«وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ»1
«فرانسه» هفتمین «اقتصاد برتر دنیا» و دومین «اقتصاد برتر اتحادیه اروپاست». چند هفته است این کشور دچار «شورش و آشوب داخلی» شده است که در صدر «توجه رسانههای دنیا» قرار گرفته است؟ اکنون به بررسی این مسأله میپردازیم که چرا در یک کشور که «اوضاع اقتصادی» چندان بد نیست، «شورش» رخ میدهد؟ این «شورشها» چه «اهدافی» را دنبال میکنند؟ «برخورد سیاستمداران فرانسه» با این «اغتشاشات» چگونه بوده است؟
چرا «حاکمان و دولتمردان فرانسه» که «ژست دموکراتیک» در جهان گرفته و مخصوصاً در موضوع «اغتشاشات ایران» از برخورد با «شورشیان» انتقاد میکردند و از «اغتشاشگران» حمایت میکردند، اکنون خود «وحشیانهترین برخوردها» را با «معترضین» دارند؟
نقطه آغاز اعتراضات
«دانشآموزان فرانسوی» از «بیعدالتی دولت» در «نظام آموزشی» به ستوه آمدهاند. «دولت فرانسه» یکی از «بدهکارترین دولتهای اتحادیه اروپاست». برای «جبران کمبود بودجه»، «دولتمردان فرانسه» در رأس آنها «امانوئل مکرون» تصمیم گرفتند که «هزینههای دولت» را کاهش دهند؛ لذا از «پرداخت بودجه کافی» به «نظام آموزشی» خودداری کردند.
«دانشآموزان» گاه تا شش ماه بدون «معلم» در مدرسه حاضر میشدند؛ «امکانات مدارس» فرسوده و «کلاسها» بیش از حد شلوغ است، لذا «دانشآموزان» به «خیابانها» ریخته و «مطالبات خود» را فریاد زدند. پس از این حرکت، «گروههای اجتماعی» نیز به «دانشآموزان» ملحق شدند؛ آنها نسبت به «افزایش هزینههای زندگی» و «جهش قیمت سوخت» اعتراض دارند.
«جمعیت حاضر» در این «اعتراضات» حدود «۸۰۰ هزار نفر» تخمین زده شده است که پس از «مخالفت پلیس فرانسه» و «برخورد با گاز اشکآور»، «باتون» و «اسلحههای آبپاش»، «خشم دانشآموزان و مردم» دوچندان شد. آنها نیز در مقابل به «تخریب اماکن و فروشگاهها» روی آوردند و «پلیس» نیز در مقابل، «هزاران نفر» را «بازداشت» کرده است.
هر لحظه «تنشها در اعتراضات» بالا گرفت؛ به حدی که «مقامات دولتی»، «معترضین» را ««غارتگر»» و ««شورشی»» خواندند و «امانوئل مکرون» تأکید کرد با آنها «برخورد جدی» خواهد شد و «خسارتزنندگان» باید «جبران خسارت» کنند و در پاریس حکومت نظامی برقرار شد و تجمع بیش از سه نفر در یکجا ممنوع اعلام شد.
چهره زشت «دموکراسی غربی» با افتادن نقاب نمایان شد
اما آنچه که بیش از پیش، نقاب از چهره «دموکراسی دروغین غرب» برداشت، «موضعگیریهای رئیسجمهور فرانسه امانوئل مکرون» بود؛ او دو اقدام متناقض در پیش گرفت تا از «بار مسئولیت بیعدالتی دولت خود» شانه خالی کند. او در یک سخنرانی در مورد «اغتشاشگران» گفت:
«آنچه معترضان انجام میدهند اسمش اعتراض نیست، بلکه شورش و اغتشاش است؛ ما با آنها به سختی برخورد خواهیم کرد و اوضاع را آرام میکنیم».
از آن پس، «برخورد پلیس فرانسه با معترضان» شدیدتر شد و «بیش از هزار نفر را دستگیر کرد» و تأکید کرد که «خسارتها را از معترضین میگیرند». جالب است که مکرون در «حمایت از اغتشاشگران ایران» در دیماه، آنها را «صدای آزادی» خطاب میکرد و تأکید کرد که ما «برخورد حکومت ایران با شورشیان» را به دقت مد نظر داشته و از «حمایت خود از اغتشاشگران» دست برنمیداریم. این یک «تناقض آشکار» و البته «دخالت در امور سرزمینی کشورهای دیگر» است؛ همان که اکنون «معترضان فرانسه» خواهان «ترک این سیاستها» هستند.
برخی در «فضای مجازی» موجسواری را آغاز کرده و میگویند: ««حتی یک نفر هم در بین معترضان فرانسه کشته نشد، اما در ایران تعداد کشتهها بالا بود»». در جواب باید گفت «معترضان فرانسه» با «غارت فروشگاهها» از سوی پلیس، «برخورد شدید» دریافت کردند؛ حال آنکه هیچ پلیسی را آتش نزدند و هیچ بیگناهی را نکشتند.
