بخش پرسش و پاسخ:
حجت الاسلام سید محمد هاشمی (5/2/1405)
(استاد سطوح عالی حوزه و دانشگاه)
اهمیت درک جایگاه تاریخی ما
خیلی از اوقات، ما در یک لحظه تاریخی هستیم که خودمان متوجه میزان اهمیت و تأثیری که آن لحظه بر تاریخ زندگی بشر و نسلهای بعد از ما میتواند بگذارد، نیستیم. ما نمیدانیم آن لحظهای که اصحاب حضرت نوح (سلام الله علیه) سوار بر آن سفینه و کشتی میشدند، چه تصوری از آینده بشر و نسبتی که این لحظه با کل تاریخ بشر برقرار خواهد کرد، داشتند. آن لحظهای که موسی بن عمران (سلام الله علیه) داشت از مصر به سمت بیتالمقدس میرفت و با رود نیل مواجه شد، نمیدانیم که آیا اصحاب حضرت موسی درک میکردند که این نقطه چه نقطه اساسی در تاریخ بشر است یا خیر؛ احتمال زیاد خیلی از آنها متوجه نبودند.
آن لحظهای که در جنگ بدر، مسلمانان در حالی که تعدادشان کمتر از کفار بود، به غلبه و پیروزی نزدیک میشدند، آیا همه اصحاب رسولالله متوجه بودند که چه نقطهای را در تاریخ آنجا میکارند و آیندگان چه نسبتی با آنها برقرار میکنند؟ احتمالاً خیلی از آنها متوجه این نبودند. همین اتفاق در روز عاشورا در کنار سیدالشهدا (سلام الله علیه) افتاد. البته اصحاب سیدالشهدا متفاوت بودند؛ سیدالشهدا عوالم را به آنها نشان داد و احتمالاً آنها میدانستند که این اتفاق چه تأثیری در آینده خواهد داشت.
تا ایام انقلاب اسلامی و ۲۲ بهمن و جنگ تحمیلی و نقاط مختلفی که ما در طول تاریخ به عنوان نقاط عطف داشتیم، به نظر میآید ما اکنون در چنین لحظهای از لحظات تاریخ هستیم. خیلی مهم است که بتوانیم این را درک کنیم، با آن ارتباط بگیریم و بفهمیم که ما در کجای تاریخ بشر زندگی میکنیم.
تقابل جبهه حق با قدرت هژمونیک جهانی
برای اینکه ابعاد آن کمی معلوم شود، با اینکه برای خودتان هم واضح است، فقط مباحثهای میکنیم و تذکری میدهیم. جبههای که به دنبال توحید و عدل در همه عالم است، امروز در مقابل بزرگترین قدرت نظامی، سیاسی، اقتصادی و شاید فرهنگی تاریخ بشر قرار گرفته است که موجودیتی به نام آمریکا میشود.
مواجهه با این قدرت خیلی مهم است. دقت بکنید، در طول تاریخ ما هیچ نیروی متمرکز سیاسی با این قدرت، با این ابعاد گستردگی در عالم، با این توان نظامی و با این سلطه فرهنگی و سیاسی نداشتهایم. حتی بریتانیای کبیر در دوران استعمار نیز به چنین قوتی نتوانسته بود برسد. تمام نظم امروز عالم، آن چیزی که همه کشورها و سازمان ملل را دور هم جمع کرده و آنها را با یکدیگر تعریف کرده است، حول ایده آمریکا شکل گرفته و تحقق پیدا کرده است.
در این حدود ۸۰ سال بعد از جنگ جهانی دوم تا امروز، این قدرت، مخصوصاً بعد از فروپاشی شوروی، قدرت مسلط مطلق بر عالم بوده است. ما اولاً باید مقیاس مواجههمان را متوجه بشویم که کجاست. ما امروز با چنین قدرتی مواجه هستیم. هیچ قدرت دیگری در تاریخ با این قدرت مقابله نکرده است، مگر اینکه شکست خورده باشد. خود آمریکاییها میگویند ما همه جنگهایمان را بردهایم، حداقل به جهت نظامی. بزرگترین رقبای ما را که یک بار آلمان نازی بود، یک بار شوروی بود و یک بار ژاپنیها بودند، همه را شکست دادیم و کسی جلودار ما نیست. به جهت فرهنگی نیز تقریباً همه را شکست دادهایم؛ کسی نمیتواند جلوی ما قد علم کند و به جهت اقتصادی هم همین کار را کردهایم. البته جز این ده سال اخیر که چین دارد به آمریکا نزدیک میشود.
چنین موجودیتی، اساس عالم را بر منافع خودش قرار داده است و هر کسی که منافع او را تأمین کند، میتواند از کنار این سفره چیزی بخورد. چنین قدرتی که نظم جهانی را دیکته میکرده است، چهل، پنجاه سال است که هیمنه و ایدئولوژی فرهنگیاش توسط انقلاب اسلامی به چالش کشیده شده است. این نکته بسیار مهمی است. ما فقط یک انقلابی نداشتیم که شاهی یا ساختار سیاسی را در کشوری سرنگون کرده باشیم و ساختار دیگری را جایگزین کرده باشیم. تمام ادعا و دعوای ما، از اولین پیامهای مرحوم امام که در همان دهه ۲۰ منتشر شد تا وصیتنامه حضرت امام، نقطه عطفش به چالش کشیدن قدرت مطلق، مسلط و برتر جهانی است.
ما در ابتدا قدرت نظامی و قدرت اقتصادی نداشتیم که او را به چالش بکشیم. آن چیزی که در ابتدا توانستیم با آن او را به چالش بکشیم، قدرت فرهنگی و تفسیر متفاوتی بود که از هستی ارائه دادیم. او عالم را «رویای آمریکایی» صورتبندی کرده بود. ادعا میکرد هر کسی میتواند با فرصتهای برابر در آن ساختار و نظام سرمایهداری، دنیای بهتری داشته باشد. و هر ایدئولوژی که در مقابل این لیبرال دموکراسی بایستد، منحط، ارتجاعی، ضد انسانی، ضد مردمی، ضد اخلاقی و محکوم به نابودی است. ادعای آنها این است که پایان تاریخ را رقم میزنند.
ماهیت ایدئولوژیک نبرد
ما با یک موجودیت، در کنار یک رهبر معنوی و با خیزش یک ملت، که مقام معظم رهبری نام آن را «بعثت» میگذارند، ادعا کردیم که این سازوکار سیاسی و نظمی که بر عالم حکمفرما کردهاید، بر ضد انسانهاست. این نظم به قیمت کشته شدن انسانهای بسیاری، مخصوصاً در شرق عالم، پدید آمده است. به قیمت محرومیتهای نسلهای متعددی پدید آمده و به قیمت نابودی نظامهای اخلاقی که انبیا در طول تاریخ تأسیس کرده بودند، بنا شده است و ما این را نمیپذیریم.
