در مقاله پیشین، به این حقیقت پرداختیم که ماه رمضان، یک «میانبر» استثنایی برای جبرانِ عقبماندگیهای هزار ساله در مسیر پرخطرِ دنیاست. دانستیم که نسیمهای رحمت در این ماه میوزند تا ما را از کمینگاههای شیطان عبور دهند. اما اکنونکه وارد این ضیافت شدهایم و در این مسیرِ میانبر قرار گرفتهایم، سوالی کلیدی مطرح میشود: آداب بندگی در ماه رمضان چیست؟ در برابر میزبانی که چنین کریمانه سفره پهن کرده، چگونه باید سخن گفت و چه لباسی باید پوشید؟
در این قسمت از سلسله مقالات سلوک رمضان، به بررسی سه رکنِ لطیف در رابطهٔ بنده و مولا میپردازیم که اساسِ ادبِ حضور در این ماه را تشکیل میدهند: «تعلیمِ حمد»، «پوششِ ستارالعیوب» و «ریزشِ آبشارِ جود».
معلمِ حمد؛ ما نمیدانستیم چگونه صدایش کنیم!
حقیقت این است که ما در برابر عظمتِ بینهایتِ پروردگار، موجوداتی حقیر و ناتوانیم. فاصلهٔ میانِ خالق و مخلوق آنچنان زیاد است که ما حتی نمیدانیم چگونه باید او را صدا بزنیم، چه رسد به آنکه بخواهیم حقِ مطلب را در ستایش او ادا کنیم. اگر به خودمان واگذار میشدیم، شاید با کلماتِ ناقص و درکِ محدودمان، شأنِ الوهیت را پایین میآوردیم. اما در آداب بندگی در ماه رمضان، خدا خود پیشدستی کرده است.
خدا خودش کفالت و عهدهداریِ حمدِ خودش را بر عهده گرفته است. او کلمات را در دهان ما گذاشته و به ما آموخته است که چگونه بگوییم «الحمدلله». اگر تعلیمِ او نبود، زبانِ ما الکن میماند و راهِ ارتباط قطع میشد. پس ماه رمضان، کلاسِ درسی است که معلمش خداست و درسش، «چگونه عاشقانه سخن گفتن» است.

سِتْر و پوشش الهی؛ اگر میخواست رسوایمان میکرد
رکن دوم در سلوکِ این ماه، درکِ صفتِ «ستارالعیوب» بودن خداست. همهٔ ما در خلوتِ خود لغزشهایی داشتهایم که اگر آشکار میشد، حتی نزدیکترین کسانمان هم ما را طرد میکردند. اما در دعاهای این ماه با شگفتی عرضه میداریم: «تَسْتُرُ عَلَى مَنْ لَوْ شِئْتَ فَضَحْتَهُ»1؛ خدایا تو کسی را میپوشانی که اگر میخواستی، میتوانستی همین حالا رسوایش کنی.
این پوشش، یک لطفِ ساده نیست؛ بلکه اعطای «لباس تقوا» است. خدا زشتیهای ما را میپوشاند تا فرصتِ بازسازی داشته باشیم. او نمیخواهد بنده در همان ابتدای مسیرِ آداب بندگی در ماه رمضان، ناامید و سرافکنده شود. این «سِتْرِ الهی»، سپری است در برابر تیرهای ملامت و نگاههای سنگینِ دیگران. ادبِ بندگی حکم میکند که ما نیز به پاسِ این پردهپوشی، پردهدری نکنیم و حرمتِ این پوششِ مقدس را با گناهانِ جدید نشکنیم.

آبشارِ جود؛ رحمتی که بیحساب میریزد
و اما سومین حقیقت؛ وقتی بنده زبان به حمد گشود (که خدا یادش داد) و وقتی عیوبش پوشانده شد (که خدا پوشاند)، نوبت به دریافتِ جایزه میرسد. صفتِ «جود» در این ماه، با تمامِ ماههای دیگر متفاوت است. در اینجا رحمتِ خدا قطرهچکانی نیست؛ بلکه «آبشارگونه» است. امام سجاد (ع) تعبیر عجیبی دارند: «تَجُودُ عَلَى مَنْ لَوْ شِئْتَ مَنَعْتَهُ»2. خدایا تو بر کسی جود و بخشش میکنی که اگر میخواستی، میتوانستی او را محروم کنی و هیچکس هم نمیتوانست اعتراضی کند.
در آداب بندگی در ماه رمضان، ریزشِ نعمتها عام است. بر سرِ مطیع و عاصی، صالح و طالح، دریا دریا نعمت میریزد. این سفره آنقدر گسترده است که هیچکس گرسنه از سرِ آن بلند نمیشود، مگر کسی که خودش قهر کند و برود. خدا بهانهای نمیخواهد برای بخشیدن؛ خودِ ماه رمضان بزرگترین بهانه است. درکِ این جودِ بیحساب، دلِ سالک را قرص میکند که در این مسیر، تنها نیست و خزانهای بیپایان پشتیبان اوست.

گام بعدی چیست؟
حال که دانستیم خدا چگونه ما را آموزش میدهد، میپوشاند و میبخشد، وقتِ آن است که ما نیز حرکتی کنیم. برای بهرهبرداری از اینهمه لطف، ابزارهایی لازم است. در مکتب اهلبیت (ع)، ۵ ابزارِ کلیدی برای سرعت بخشیدن به این سلوک معرفی شده است.
در مقالهٔ آینده، به سراغ این «ابزارهای پنجگانهٔ سلوک» خواهیم رفت: سکوت (صمت)، گرسنگی (جوع)، شبزندهداری (سهر) و… . خواهیم دید که چگونه این سختیهای ظاهری، باطنِ انسان را صیقل میدهند. با ما همراه باشید.