یادراه پس از رحلت علامه طباطبایی؛ از سوگ تا مسیر
سوگواری برای رحلت علامه طباطبایی اگر به تصمیم تبدیل شود، برکت میآفریند. «یادراه» یعنی تبدیل اندوه به نقشهای عملی: خواندنِ سنجیده، دعا با حضور قلب، و یک عمل صالح آگاهانه در هر روز. بنابراین، بهجای توقف در احساس، میتوانیم با برنامهای کوچک اما پیوسته، راهِ فهم و معنویت را ادامه دهیم. این رویکرد، سوگ را به «حرکت» بدل میکند و به دینداری گرما میبخشد.
در این مسیر، الهامهای زندگی او چراغ راه ماست. او سالهایی دشوار را با همراهی همسر و زندگی ساده پشت سر گذاشت و همزمان به تربیت نفس همت گماشت. نتیجه، پیوندی عمیق میان علم و زیست بود. ازاینرو یادراه باید به «تمرینِ تداوم» گره بخورد، نه به رخدادهای مقطعی.
برای آغاز، یک دفترچهٔ کوچک بردارید. هر روز یک آیه را با تأمل بنویسید، یک تصمیم اخلاقی تعریف کنید، و یک تجربهٔ معنوی ثبت نمایید. سپس، برای اینکه این کار تبدیل به عادت شود، میتوان از یک «مسیر روشمند» بهره گرفت؛ مثلاً سیر معرفتیِ «شرح رسالهالولایه» برای پیوند فهم و سلوک، یا «توحید کاربردی» برای تبدیل معرفت به تصمیمهای روزانه. همچنین، اگر به بعد مناسکیِ زنده نیاز دارید، «زیارت معجزه میکند» زیارت را از عادت به معرفت ارتقا میدهد.

رحلت علامه طباطبایی و مسئولیت امروز
رحلت علامه طباطبایی در یکشنبه، ۲۴ آبان ۱۳۶۰ ثبت شده است؛ این تقویمِ عاطفی، فقط خاطره نیست، فرصتی تربیتی است تا «یاد» به «یادگیری» بدل شود.
مسئولیت نخست، «ادامهٔ فهم» است: فهمی که از متن به زندگی راه یابد. یک صفحه در روز کافی است، بهشرطِ ثبت نکتهٔ عملی همان روز. این روش، فهم را از ذهن به رفتار میآورد و آرامآرام تبدیل به عادت میشود.
در کنار فهم، «سلوک» نیز ضروری است. روایت حضور علامه طباطبایی در نجف نشان میدهد که یک توصیهٔ اخلاقی چگونه مسیر آینده ایشان را روشن کرد: ورود علامه طباطبایی به نجف با حیرت آغاز شد ایشان در ابتدا نمیدانستند که به کجا بروند و از درس چه کسی استفاده کنند، اما با دعوت آیت الله قاضی به تهذیب و نماز شب، برنامهٔ زندگی ایشان شکل گرفت[1]. این روایت، الگوی «تصمیمِ کوچک و پایدار» است. برای استمرار، «شرح رسالهالولایه» گامهای پیوند شریعت، طریقت و حقیقت را روشن میکند؛ «توحید صدوق» نیز توحید را به انتخابهای روزانه پیوند میدهد.
از خاطره تا کردار پس از رحلت علامه طباطبایی؛ مثالهای الهامبخش
برای آنکه یادنامه علامه طباطبایی ملموس بماند، سبک زندگی ایشان را با مثال های روزمره تطبیق میدهیم.
- نخست، مهربانیِ آگاهانه با آفریدگان: روزی بچه گربه ای در چاه حیاط منزل علامه طباطبایی افتاده بود ایشان دائما بی تاب بودند تا اینکه چاه را شکافتند و نجاتش دادند[2]. این حساسیت، اخلاق را از شعار بیرون آورده و به سلوک روزانه ایشان بدل کرده بود. در یادراه برای خود، یک «چالش هفتگیِ مهربانی» تعریف کنید.
- دوم، پشتوانهٔ خانوادگی: سالهای دشوار زندگی در نجف و بعد ها در قم، با همراهی و همدلی همسر ایشان سبکتر شد. سادهزیستی و وفاداریِ خانوادگی، زیستِ علمی را پشتیبانی کرد[3]. پس، برای دوام یادراه، باید هم خانه و هم دل منظم شود. یک برنامهٔ سادهٔ خانوادگی برای مطالعه و عبادت، در ساعت مشخص، آغاز خوبی است.
- سوم، قناعتِ عزتمندانه: آغاز سکونت در قم با خانهای کوچک بود[3]؛ اما همین سادگی، وقار علمی را نگه داشت و راه را برای تربیت نسلها گشود. پس از رحلت علامه طباطبایی، بهترین تکریمی که ما میتوانیم نسبت به ایشان داشته باشیم، انتخابِ همین سبکِ زندگی است: کمآلایش، پرثمر، و روشمند.

جمعبندی: از یاد تا عهد؛ ادامهٔ راه پس از رحلت علامه طباطبایی
اکنون وقت بستنِ عهد است. یاد، وقتی در دفترچهٔ ما نشست، باید به تصمیمِ قابل سنجش بدل شود: یک آیه، یک نیکی، یک تمرینِ حضور. همچنین، برای عمقبخشی به این عهد، یک «مسیر منظّم» انتخاب کنید.
الگوی زندگی او میگوید: علم و معنویت، در کنار مهربانی و قناعت بارور میشود. پس از رحلت علامه طباطبایی، از همین امروز، با تصمیمهای کوچک و پیوسته، مسیر را ادامه دهیم. چنین یاد کردنی، بهترین سوگواری است؛ زیرا سوگ را به ساختن بدل میکند. اگر این مسیر روشن است، میتوانید از برنامهای منظم بهره بگیرید که «گامهای کوچک» را به «عادتهای ماندگار» تبدیل میکند؛ سپس، نتایج را در پایان هر هفته بنویسید.
پینوشت:
[1] مقاله نحوه آشنایی شاگردان آیت الله سید علی قاضی با ایشان