این یک ایده اولیه بود. مقام معظم رهبری نیز همیشه این را میفرمودند که تمام دعوای آمریکا با ما بر سر همین تفسیری است که از عالم داریم و نظمی که در مقابل نظم ادعایی آنها میتواند در عالم حکمفرما باشد.
این چالش در این ۴۰ روزی که ما زیست کردیم و فرصت داشتیم آن را تجربه کنیم، به اوج نقطه تنش خود رسید و تبدیل به یک جنگ شد. آن هم جنگی که با شهادت رهبر انقلاب و تئوریسین اصلی معماری جدیدی که باید در عالم شکل میگرفت، آغاز شد. ما باید این را بفهمیم. ما واقعاً در نقطه تاریخی «بَرَزَ الحقُ کلُّهُ الی الباطلِ کلِّهِ» هستیم؛ یعنی تمام صورتبندی باطل با تمام اضلاع و ابعاد فرهنگی، سیاسی و اقتصادیاش، در مقابل مجموعهای قرار گرفته که اساساً امکانات او را هیچوقت نداشته و الان هم ندارد و قصد نابودی آن را کرده است. آن چیزی که همیشه در ذهن سیاستمدار آمریکایی وجود داشت، امروز رئیسجمهور آمریکا به صراحت آن را فریاد میزند که میخواهم این تمدن را نابود کنم و ۴۷ سال تخاصم اینها با خودم را از بین ببرم.
این یک جنگ ساده مثل جنگ آمریکا و ویتنام نیست؛ هرچند آن هم به یک معنا بر سر نظم عالم بود، اما لایههای ایدئولوژیک آن مثل تقابل امروز ما نیست. یک جنگی مثل جنگ آمریکا و عراق یا افغانستان نبود، بلکه یک جنگ کاملاً ایدئولوژیک است. به همین دلیل است که طرفین کنار نمیکشند. اسرائیل کاملاً ایدئولوژیک میجنگد. اساساً بحث بر سر این است که کدام نظام فکری و اخلاقی باید بر عالم مسلط باشد. اگر ما به عنوان جمهوری اسلامی بتوانیم در مقابل این قدرت انباشته تاریخی فقط مقاومت کنیم—نه اینکه لزوماً با سلاحی موجودیت فیزیکی او را نابود کنیم—قطعی است که قرائت دیگری در عالم شکل گرفته است که مجبورند آن را به رسمیت بشناسند و این آغاز افول آنهاست.
تجلی شجاعت و ایمان در سایه آیات قرآن
توفیق دیگری که داشتیم این بود که توانستیم بعضی آیات قرآن را زندگی کنیم. در سوره مبارکه آلعمران، آیه ۱۷۳، مربوط به بعد از جنگ احد است. بعد از اینکه نزدیک بود پیامبر مکرم اسلام به شهادت برسند و مسلمین با نوعی از شکست به مدینه بازگشتند، بخشی از منافقین به مؤمنین گفتند: «الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ». یعنی دشمنان جمع شدهاند که شما را نابود کنند، از آنها بترسید. نتیجه این تهدید بزرگ موجودیتی چه بود؟ قرآن میفرماید: «فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ». نتیجهاش در دل مؤمنین ازدیاد ایمان بود و گفتند ما خدا را داریم و او برای ما کافی است. پیامبر فرمودند فقط زخمیهای احد بیایند تا کار اینها را تمام کنیم. رفتند و غالب شدند و بدون اینکه هیچ آزار و اذیتی به آنها وارد شود، بازگشتند. خداوند میفرماید شیطان دوستانش را میترساند، از آنها نترسید، بلکه از من بترسید اگر مؤمن هستید.
ما این را زندگی کردیم. آن شبی که ترامپ تهدید کرده بود که همه زیرساختها را نابود میکند و شما را به عصر حجر برمیگرداند، یک شب تاریخی برای ملت ایران بود. مصداق این آیه بود که وقتی اصحاب موسی فرعون را دیدند گفتند ما گرفتار شدیم، اما به جای اینکه مردم ما با شیون و گریه به خیابان بریزند و بگویند تسلیم شوید، محکم در خیابان اللهاکبر میگفتند. این امتحان بزرگی بود و ما این را زندگی کردیم. این جامعه مبعوث شد؛ یک انقلاب درونی رخ داد و این بعثت به نقطه کمال اساسی خودش رسید.
محصول تربیت ولایت فقیه: شجاعت و استقامت
این ایستادگی، محصول ۳۷ سال رهبری و ۱۰ سال قبل از آن دوران حضرت امام است. محصول دوران تربیتی امامین انقلاب است که مجموعهای را طوری پرورش داد که وقتی قویترین دشمنان تاریخ به آنها حمله میکنند و در لحظه اول جنگ، ولیّ خدا را از آنها میگیرند، آن ملت با رشادت کامل میایستد. اولین کسی هم که تعجب کرد، خود دشمن بود؛ ترامپ مانده بود که اینها چه موجوداتی هستند. او انتظار داشت با یک تهدید تسلیم شویم، اما بزرگترین قدرت نظامی دنیا با مقاومت ما مواجه شد.
این یک نقطهای است که من به آن میگویم ثمره عمر سید علی خامنهای (رحمة الله علیه). آیا این نقطه صرفاً مربوط به مبعوث شدن مردم است یا آن ساختار و نظامات جمهوری اسلامی نیز مبعوث شد؟ بنده عرض میکنم آن هم در بالاترین درجاتش مبعوث شد و یک جنگ بزرگ را با شجاعت و عقلانیت اداره کرد.
چرا شجاعت؟ چون در مقابل بزرگترین صفآراییهای تاریخ قرار گرفته است. شما گزارشی ندارید که نیروهای پدافند یا آفند ما از پست مأموریتی خود فرار کرده باشند. چگونه جرأت میکنی بایستی در حالی که میدانی پهپاد و جنگنده دشمن بالای سر توست؟ این شجاعت محصول ایمان است که تربیت تاریخی ولایت فقیه به تو داده است. اصل ولایت فقیه، که بعد از این جنگ بسیار مطالعه خواهد شد، محوری است که توانسته چنین ملت بزرگی را کنار هم جمع کند. پس عنصر شجاعت را در راهبرد دفاعی دارید و نمیترسید.
عقلانیت، مانع از اقدامات انتحاری و شتابزده
عنصر دوم، عقلانیت است. ما هرگز در جمهوری اسلامی انتحاری عمل نمیکنیم؛ ما محاسبه میکنیم. در جلسهای دانشجویی، دانشجویی بیانیهای خواند که مسئولین نظامی ما دارند سیاسی میشوند؛ مقام معظم رهبری فرمودند شما اطلاع ندارید، یک حساب و کتابی هست و قرار نیست شما فقط برای تشفی خاطر بجنگید.
