استرس زناشویی از «توقعِ راحتیِ مطلق» شروع میشود
استرس زناشویی غالباً از جایی آغاز میشود که آدم، زندگی را جای آسایش مطلق بداند. در این نگاه، خوشی باید همیشگی باشد. آرامش باید بیوقفه بماند. اما سنت این عالم چنین نیست. در همین دنیا هر شادی، سایهای از غم دارد. هر شیرینی، تلخیِ همراه دارد. بنابراین اگر زوجین با تصور اینکه «همهچیز باید راحت باشد» وارد زندگی شوند، با نخستین موج سختی، ذهنشان آشفته میشود. سپس زبانشان تند میشود. بعد هم اختلافها بزرگتر دیده میشود.
وقتی توقعِ راحتیِ کامل شکل گرفت، واقعیت بیرون آن را نقض میکند. هزینهها بالا میرود. خستگی میآید. سوءتفاهم پیش میآید. بیماری و فشار کار هم اضافه میشود. در این لحظه، مشکل فقط مشکل بیرونی نیست. مشکل اصلی، فاصلهٔ بین «تصور» و «سنت جهان» است. چون خداوند در این دنیا، راحتی مطلق نگذاشته است. پس کسی که دنبال خوشیِ مطلق میگردد، مدام ناآرام میماند. در ذهنش یک «چه کنم چه کنم» دائمی میچرخد.
از سوی دیگر، این توقعِ غلط، پای مقایسه را باز میکند. آدم زندگی خودش را با زندگی دیگران میسنجد. عکسهای بینقص را معیار میگیرد. سپس نتیجههای نامطلوب جمع میکند. همین نتیجهها، آرامش را میبلعد. بعد استرس زناشویی بالا میرود. در نتیجه، حتی لحظههای خوب هم دیده نمیشود. چون ذهن، دنبال «کمبود» میگردد. بنابراین اصلاح توقع، اولین ترمزِ استرس است.

استرس زناشویی با فهم «سنتِ سختی» فروکش میکند
برای فروکش کردن استرس زناشویی، باید با یک واقعیت آشنا شد: زندگی میدان تلاش است. قرآن این حقیقت را تذکر میدهد:
﴿يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ﴾ (سوره[الانشقاق]، آیه[6])
این آیه، مسیر را روشن میکند. انسان تا دیدار پروردگار، در کدح و کوشش است. پس رنج، نشانهٔ شکست نیست. رنج، بخشی از سنت راه است. وقتی این معنا جا بیفتد، ذهن از جنگ با واقعیت دست میکشد. در نتیجه، فشار روانی کم میشود.
قرآن در جای دیگر نیز بر همین معنا تأکید دارد:
﴿لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ﴾ (سوره[البلد]، آیه[4])
انسان در رنج آفریده شده است. یعنی سختی، استثنا نیست. قاعده است. بنابراین زوجی که این سنت را میفهمد، سختی را میبیند، اما خرد نمیشود. چون سختی را «طبیعی» میداند. او تلاش میکند. حرکت میکند. گفتوگو میکند. و در همان حال، آرامش را حفظ میکند. این آرامش، محصول چشمبستن نیست. محصول معنابخشی است.
در مقابل، کسی که دنیا را جای خوشی مطلق میپندارد، دائماً ناآرام میشود. چون هر مانع را «بیعدالتی» میبیند. هر اختلاف را «پایان عشق» میخواند. سپس استرس زناشویی را به خانه میآورد. در نتیجه، رابطه تنگتر میشود. اما اگر زوجین بپذیرند که آرامشِ مطلق در دنیا وعده نشده است، از یک آرامش روحیِ عمیقتر بهره میبرند. چون توقعشان با واقعیت همقد میشود.

سه تمرین برای خاموش کردن استرس زناشویی در خانه
اولین تمرین، «بازتنظیم توقع» است. هر ماه یک گفتوگوی کوتاه بگذارید. سه سؤال کافی است: این ماه چه سختیهایی طبیعی است؟ از هم چه انتظارِ واقعبینانهای داریم؟ کدام انتظار، فشار اضافی میآورد؟ سپس توقعهای مبهم را به جملههای ساده تبدیل کنید. چون توقعِ روشن، دعوا را کم میکند. همچنین کمک میکند سختیها به «مسئله» تبدیل شوند. نه به «اتهام». در نتیجه، استرس زناشویی آرامآرام فرو مینشیند.
دومین تمرین، «قطع مقایسه» است. مقایسه، آرامش را سوراخ میکند. چون همیشه کسی هست که ظاهراً بهتر است. پس یک قانون کوچک بگذارید: هر وقت ذهن خواست مقایسه کند، سه نعمت واقعیِ خانه را نام ببرید. سپس یک قدم کوچک برای بهتر شدن بردارید. این کار، ذهن را از خیال به عمل میآورد. از سوی دیگر، شبکههای اجتماعی را مدیریت کنید. دیدن زندگیِ ویترینی، توقع را بالا میبرد. بنابراین زمان مصرف را کم کنید. نتیجه، سبک شدن روان است.
سومین تمرین، «صبرِ فعال» است. صبر، فقط تحمل نیست. صبر یعنی تحمل همراه با حرکت. وقتی اختلاف پیش آمد، زمان را مدیریت کنید. اگر هیجان بالا رفت، توقف کوتاه بگذارید. سپس با واژههای آرام برگردید. همچنین یک کار مشترک کوچک تعریف کنید: پیادهروی، چای عصرانه، یا دعا و شکر کوتاه. این پیوندها، فشار را میشکنند. اگر هم خواستید این مهارتها را منظمتر یاد بگیرید، یک مسیر آموزشیِ ساختارمند مثل دورهٔ تحکیم خانواده در مدرسه تعالی میتواند تمرینها را به عادت پایدار تبدیل کند.