عشق واقعی؛ چرا بسیاری از عشق ها پایدار نیستند؟

همه ما اسم عشق واقعی را زیاد شنیده‌ایم؛ اما در عمل، چیزی که تجربه می‌کنیم بیشتر شبیه هیجان زودگذر است تا محبتی عمیق و ماندگار. در نگاه دینی، ریشه‌ی این مشکل برمی‌گردد به «قوت قلب» و «ایمان». در روایتی نقل شده است که امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمودند: این‌طور نبود که درِ خیبر را با زور بازو برداشته باشم،بلکه با قوت ملکوتی این کار را انجام دادم1. یعنی اول قلب، بعد بدن؛ اول ایمان، بعد توان.

همین منطق را در زندگی عارفانی مثل آیت‌الله بهجت و امام خمینی رضوان‌الله علیهما می‌بینیم؛ نود و چند ساله، اما از جوان بیست‌ساله سرحال‌تر، با نشاط‌تر و باانگیزه‌تر. این انرژی، فقط یک سوخت عادی نیست؛ سوختی است که از ایمان سرچشمه می‌گیرد و اگر این ایمان وارد روابط عاطفی انسان بشود، خروجی‌اش همان چیزی است که ما دنبالش هستیم: عشق واقعی و پایدار.

عشق واقعی از کجا شروع می‌شود؟

بعضی‌ها خیال می‌کنند ایمان یعنی فقط «تعبد خشک»، یعنی هرچه گفتند چشم بگو و برو یک گوشه بنشین؛ اما در نگاه اهل‌بیت علیهم‌السلام، ایمان یعنی شور، حرارت، عشق و نور. امام خمینی، شهید چمران و بزرگان دیگر، اول عاشق بودند و بعد مجاهد. ایمان آنها، به زندگی‌شان نشاط می‌داد، عبادتشان را گرم می‌کرد و به روابطشان عمق می‌بخشید.

وقتی قلب قوی شد، آدم نود ساله هم می‌تواند سرپا درس بگوید، عبادت کند، تصمیم‌های بزرگ بگیرد و حتی در روزهای آخر عمر، فتوای سنگینی مثل حکم سلمان رشدی را صادر کند2. این همان نقطه‌ای است که ایمان، تبدیل می‌شود به موتور محرک عشق واقعی؛ عشقی که از خستگی، پیری، بیماری و تغییر ظاهر نمی‌ترسد.

در دوره آموزشی «ایمان درمانی» دقیقاً درباره همین نقطه صحبت می‌شود؛ اینکه چطور می‌شود ایمان را از حالت تئوری و ذهنی بیرون آورد و تبدیلش کرد به نیروی زنده‌ای که در قلب، رفتار، خانه و رابطه عاطفی اثر واقعی بگذارد.

نشانه‌های عشق واقعی در زندگی روزمره

اگر بخواهیم از نشانه‌های عشق واقعی حرف بزنیم، باید به نتایج نگاه کنیم، نه فقط به احساس‌های اول رابطه. ایمان که وارد زندگی می‌شود:

  • بی‌حوصلگی و بی‌انگیزگی جای خودش را به امید و حرکت می‌دهد.
  • سردی تدریجی بین همسران تبدیل می‌شود به رشد تدریجی محبت.
  • به‌جای مقایسه همسر با دیگران، تمرکز روی خودسازی و بهترشدن رابطه می‌آید.

وقتی ایمان ضعیف است، مرد در محیط کار و فضای مجازی مدام مقایسه می‌کند، زن محبت را جای دیگری جستجو می‌کند، و رابطه روی لبۀ سردی و فرسایش می‌ماند. اما وقتی عشق به خدا و اهل‌بیت در دل جدی می‌شود، این محبتِ بالاتر مثل یک کانال، دل‌ها را به هم وصل می‌کند.

در مراسم راهپیمایی اربعین، این را خیلی خوب می‌شود دید؛ آدم‌هایی که هیچ نفع شخصی از همدیگر ندارند، اما به عشق امام، همدیگر را در آغوش می‌گیرند، پذیرایی می‌کنند و می‌گویند: «به عشق اباعبدالله». این همان مدل ارتباط است که اگر وارد زندگی مشترک شود، نتیجه‌اش عشق واقعی و پایدار است، نه یک احساس مصرفی و تمام‌شونده.