این رمز استواری جمهوری اسلامی است. آقا فرمودند کسی پشت صحنه است که با محاسباتی اینها را انجام میدهد. وقفههای بین «وعده صادق ۱ و ۲» ما را آماده کرد و سلاحهایمان را دوباره کالیبره کردیم. در جنگ ۱۲ روزه، ما فقط چند پهپاد را توانستیم بزنیم، اما با تغییر تاکتیک، در این جنگ تعداد بسیار زیادی را سرنگون کردیم.
عقلانیت یعنی من جمهوری اسلامی را تأسیس کردهام که بماند؛ اصلاً قرار نیست با یک حرکت انتحاری نابود شود. لذا اینجا صبر مهم میشود، چیزی که به آن صبر استراتژیک میگویند. ما باید فرآیندی را طی میکردیم تا آمادگی کلی پیدا کنیم. هیچ کشوری نمیتوانست در مقابل چنین هجمهای بایستد. اوکراین با کمک تمام عالم توانسته است در مقابل روسیه بایستد، اما شما با موجودیتی طرف هستید که باید با عقلانیت توان مقابله را در خود ایجاد میکردید.
هر موشکی که قرار است شلیک شود، هزاران محاسبه پشت آن است؛ تبعات سیاسی، اقتصادی و بازدارندگی آن سنجیده میشود. این نظام محاسبه را در کشور تأسیس کردهاند تا در ذیل آن بتوانی با دشمن غداری که تمام عالم را سرکیسه کرده است، بایستی. شجاعت بدون عقلانیت میشود تهور. اهل بیت نیز در طول تاریخ همه قدمها را با تعقل و شجاعت برداشتهاند.
همراستایی مطالبهگری با استراتژی نظام و پرهیز از تضعیف ساختار
البته این بدان معنا نیست که مطالبهگری نکنیم، اما همه اینها باید هماهنگ با ساختار جمهوری اسلامی باشد تا خدای نکرده به نام انقلابیگری، نیرویی علیه نظام نشویم. در یک تجمع، خانمی تابلویی دستش بود که خواستار انحلال شورای عالی امنیت ملی شده بود. شورای عالی امنیت ملی مغز نظام و یادگار آقاست. شما در وسط خیابان در دفاع از نظام، آن را تضعیف میکنید! عقلانیت به این است که شجاعتت را نشان دهی و بگویی اگر بزنند ما هم باز میایستیم، اما بدانی که تقابل با آمریکا یک فرآیند طولانی است.
ما باید این فرآیند را بفهمیم، وگرنه میپرسیم چرا زودتر به اسرائیل حمله نکردیم؟. دیپلماسی ما شبیه فرشبافی است که تار و پودش با دقت کنار هم گذاشته میشود. ملاک شجاعت و عقلانیت چیست؟ سیره و اندیشههای رهبر شهید و رهبر فعلی. اگر خودمان را با این مدار هماهنگ نکنیم، اتفاقات خطرناکی میافتد. مثلاً در دوران کرونا، با وجود تأکید رهبری بر سلامت، برخی با اقدامات ضدعلمی، سعی کردند آقا را نیز در ذهن مردم ضد علم نشان دهند و انقلاب را از سرمایههایش محروم کنند.
در ابتدای انقلاب، عدهای فشار میآوردند که ارتش باید منحل شود، اما امام و مقام معظم رهبری با عقلانیت محکم ایستادند تا ارتش حفظ شود. این شجاعت و عقلانیت است. ما باید این زیرساختها و پیشرفتها را به عموم مردم تبیین کنیم. ایستادگی مسئولین در کف میدان در کنار مردم، در حالی که احتمال ترورشان وجود دارد، بالاترین افتخار برای سیستم سیاسی است.
شجاعت و عقلانیت در کنار هم در انقلاب اسلامی به اوج خود رسیده است. برخلاف دورههای گذشته که خاک کشور (مثل هرات، آرارات و بخشهایی از شمال) جدا میشد، جمهوری اسلامی به خاطر شجاعت و عقلانیت هیچ خاکی نداده است.
ما باید متوجه این یادگار بزرگ باشیم و از آن محافظت کنیم. نباید فریب دروغهای دشمن را بخوریم که القای اختلاف در ساختار سیاسی میکنند. صف واحدی در مقابل آمریکا وجود دارد و مسئولان جانشان را کف دست گذاشتهاند. اگر ما این را درست تبیین کنیم، حتی کسانی که از ما جدا شده بودند نیز برمیگردند. انشاءالله انقلاب اسلامی به حق امیرالمومنین، سیدالشهدا و برکت خون آقا، به نتیجه نهایی خود برسد.
پرسش و پاسخ
بخش اول: ریشه شجاعت، نقش زنان و وظایف اجتماعی
پرسش: ریشه شجاعت، تفکر، ایثار و شهادت چیست؟
پاسخ: اصل آن برمیگردد به ایمان. همان بخش ایمانِ «طرح کلی» آقا را ببینید، ریشه شجاعت آنجاست. ریشه شجاعتهای الهی؛ ما شجاعتهای دیگری هم داریم که در مدار، به قول امام خمینی، حیوانی است و (الهی) نیست. آن شجاعتی که میتواند الهی باشد، آنجاست.
پرسش: بهعنوان یک خانم خانهدار چطور میتوانم وظیفهام را نسبت به امام زمان، رهبر شهیدم و شهدا انجام بدهم؟
پاسخ: امروز که کلاً کار را خانمها دارند انجام میدهند. یکی از رفقا مقاله خیلی خوبی نوشته بود که اخیراً دیدم. اصلاً کار خیابان امروز یک کار زنانه است. و این خیلی مطلب جدیای است. این بعثت عمومی مردمی در این پنجاه و چند روز، اساسش کار خانمها بوده است. من این را دیگر به تجربه دیدهام و دارم عرض میکنم، خود شما هم احتمالاً در میادین بودهاید. هم جمعیتشان بیشتر است، هم حسشان نسبت به تجمع بیشتر است و واقعیتر از حتی آقایان در صحنه هستند. به نظر من، این از بزرگترین کنشگریهای تاریخ زنان ایران بود. از تمام اینهایی که ادعای حقوق زن و اینها میکنند، زنان امروز ایران، اینهایی که کف خیابان هستند، اینها ایران را حفظ کردند. ما مدعی حقوق زن و ایران و فلان از منظر زن زیاد داریم، اما این خانمها ایران را حفظ کردند. خیلی مطلب مهمی است. و اجازه ندادند دشمن بیاید و علاوه بر آن جنگ خارجی، جنگ داخلی هم به ما تحمیل بکند؛ پس یک مورد این است. دوم هم همان فضایی است که آقا همیشه میفرمودند: «مادری انسان است» و مسئله تبیین که خانمها خیلی در آن میتوانند قویتر باشند، هم در فضای مجازی و هم به صورت حضوری.
بخش دوم: دیپلماسی، ساختار تصمیمگیری و اعتماد به ارکان نظام
پرسش: چرا اکثراً در دیپلماسی کمرنگتر است و پشت رهبری قایم میشوند؟ مثلاً میگویند وزرا را رهبری تأیید کرده است یا مثلاً برای مذاکره، رهبری تأیید کرده است.
پاسخ: به این موضوع قطعاً اصلاً شک نکنید که هیچکس پشت رهبری قایم نشده است. دروغ محض است، اینها را هیچ باور نکنید. هر اتفاقی که الان دارد در کشور میافتد، من نمیگویم که عین آن چیزی که رهبری لزوماً میخواهد همان میشود. هزار تا بالا و پایین دارد، نظرات میآید و برمیگردد. داریم بزرگترین تصمیم تاریخمان را میگیریم. اما اینکه بگوییم کسی پشت رهبری قایم شده است، این دروغ محض است. و فردای قیامت باید جواب بدهیم. لاریجانی شهید شد و خیلیها به او مدیون هستند، این را بدانید. با قالیباف و عراقچی دوباره این کار را نکنیم. آیا اینها آدمهای کاملی هستند؟ نه، حتماً اشتباهاتی دارند. اما آیا رفتهاند پشت رهبری قایم شدهاند؟ نه؛ دارند فحش میخورند. کجا پشت رهبری قایم شدهاند؟ معلوم است که در کشوری که رهبر دارد، در چنین مذاکره مهمی، خود ساختار تصمیمگیری که در رأس آن رهبر نظام است، معلوم میکند چه کسی برود مذاکره کند و چه بگوید.
حالا آیا تمام کلمات را هم چک کردهاند؟ معلوم است که اینطور ممکن نیست. مخصوصاً با مشکلات ارتباطی که ما امروز داریم. اما بدانیم و مدیون نشویم. کسانی که چند بار تا مرز شهادت در همین جنگ رفتهاند را نرویم دوباره علیه اینها حرف بزنیم. پس سرباز آقا چه کسی است؟ پس جمهوری اسلامی چی تربیت کرده است اگر اینها، نعوذبالله، خائن هستند و پشت آقا قایم میشوند؟ این شد نتیجه ۳۷ سال رهبری آقا؟ پس ما الان روضه خواندیم دیگر. پس محصول تربیتی آقا چه میشود؟ همینها هستند. با ضعفهایشان،حرفهایشان، قوتهایشان و بالا و پایینشان. شعام را آقا با آن کار کرده و توسعه داده است. در جواب آن نکتهای که آقای ظریف آن بار گفت، اصلاً ایشان تصریح کرد که مسئول تصمیمگیری سیاست خارجی ایران، شورای عالی امنیت ملی است. و آقا به عقلانیت اینها باور دارد. فکر نکنید آقا در خلأ تصمیم میگیرد. خود آقا هم گفتند تصمیم از عقلانیت جمعی در میآید و خود آقا هم آنجا نظری داشتند و الان هم همینطور است. یادگار کسی لزوماً نیست، حالا از یادگار کسی هم باشد، مگر لزوماً بد است اگر یک چیزی آدمی که ما با او مشکلی داریم یک جایی را تاسیس کرده باشد؟
پرسش: شعام چه مزیتی نسبت به تصمیمگیری مستقیم رهبری دارد؟
پاسخ: نظام کشور ما سلطانی نیست. سازوکارهای عقلانی دارند در آن تصمیم میگیرند. خب چرا مجلس را حذف نکنیم تا خود آقا تصمیم بگیرد؟ دولت را هم حذف کنیم تا رهبری تصمیم بگیرد. چرا اول انقلاب خود امام و آقا این کار را انجام ندادند؟ شاید بگویید به خاطر مصلحت است. اصلاً اینطور نیست. آقا نعوذبالله توریه نمیکرد با ما. مجلس را قبول داشت، ریاست جمهوری را قبول داشت، شوراها، دولت و شورای امنیت ملی هم که اصلاً بازوی تصمیمگیری امنیتی خود آقا است. و هر نظری هم داشته باشد و مورد تأیید نباشد، رهبری رد میکند. یک ساختار دارد تصمیم میگیرد، ما این را داریم میگوییم. این کشور هیچوقت سلطانی اداره نمیشده است. اصلاً آقا به همین دارد میبالد. به این ساختاری که میتواند تصمیم بگیرد. حالا ممکن است برخی از تصمیمهایش اشتباه باشد. چون که این ساختار وجود دارد وقتی که آقا شهید میشود و ما ۱۰ روز رهبر نداریم، جمهوری اسلامی باقی میماند. بعد ما خودمان با دست خودمان ساختار را نابود کنیم؟
بخش سوم: سواد رسانهای، نظام اندیشه رهبری و حفظ ایران
پرسش: فرمودند که مشکل عامه مردم و امثال بنده این است که کانالهای خبری موثق نداریم. واقعاً هر کانال ظاهراً مذهبی یک نکته میگوید در تضاد با آن یکی.
پاسخ: من یک نکته اساسی بگویم. در بعضی شبکههای اجتماعی (حالا نمیخواهم اسم هم بیاورم که مصیبت بشود) مثل همین خود ایتا، هر وقت یک خبر خیلی عجیبوغریب دیدید، “فضربوه فی بقعة الامکان”، نپذیرید تا بروید بررسی کنید. دروغ، متأسفانه الیماشاءالله، و حرفهای خلاف واقع آنجا زیاد است. خیلی خیلی زیاد است. نه فقط در تلگرام، اصلا دنیا همین است. از این جهت که همه امروز دارند خبرپراکنی میکنند. همه مردم دنیا خبرنگار شدهاند و دروغ و اشتباه و تحلیل غلط اینها زیاد است. کمکم باید بعضی تحلیلگرها را پیدا کنیم، به آنها نزدیکتر بشویم و ایدههایشان را بهتر بشناسیم. و اگر به آنها نزدیکتر بشویم و ایدههایشان را بهتر بشناسیم، آنها ما را نزدیکتر میکنند و راهش هم این است که ببینیم کدام به آن نظام اندیشه آقا و امام نزدیکتر هستند. این نظام اندیشه، خواندن میخواهد. اگر میبینیم از این نظام اندیشه دور هستند، آقا صراحتاً گفته است بمب اتم حرام است، ۱۰ سال است که دارد میگوید این تصمیم غلطِ است. خب این سیستم اندیشه آقا نیست دیگر این آدم. نمیگویم آدم بدی است ها، اگر کسی این را گفت، این در نظام اندیشه آقا زیست نمیکند. تمام شد.
پرسش: متأسفانه بخشی از جبهه انقلاب اول پلاکارد نوشتند، از پلاکاردها و شعارها پله ساختند و به نقطه انتزاعی رسیدند که کوچکترین نقد و توصیه و میانهروی و واکنش را منکوب کردند.
پاسخ: بله راست میگویید. بخشی البته، بخش اعظم و بزرگتر و اساسیتر. البته، پای میدان ایستادند. خون دادند، جان دادند، آبرو دادند و دارند میدهند. و اینها حافظ ایران هستند و در تاریخ ایران خواهند نوشت که اینها ایران را حفظ کردند. نه جمهوری اسلامی، حتی ایران را اینها حفظ کردند. زبان فارسی را اینها حفظ کردند، زبان فارسی را سید علی خامنهای و آن کسانی که عجیب به او علاقهمند بودند حفظ کردند، نه آنهایی که ادعا میکردند ما عرب نمیپرستیم. اما الان تا زانو فرو رفتهاند در باتلاق عبریپرستی و عربیپرستی و اینها.
بخش چهارم: تقابل دیپلماسی و میدان، بسط ید ولی
پرسش: شاید عظیم ترین دلیل این بزرگواران، کمکاری بال دیپلماسی است. به نظر باید توأمان هم دیپلماسی و مطالبات خیابان در نظر گرفته شود و هم حتی المقدور خلا رسانه در نظر گرفته شود برای اینکه ترامپ قمار باز فلان کرد.
پاسخ: خب ترامپ همین است. چرا ما باید با حرف او بالا و پایین شویم؟ زیاد حرف ما چرا باید به حرف او بالا و پایین بشود؟ دیپلماسی هم به صورت طبیعی لزوماً همهچیز را نمیتواند بیاید وسط میدان بگوید. فرق میکند. حتی نیروی نظامی ما هم همهچیزش را نمیآید وسط میدان بگوید. طبیعت میدان این است که سلحشوری بیشتری آنجا وجود دارد، طبیعت دیپلماسی این است که آنجا سکوت بیشتری وجود دارد. این را ما باید بفهمیم. چیز عجیبی هم نیست.
پرسش: درباره بسط ید ولی توضیح بفرمایید حاج آقا، مصداقهای درست و غلطش را.
پاسخ: ما باید تا میتوانیم ید ولی را مبسوط کنیم. یعنی بتوانیم ایده او را در اجتماع بسط بدهیم. وقتی نکنیم و فقط مطالبه کنیم داریم پدر ولی را در میآوریم. مثلاً در مسئله حجاب، ما زور، توان، استدلال، قوت، رسانه و اینکه این را برای عموم جوانان جا بیندازیم نداریم، سریع پلاکارد دست میگیریم و میگوییم بعد از اینکه اتفاقات افتاد بروید دوباره گشت ارشاد راه بیندازید تا دوباره یک اتفاقی بیفتد و همه مصیبتهایش را گردن ولی جامعه بیندازند. بسط ید الان میدانم در سوال شما بیشتر در مسئولین بود، اما من میگویم نه، اصل مسئله بسط ید در مردم است. و اصل وظیفهاش با ما بود و ما انجام ندادیم. تمام آنجاهایی که به جهت فرهنگی آقا چیزی میخواسته و اتفاق نیفتاده است، عمدهاش به خاطر کمکاریهای ماها است و البته بخش دیگرش هم کمکاریهای آنهایی است که در نهادها و ساختارهای تبلیغی و ساختارهای دولتی ما بودند.
پرسش: اگر وقتی که ظریف و روحانی در مذاکره به ملت خیانت کردند، توسط ما تنبیه میشدند، دیگر وقتی اسم مذاکره را میشنیدیم اینقدر تن و بدن ما نمیلرزید؟
پاسخ: حالا بله. تفاقات خیلی بدی آنجا افتاد و قبول دارم که آن اصلاً این عنوان را در ذهن ما سیاه و بد کرد. و آن دوره، دورهای بود که از آن اتفاقات برای تحولات داخلی استفاده شد. خیلی میشود در موردش حرف زد. حالا قوه قضاییه آیا باید مثلاً زندان میکرده یا نمیکرده، آن یک حرف دیگر است، چون نمیدانیم که تبعاتش چطور میشد؟
پرسش: به نظرم دیدگاه خیلی ازسوالاتم جواب داده شد. بنده همهاش استرس داشتم که نکند سیاسیون کار را خراب کنند، ولی الان با صحبتهای شما، کلی مطلب برایم حل شد.
پاسخ: انشاءالله که همین باشد، باید برایشان دعا کنیم.این را من یقین دارم، حالا شاید کسی قبول نداشته باشد، من یقین دارم در ساختار سیاسی ما، امروز کسی دنبال نان خودش نیست. دنبال کانادای خودش نیست، وگرنه دیوانه باید میبود مسئولیتش را در این لحظه حفظ کند. باید جمع میکرد و میرفت. آقای علی لاریجانی اگر دنبال دنیای خودش بود نباید شورای عالی امنیت ملی را میپذیرفت. چون قطعاً یعنی احتمال ترور شدن. شکی در این نبود. کسی که این را میپذیرد یعنی میگوید من آماده مرگم، آماده رفتنم. آیا آدم کاملی است؟ نه لزوماً، معلوم است که نیست. اما آدم سالمی و صالحی است. در خط سید علی خامنهای است. آیا با همه ایدههای آقا همراه است؟ نه لزوماً، مگر همه کسانی که شهید شدند در کل ایدههایشان با امام خمینی همراه بودند؟ اینطوری نیست که. اما اینها را آقا برای ما به یادگار گذاشته است، اینها ارزشمند است. انسانی که میداند دارد کشته میشود و مسئولیت میپذیرد، بابا دیگر ما چه میخواهیم از جمهوری اسلامی؟ احتمال دارد اشتباهاتی کنند، بله، لذا باید در میدان ایستاد. به تعبیر رهبری، فریادهای شما در میدان، در نتیجه مذاکرات مؤثر است و در نتیجه جنگ.
بخش پنجم: راز محبت به رهبری و نحوه تحلیل صحیح
پرسش: راز عشق و علاقه مردم به حضرت آقا و خلف صالحشان را در چه میبینید؟ هرچند که ما اصلاً از ایشان تجربه قبلی نداریم.
پاسخ: این واقعاً رمزش الهی است. یکی از آنها که قطعاً خود آقا است. خود آقا، چون نظام سلطه میخواست خامنهای را از ما بگیرد، و خدا دوباره خامنهای را به ما داد. این خیلی مطلب عظیمی است. و سری نهفته بود در شهادت آقا و جانشینی حضرت آیتالله آقا مجتبی. اگر شاید مثلاً آقا با یک فوت طبیعی از دنیا میرفتند، معادلات دیگری رقم میخورد. معنای علاقه و حب ما شاید یک دلیلش این باشد که ما این را کاملاً درک میکنیم که خامنهای را از دست ندادیم و خامنهای همهچیز ما بوده است. همهچیز ما بود آقا. منی که اینجا نشستهام، هرچه که از دین میدانم، اساس و بنیان و پایه و پی و همهچیزش از آقا است. واقعاً ما را بزرگ کرد. همهچیز، یعنی اگر نبودیم، معلوم نبود ما در چه فضایی از اندیشه دینی بودیم، اصلاً مؤمن بودیم یا نه. لذا یک بخشی این است. بخش قطعی دیگرش هم اصل منصب ولایت است که حبش را خدا در دلها میاندازد. خدا را شکر.
پرسش: اخبار را از کجا باید پیگیری کنیم؟
پاسخ: من لیست کانال نمیتوانم اینجا بفرستم. برویم سراغ اینکه چطور تحلیل کنیم؟ اگر میخواهیم خوب تحلیل کردن را یاد بگیریم، سخنرانی آقا را زیاد بخوانیم. یک راهش این است. صحیفه امام را زیاد بخوانیم، این را واقعی میگویم. مثلا به شما بگویم بروید خبرگزاری فلان و فلان و فلان و فلان تحلیلگر را بخوانید، نه. با آقا و امام بیشتر مأنوس باشیم، بیشتر مطالعه کنیم. کمکم برایمان معلوم میشود چه کسانی نزدیکتر هستند.
پرسش: ما ایران و نظام را دوست داریم، بهخاطر همین حالمان بد میشود وقتی اینجور خبرهایی را میشنویم. باید بیایند خیلی محکم در مقابل این مردک (یعنی ترامپ) صحبت کنند. چرا سخنگوی سپاه نمیآید؟
پاسخ: ما چرا فکر میکنیم اگر دشمن ما یک تحرکی انجام داد، ما باید در همان لحظه همان تحرک متقابل را انجام بدهیم؟ میدانم دلمان خنک میشود اینجوری، اما دلمان را نگه داریم، تقوا به این است. شاید لازم نباشد فلان مسئول الان بیاید حرف بزند. شاید هدف ترور باشد. من نمیگویم نباید بیاید حرف بزندها، حتماً باید مطالبهای وجود داشته باشد و بیاید. اقا، سخنگوی سپاه بیاید و همین الان یک فحشی بهش بده تا ما راحت شویم. نه. آن دارد جلز و ولز میکند. این را متوجه بشویم به بنبست خورده است. اینکه این پیرمرد ۷۹ ساله یک شب از ساعت ۱۰ شب تا ۴ صبح ۱۸ تا توییت میزند در شبکه خودش، این دارد دیوانه میشود. اصلا بزند مگر لازم است که ما درجا جوابش را بدهیم؟ ما داریم فضا را خراب میکنیم گاهی. که آقا چرا جواب نمیدهید؟ مطالبه، مطالبه. میدان از دست رفت! نه آقا، چی از دست رفت؟ صبر کنید، جواب هم داده میشود. اعتماد کنید. نمیگویم اصلاً هیچ مطالبهای نکنیمها. اما اون دستش است دیگر، تمام عالم را دارد شب و روز علیهشان مطلب مینویسد. مگر ما باید هر لحظه برویم جواب این را بدهیم؟ هر لحظه باید آدم حسابش کنیم؟ اینها را باید یک دقتی بکنیم.
پرسش: دیپلماسی باید با مردم صحبت کند، اینقدر پنهانکاری نکند.
پاسخ: پنهانکاری نیست، یک تصمیم خیلی بزرگ است. واقعاً حرفهایی که زدند، آن روزی هم که گفتند ما نمیرویم برای مذاکره، نرفتند. آن روزی هم که گفتند میرویم، رفتند. خیلی از اینها را هم گفتند. این را هم به شما بگویم، اگر مذاکرهای هم شد، اگر واقعاً به یک نتیجه خاص برسد، شاید بعضی از آن چیزهایی هم که ما در آن ۱۰ بند نوشتیم عین آن نشود. این لزوماً معنی شکست ما نیست. بابا ما این جنگ را بردیم! طرف آمده بود برای نابودی نظام جمهوری اسلامی، نابودی سپاه، نابودی موشکی، نابودی هستهای، نابودی ایران آخر گفت. درمانده است، الان فقط دارد التماس میکند تنگه هرمز باز بشود. ما یک مصیبتی که داریم این است که اصلاً روایت پیروزی برای خودمان نمیتوانیم بکنیم. چطوری باید شما پیروز بشوی در مقابل این عظیمترین قدرت مادی؟ همین است دیگر. دیپلماسی بله صحبت بکند، اما من اصلاً معتقد نیستم باید بیایند همه جزئیات را بگویند. هیچ نیازی نیست. اینجا باید خیلی از چیزها به صورت پنهان باقی بماند و با اعتماد ما به ساختار تصمیمگیری کشور. حالا بیاید یک حرفی بزند، بعد حرفی که زد من توئیت بعدش بزنم، بعد در خیابان یکی حرفی بزند، بعد تبدیل بشود به یک عامل اختلاف بزرگ در کشور. چرا باید این کار را بکنم؟ من هنوز نفهمیدم شاید البته شماها متوجه بشوید.
پرسش: اینکه بگویم بعضی از خانمها مثل قبل باز دارند دخترخانمها را میرانندها، یعنی نفیشان میکنند بهجای جذب.
پاسخ: اشتباه است. بله. اشتباه است. این را بدانید که تا میتوانیم باید سرباز برای انقلاب اسلامی الان بگیریم. نباید کسی را نفیاش کنیم. معنایش این نیست که رفتار آنها کاملاً مورد تأیید است. اما نباید هم کسی را نفی کنیم. اینها سرمایهگذاری کردند برای اینکه رهبر شهید را منفور کنند در ذهن نسل زد و نسل جوان ما. ما نباید به آنها کمک کنیم. خدا یک عنایتی کرد، آقا را رساند به اعلی علیین و یکدفعه ورق را برگرداند. ما دوباره خرابش نکنیم. خیلی این دقت میخواهد.
بخش ششم: شبهات مذاکرات و شهادت رهبر
پرسش: وسط مذاکره رهبر را از ما گرفتند، حالا چطوری به اسم آقای عراقچی و امثالهم اطمینان کنیم؟ رهبر تأیید کردند و هیچ برخوردی نمیشود.
پاسخ: مگر وسط مذاکره، مگر عراقچی خودش تاکسی گرفته بود رفته بود مذاکره کند که وسطش آقا را زدند و شهید کردند؟ تصمیم نظام بود. و اتفاقاً خوب بود، ما یکسری آمادگیهای جدی آن زمان به دست آوردیم. آیا نمیدانستیم جنگ میشود؟ بله میدانستیم. همه میدانستند. اینکه در چه شکلی و دقیقاً چه زمانی است را نمیدانستیم. و آقا تصمیم گرفتند که با اینکه خطر جنگ بسیار بالا بود پناهگاه نروند. آیا این واقعاً… ببینید، من هیچ صنمی اصلاً نه با آقای عراقچی دارم، نه میشناسمش، نه هیچی. اما دارم سازوکار سیاسی کشور را الان در نظر میگیرم. و این واقعاً بیانصافی است بگوییم چونکه تو رفتی مذاکره کردی آقا را شهید کردند. چه تهمتی بالاتر از این؟ مگر خودش از سر خودش رفته است؟ چرا دو ماه پیش نرفت مذاکره کند؟ اگر اینها را ما بگوییم بعداً جلوی خدا چه جوابی میتوانیم بدهیم؟ آخه این نه بیّن است و نه مبیّن. نمیتوانیم اینرا بگوییم. الان دارند تهدید میکنند، بله معلوم است که آنها تهدید میکنند. اما در یک نقطهای ما به یک تصمیمی میرسیم که الان باید آتش بس کرد. باید مذاکره کرد. یا نباید رفت و نکرد مثل الان. او التماس میکند بیایید، ما نرفتیم.
پرسش: اینکه امام شهید را بهخاطر مذاکرات از دست دادیم درست است؟
پاسخ: نه. برای آقا اینها برنامه داشتند. و به نظر من مهمترین عاملی که این جرئت را پیدا کردند چنین جسارت بزرگی کنند، دی ماه 1404 بود. یعنی تمام تلاششان را کردند که مشروعیتزدایی کنند از چهره آقا با دروغهای بزرگ، یکی از دیگری بزرگتر، و صحنه را آماده کنند. بهخاطر مذاکره؟ اگر مذاکره نبود آنها حمله نمیکردند؟ آخه این ملازمه را ما از کجا درآوردهایم؟ یعنی اگر ما آن لحظه مذاکره نمیکردیم آنها حمله نمیکردند؟ اینها را از کجا میگوییم؟ چه کسی گفته؟ اگر در جنگ قبلی مذاکره نمیکردیم حمله نمیکردند؟ این از کجا آمده؟ این ملازمه اینها را با هم درست کردیم که هی هر روز این را میگوییم. بعد، هم مذاکره قبلیاش، هم دومیاش، خود آقا مطلع بود، در کشور بود، کسی هم جرئت نداشت بدون اجازه برود مذاکره کند. آیا چیز خوبی بود؟ نه، خود آقا هم از اول اصلاً قبل از اینکه آن شروع بشود فرمودند لزوماً مذاکره با آمریکا شرافتمندانه نیست. اما بههرحال مجموعه اتفاقات در کشور باعث میشود تو تصمیم بگیری مذاکره بکنی، گاهی برای خرید زمان. بههرحال میخواهی با بزرگترین ارتش دنیا بجنگی، باید آماده بشوی. لذا من چنین برداشتی ندارم، من هرچه فکر میکنم که چه ربطی دارد به اینکه ما آن لحظه در مذاکره بودیم و اینکه آقا را شهید کردند، نمیفهمم.
بخش هفتم: اولویتهای رهبری، دولت و مسئله تبیین
پرسش: فرمودند کتاب جزء و کل از آقا را بخوانیم؟
پاسخ: عرض کردم بحث اصلی و فرعی را در سایت khamenei.ir پیدا کنید بخوانید، صحبتهای آقا را ذیل عنوان اصلی و فرعی.
پرسش: ما هیچ اطمینانی به دولت نداریم.
پاسخ: خب پس شما در ایدهتان غیر از ایده آقا و آقای شهید و این آقا هستید، چون آقا خیلی تجلیل کرد از این دولت. آیا ما دوست داشتیم این دولت انتخاب بشود؟ نه. آیا ما به این دولت رای دادیم؟ نه. اما بعد از اینکه آمد، با تمام اشتباهات، آقا گفتند که محکم پشت رئیسجمهور باشیم. من هرگز اهانتی به رئیسجمهور را نمیپذیرم و بقیه چیزها. من نمیفهمم دیگر، حالا پس خودتان ببینید.
پرسش: اینکه من هیچ احساس ترس و اضطرابی ندارم چیز بدی است؟
پاسخ: نه الحمدلله جزء مؤمنین هستید انشاءالله.
پرسش: چند روزی است فهمیدم که ما اصلاً فاصله عجیبی با مطالبات رهبری داریم.
پاسخ: احسنت، دقیقاً همین است.
پرسش: باید شعار اول ما تنگه هرمز میبود ولی نبود بعد ندادیم بعد اینقدر درب خانه شهدا میرفتیم باید از پاشنه کنده میشد، ولی کنده نشد، بهجایش اولویتهای خودمان را گذاشتیم: جنگ، عدم مذاکره و تنگه هرمز.
پاسخ: حالا اینکه اولویتها آیا این هست یا نه، شاید من هم با شما اختلافی داشته باشم، اما اینکه از اولویتهای آقا دوریم، خیلی بحث جدی است، خیلی خیلی. اگر از اولویتهای آقا دور نبودیم، حوادث ۱۴۰۱ پیش نمیآمد، من این را خدمت شما بگویم. بخشیاش بهخاطر این است که ما از اولویتهای آقا دوریم. تنظیم ایده فرهنگی آقا را نتوانستیم به مردم منتقل کنیم. با مردم نتوانستیم حرف بزنیم. همهمان جمع شدیم در شبکه اجتماعی با همدیگر داریم حرف میزنیم. دهها میلیون نفر دیگر را ول کردیم به امان خدا به دست اسرائیل. این است، اینهاست مصیبتهای ما، اینهاست.
پرسش: به نظر در ذهنها خیلی این گزارش، شبیه ۵۹۸ دیپلماسی، دنبال فرصت است تا با فتح نقطهای قال قضیه را بکنند.
پاسخ: اصلا ۵۹۸ این نبود. بروید تعبیر آقا در مورد ۵۹۸ و بحثهای شهید باقری را بخوانید، اصلاً این نیست که قال قضیه را بکنند. خود امام هم در پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توضیح مفصلی میدهد که چرا پذیرفته شده است. قضیه و اینها ظاهراً نیست، لذا ایده خود آقای شهید را بروید در مورد پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را بخوانید چه فرموده است. شهید باقری را هم بروید ببینید، شهید باقری که در جنگ ۱۲ روزه شهید شدند.