برخلاف «اغتشاشات در ایران» که محرز شد عدهای از همین «غربیها و آمریکا»، «سلاح دریافت کردهاند» تا در خیابانها «کشتار راه بیندازند»؛ آنها بیرحمانه «پلیس و بسیجی و مردم بیگناه» را آتش میزدند و به شهادت میرساندند. علیرغم همه این «جنایتها»، «حکومت ایران» چند روز از طریق «تلویزیون، پیامک و فضای مجازی» به «اغتشاشگران» هشدار میداد که از «اقدامات خشونتبار» دست برداشته و «خیابانها را ترک کنند»؛ اما هر روز بر «جنایت اغتشاشگران» افزوده میشد تا جایی که «راهی جز مقابله به مثل» باقی نماند.
باید از «غربیها و غربگرایان» پرسید: اگر «معترضان فرانسوی» در خیابانهای «پاریس و مارسی» پلیس آتش بزنند و با «قمه و اسلحه»، «شهروندان فرانسه» را بکشند، «پلیس فرانسه» چه میکند؟!
نکته شگفتانگیز اینجاست که برخی «آغاز و روند این اغتشاشات» را گردن «مسلمانان فرانسه» میاندازند؛ و استناد آنها این است که «معترضین پرچم فلسطین» در دست داشته، در خیابانها «نماز خوانده» و به «فروشگاههایی که اجناس حلال عرضه میکرد» کاری نداشتهاند. در حالی که «حامیان فلسطین» نیز از «بیعدالتی مکرون» به ستوه آمدهاند؛ آنها «حمایت فرانسه از رژیم جنگطلب اسرائیل» را محکوم میکنند.
«سباستین لکورنو»، وزیر دفاع فرانسه، در «نشست پارلمان فرانسه» درباره «تحولات خاورمیانه» گفت:
«تأیید میکنم که ارتش فرانسه در جنگ ۱۲ روزه، در جریان عملیات نظامی مختلف جمهوری اسلامی ایران علیه اسرائیل، چه با سیستمهای زمین به هوا و چه از طریق جتهای جنگنده رافال، کمتر از ۱۰ پهپاد را رهگیری کرده است».
«معترضین» خواهان این هستند که «هزینههای کمک به اسرائیل خونخوار»، خرج «شهروندان فرانسوی» شود و «دولت» از «حمایت اسرائیل» دست بردارد. «ترامپ» نیز که «حامی اسرائیل و منفور مردم فرانسه» است، به دنبال پر کردن سبد خود از این «اعتراضات» است؛ او اذعان کرد «اتفاقات فرانسه» از سوی «مهاجران» رخ داده تا «نظر مردم فرانسه نسبت به خود» را عوض کند و به نحوی با «معترضان حامی فلسطین مظلوم» مخالفت کند و «دولتمردان فرانسه» را ترغیب کند تا با آنها برخورد کنند.
اما نکته مهم دیگر که حکایت از «فرافکنی مکرون» دارد، این است که او «عامل گرانیها» را نه «سیاستهای اقتصادی خود»، بلکه «جنگ علیه ایران» و «بسته شدن تنگه هرمز» دانست. شاید تا قبل از این سخنان، بسیاری از «مخالفان ایران» باور نمیکردند که «جنگ ایران» دامان «اروپا» را نیز بگیرد و «مقاومت مردم ایران» اینگونه «اروپا و آمریکا» را به تکاپو بیندازد.
«رهبر شهید انقلاب» فرمودند: «اگر جنگی علیه ایران رخ دهد، ما تا پای جان از منافع ایران و از عزت مردم دفاع خواهیم کرد و به منافع دشمن آسیب میزنیم». «اروپا و آمریکا» این «هشدارها» را جدی نمیگرفتند، اما اکنون با آن «دست و پنجه نرم میکنند».
آقای «مکرون» باید اکنون مانند «ترامپ» به دنبال «حل مشکل خودساخته» باشد! او که خود را در «طرف آمریکا» میبیند و از «جنگ علیه ایران» حمایت میکند، اکنون مجبور شده به «قدرت نظامی ایران» اعتراف کند؛ اعترافی که چندان به «مذاق رئیسجمهور آمریکا» خوش نیامد او به این «سخنان مکرون» واکنش نشان داد و گفت: ««علت گرانی انرژی، جنگ ایران نیست بلکه مهاجران فرانسه هستند»»!
«رویایی که دشمنان برای نابودی جمهوری اسلامی ایران در سر میپروراندند»، اکنون «گریبان خودشان را گرفته» و در «اداره امور خود» واماندهاند. خداوند متعال چه زیبا این اصل را بیان کرده است:
«وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ»
کافران نیرنگ زدند، و خدا هم جزای نیرنگشان را داد؛ و خدا بهترین جزا دهنده نیرنگزنندگان است.