حیاط مسجد با نور آرام، نماد آرامش عشق واقعی بر پایه ایمان

عشق واقعی بدون ایمان، پایدار نمی‌ماند

در دنیای مدرن امروز، مدل غالب رابطه این است: «با هم زندگی کنیم، ببینیم چی می‌شود. اگر هم نشد، جدا می‌شویم.» این نگاه، عشق را تبدیل می‌کند به یک تجربه موقت، مثل تست‌کردن یک محصول. اما در نگاه مؤمنانه، عشق بدون ریشه، شبیه خانه‌ای است که بدون پی ساخته شده باشد. ظاهرش ممکن است زیبا باشد، اما با اولین زلزله می‌ریزد.

شهید چمران نمونه‌ای از انسانی است که عشقش را به یک «عشق بالاتر» گره زد. او در آمریکا زندگی، موقعیت، همسر و فرزند داشت، اما وقتی پای جبهه، انقلاب و ایمان وسط آمد، تصمیم گرفت خودش را در مسیر دیگری خرج کند. این یعنی محور اصلی عشق او، چیزی فراتر از راحتی و رفاه بود.

همچنین از طرف دیگر، علامه طباطبایی را داریم که بعد از رحلت همسرشان، سال‌ها هر روز کنار مزار او می‌رفتند و اشک می‌ریختند. وقتی از ایشان پرسیدند شما که می‌گویید همه تعلقات دنیایی باید کم‌رنگ شود، این محبت شدید به همسر یعنی چه؟ پاسخ دادند که «این محبت، از جنس محبت‌های معمولی نبود؛ از جنس همان عشقی بود که بر محور خدا و ایمان شکل گرفته بود.» این می‌شود عشق واقعی؛ عشقی که نه با افول زیبایی از بین می‌رود، نه با بیماری، نه با سختی.

دقیقاً همین‌جا است که دوره‌هایی مثل «ایمان درمانی» معنی پیدا می‌کند؛ چون نشان می‌دهد مشکل فقط مهارت ارتباطی یا روان‌شناسی تکنیکی نیست؛ مسأله ریشه ایمان و نوع نگاه ما به محبت است.


“تا وقتی انسان در عالم حیوانیت است، عشق هم در حد شهوت و نفع شخصی باقی می‌ماند”


چطور ایمان را برای رسیدن به عشق واقعی تقویت کنیم؟

برای رسیدن به عشق واقعی، لازم نیست کارهای عجیب و غریب بکنیم؛ اما باید چند نکته اساسی را جدی بگیریم:

  1. باور کنیم که مشکل اصلی، کمبود ایمان است
    تا وقتی فکر می‌کنیم مشکل فقط ظاهر، درآمد یا رفتار طرف مقابلمان است، دنبال نسخه‌های سطحی می‌رویم. نقطه شروع، این است که بپذیریم ریشه بسیاری از سردی‌ها، در ضعف ایمان و قوت قلب است.
  2. ایمان را از مسجد به خانه بیاوریم
    ایمان اگر فقط در نماز و دعا محصور بماند، وارد روابط نمی‌شود. مؤمن واقعی، همسرش را «به عشق امیرالمؤمنین» دوست دارد، بچه می‌آورد «به عشق اهل‌بیت»، فداکاری می‌کند «برای رضای خدا». این‌طوری محبت، بر محور ولایت و ایمان می‌ایستد و ثابت می‌ماند.
  3. الگوها را عوض کنیم
    به‌جای الگو گرفتن از سریال‌ها و روابط مصرفی، باید داستان‌هایی مثل زندگی امام، علامه، شهدا و مؤمنان واقعی را در ذهن خود و خانواده‌مان زنده کنیم. این الگوها، شکل علاقه‌های ما را عوض می‌کنند.
  4. آموزش‌های عمیق ایمانی را جدی بگیریم
    همان‌طور که برای موفقیت شغلی دوره می‌بینیم، برای سلامت رابطه و قلب هم نیاز به آموزش داریم. مباحثی که در قالب دوره «ایمان درمانی» مطرح می‌شود، کمک می‌کند بفهمیم چطور می‌شود از سطح احساسات شکننده عبور کرد و به ایمان و محبتی برسیم که حتی وسط بحران‌ها هم پابرجا می‌ماند.

اگر ایمان تقویت شود، دل عوض می‌شود؛ و وقتی دل عوض شد، نگاه، انتخاب، صبوری، وفاداری و کیفیت عشق هم عوض می‌شود. این‌جاست که «عشق واقعی» دیگر یک شعار یا فیلم عاشقانه نیست؛ تبدیل می‌شود به تجربه‌ای زنده در زندگی ما.

  1. الأمالی (للصدوق)  ج۱ ص۵۱۳
  2. حکم امام خمینی برای سلمان رشدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *