیه ۱ / سوره جمعه، آیه ۱ 
  6. اسفار، جلد7 ص148
  7. تفسیر نمونه، ج13، ص199 
  8. بحار الأنوار  ج۱۶ ص۱۲۵
  9. نقل قول استاد امینی خواه از استادشان؛ ر.ک دوره ایمان درمانی
  10. فرق «عشق» و «شوق»
  11. سوخته ، ص261 / افلاکیان خاک نشین ص15
  12. مثنوی، دفتر پنجم، بخش 29

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *