بسیاری از زوجین در مواجهه با چالشهای زناشویی، اولین راهکاری که به ذهنشان میرسد، تلاش برای تغییر رفتار همسر است. اما آیا واقعاً محیط زندگی مشترک، کلاس درس یا کانون اصلاح و تربیت است؟ بر اساس آموزههای عمیقِ تحکیم خانواده، ریشه بسیاری از طلاقها و ناآرامیها در همین تصور اشتباه نهفته است که گمان میکنیم میتوانیم شریک زندگی خود را بازتربیت کنیم.
در این نوشتار تحلیلی، با تکیه بر اصول بنیادین سازگاری، بررسی میکنیم که چرا پروژه تغییر دادن دیگری معمولاً با شکست مواجه میشود و راهکار جایگزین برای رسیدن به آرامش چیست.
توهم تربیت مجدد؛ چرا تغییر رفتار همسر در بزرگسالی دشوار است؟
یکی از مسائل مهم و قابلتوجه در مباحث زندگی مشترک که گاهی مورد غفلت واقع میشود، این حقیقت است که محیط زندگی مشترک، محیط تربیت زن یا شوهر نیست. این تصور که ما در ازدواجمان گمان کنیم بعد از شروع زندگی میتوانیم طرف مقابل را بهراحتی تحت تأثیر قرار دهیم و او را تغییر دهیم، تصوری باطل است که زندگی را به چالش میکشد.
باید بپذیریم که در سنین ازدواج، شخصیت افراد تا حد زیادی تثبیت شده است. هر فرد در نظام خانوادگی خاص خود (خانواده پدری) رشد کرده و صفات و خصوصیاتی را کسب کرده است که تغییر دادن آنها و از بین بردن عیوب و نواقصش، امر آسانی نخواهد بود. کسانی که با این دیدگاه وارد زندگی میشوند که همسرشان را تغییر دهند، بخش اعظم انرژی خود را صرف مبارزه با واقعیت میکنند و در نهایت مأیوس و ناکام میشوند.
“عرصه زندگی مشترک، عرصه تربیت زن یا شوهر نیست، بلکه باید آن را بستری مناسب برای رشد و تکامل خود و تربیت فرزندان صالح قرار داد.”
تفاوت استراتژیک دوران «انتخاب» و دوران «ساختن»
برای درک بهتر موضوع تغییر رفتار همسر، باید به تفاوت ماهوی مقاطع عمر توجه کنیم. زندگی مشترک دو مرحله کاملاً مجزا دارد: مرحله انتخاب و مرحله ساختن.
مرحله پیش از ازدواج و دوران نامزدی، زمانِ شناخت، بررسی دقیق و دیدن جزئیات است. در این مرحله باید چشمها را باز کرد و نقاط ضعف و قوت را کشف نمود.

اما بهمحض اینکه انتخاب شکل گرفت و عقد جاری شد، پرونده انتخاب بسته میشود. مرحله بعد از ازدواج، مرحله به کار گرفتن مهارتهاست، نه ادامه دادنِ ارزیابیها. در این دوران، تلاش برای تغییر دادن همسر به معنای انکار انتخاب قبلی خودمان است. اکنون زمان آن است که داشتهها و مهارتهایمان را به کار بگیریم تا زندگی خوبی را در کنار هم بسازیم. هنر زندگی مشترک در این مرحله، پوشاندن نقاط ضعف همسر و تقویت نقاط قوت اوست، نه برجسته کردن ضعفها به امید تغییر.
جایگزینِ تغییر رفتار همسر چیست؟ (هنر مدارا)
اگر قرار نیست انرژی خود را صرف تغییر رفتار همسر کنیم، پس با تفاوتها چه کنیم؟ پاسخ در کلام امیرالمؤمنین (ع) نهفته است که میفرمایند: «دارِها عَلی کُلِّ حالٍ»1؛ یعنی با همسرت در هر حالی مدارا کن.
مدارا و حُسنِ همنشینی (اَحسِنِ الصُّحبَة2) باعث میشود زندگی باصفا و شیرین شود.
مدارا به معنای انفعال نیست، بلکه به این معناست که نخواهیم عرصه زندگی را به میدان جنگ و سهمخواهی تبدیل کنیم. وقتی زوجین مهارتهایی مانند تغافل (نادیده گرفتن هوشمندانه)، تساهل (آسانگیری) و تعامل منطقی را بیاموزند و به کار ببندند، زندگی چهره زیبای خود را نشان خواهد داد. اما اگر نتوانند این مهارتها را کسب کنند. آسیبهای زندگی یکی پس از دیگری خود را نشان خواهند داد و تلاش برای تغییر اجباری طرف مقابل، تنها فاصله عاطفی را بیشتر میکند.

زندگی مشترک؛ بستر تکامل من یا تغییر او؟
نکته بسیار ظریف اینجاست که اگرچه زندگی مشترک جای تربیت همسر نیست، اما بهترین بستر برای تکاملِ خودِ ماست. در روابط زوجین، به دلیل تفاوتهای جنسیتی، تربیتی و سلیقهای، بیشترین میزان اصطکاک و تقابل وجود دارد. این اصطکاکها، ضعفهای درونی خودِ ما را آشکار میکند.
انسانی که هدفمند زندگی میکند، به جای تمرکز بر تغییر رفتار همسر، از این اصطکاکها برای شناسایی ضعفهای خودش استفاده میکند. این تقابلها عرصه مناسبی است تا انسان صبورتر شود، رذایل اخلاقی را از خود دور کند و فضایل را جایگزین نماید. حتی اگر همسر انسان با او همراهی نکند (مانند آسیه و فرعون)، اگر انسان هدف متعالی داشته باشد، ضرر نکرده و به رشد معنوی خود رسیده است.