پرسش: همهچیز را نگویند، ولی به نظرتان یک تبیین درستی داشته باشند، خواسته زیادی است؟
پاسخ: نه راست میگویید، باید دستگاه دیپلماسی تبیین بهتری میداشت، اما این را بدانید الان همه در فضای امنیتی هستند. ارتباط ساده هم امروز آسان نیست. این را در نظر بگیریم. ننشینیم بیرون گود بگوییم لنگش کن. طرف جانش در خطر است، بعد هم که شهید شد بگوییم چقدر بیتدبیریم.
پرسش: استادی فرمودند، ترامپ، با آن توییتزدنهایش، استاد جنگ روانی است لذا وقتی اقای عراقچی هم توئیت زد و تنگه هرمز باز شد، هدفشان مقابل به مثل بود ولی مردم تحمل نکردند به جهت اینکه فکر میکردند خیانت میکند. ما را طوری تربیت کردهاند که معمولا به کم راضی نیستیم و بعد از شروع جنگ بلافاصله منتظر نابودی اسرائیل بودیم.
پاسخ: کاملاً، خوب است، خیلی عالی. بله اسرائیل راهیچوقت آقا نگفتند پایان این جنگ نابود میشود. من اوایل جنگ در کانال خودم نوشتم به بعضی از فعالان که توقع الکی ایجاد نکنند که پایان این جنگ نابودی اسرائیل است، که اگر نشد فکر کنیم شکست خوردیم. بابا او جنگ را راه انداخته است که کل نظام جمهوری اسلامی و انقلاب و ایران را نابود کند. پیروزی تو، محکم باقیماندن انقلاب اسلامی است و این شروع نابودی اسرائیل است. خب چرا اسرائیل به این میگوید جنگ وجودی؟ مگر ما بمب اتم داریم؟ نه. چون میداند اگر انقلاب اسلامی و ایدئولوژیاش باقی بماند، او نمیتواند نفس بکشد. کل محاسباتش بر اساس این است که یک نظم امنیتی بر پایه برتری قدرت خودش درست کند. اگر این را به هم بریزی، تو یک فرایندی داری برای فتح قدس. بروید سید حسن نصرالله را ببینید، یک بار گفت که ما در فلان جنگ میرویم قدس را آزاد میکنیم؟ خود ایشان میفرمودند این یک فرایندی است. اینها که رهبران مقاومت بودند، اصلکاریِ مقاومت اند. ما که کاری برای مقاوت نکردیم. حالا شماها که کردید و من نکردم.
بخش هشتم: تحلیل روند مذاکرات و قدرت نظام
پرسش: اصلاً یکهمچین چیزی نیست، پس شما صحبت رهبر شهید را نقض میکنید؟ خودتان میگویید بروید بیانات رهبری را مطالبه کنید. اقا فرمودند مذاکره با امریکا شرافتمندانه نیست. شما هم حرف امروز شبکه مجازی را میگویید. مگر تاکسی گرفتید؟ من که نمیتوانم این وبینار را تاب بیاورم. خدانگهدار
پاسخ: چرا نقض کردم؟ سلامت باشید خیلی ممنونم.
یک نکته عرض کنم خدمتتان. ببینید، یک سوال. آقا بعد از اینکه فرمودند شرافتمندانه نیست ما مذاکره کردیم همان زمان. و در اولین صحبتی که آقا فکر میکنم روضه خانگی داشتند، همان فکر میکنم اسفند ۴۰۳ بود اگر اشتباه نکنم، فرمودند الان مذاکراتی شروع شده، نباید عجله کرد، باید منتظر نتیجهاش ماند. یک کلمه علیه آن صحبت کردند؟ این یعنی از آن سخنرانی آقا تا این لحظه تحولاتی در کشور رخ داده است. بعد شما اگر بفرمایید که یک عدهای سرخود رفتند، این تضعیف نظام نیست؟ مگر میتواند سرخود برود؟ مگر اصلاً این امکان هست؟ مگر این حتی این دولت آن دبدبه و کبکبه دولت مثلاً روحانی را دارد که یکسری کارهای خودش را بکند؟ که تازه آنجا هم فقط این نبود. سوال ما این است. بعد آقا اینجا علنی میتوانستند بگویند آقا این شرافتمندانه نیست، اینها هم که رفتند خائن هستند، وقتی برگشتند اعدامشان کنید. آخه چرا ما باید یک چیزی بگوییم که درست درنیاید آخه؟ یک بار آقا مذاکره را نفیاش کرد؟ پس یک شرایطی پیش آمده است. نامهای ترامپ داده بود، رفتوبرگشتی، یک شرایطی. ما صحبت کردیم. آیا چیزی دادیم؟ نه، برای همین جنگ شد. آیا تسلیم شدیم؟ نه، برای همین جنگ شد. اگر تسلیم میشدیم که جنگ نمیشد. پس آن هم که رفت مذاکره کرد تسلیم نشد. من اینطوری میفهمم حالا شاید شما بهتر میفهمید.
پرسش: وقتی فقط دو ماه بعد از بیان جمهوری اسلامی از سوی رهبری، ژنو شد…..
پاسخ: این را هم من گفتم خدمتتان. ژنو را هم خدمتتان گفتم. مواظب باشید، نسبتهایی که به افراد میدهید مواظب باشید، حالا شاید هم شما درست میگویید، من اشتباه میکنم.
پرسش: وقتی ما میگوییم اگر رهبر را بزنند چه میشود؟ و دیپلماتهای ما میگویند هیچی، یک رهبر دیگر میگذاریم.
پاسخ: نه به نظرم درست متوجه نشدید. نشدم، نشدیم. آنجا حرف اینها این بود در آن مصاحبه که آقا، رهبریتان را بزنند تمام است ها. او نمیگفت بیا بزن. مگر او منتظر حرف این است که بزند؟ میگفت آقا نظام جمهوری اسلامی اینقدر قدرتمند است که اگر اتفاقی هم برای رهبرش بیفتد، یک کسی دیگر میتواند جایگزین بشود و همین هم شد آخر. حالا آیا آنجا نباید با یک شدت بیشتری حرف میزد؟ بله، حتماً باید میزد. جاهای دیگر هم با شدت حرف زده، ۱۰ تا توییت دیگر. من مدافع ایشان نیستم، فقط میخواهم بگویم ما یک چیزی درست نکنیم که از دل آن هر کسی یک قدمی هم خواست برای کشور بردارد سریع منهدم بشود. آنجا هم شما کانتکست (Context) آن مصاحبه را بروید ببینید، رفتوبرگشتی که آنجا شده که آیا این است؟ اگر این است بله اشتباه کرده.اما فکر میکنم این نیست. فکر میکنم این نیست.
پرسش: خاطره خوشی از دولت روحانی نداریم، که حالا از این دولت داشته باشیم.
پاسخ: حق دارید که نداشته باشید ولی فکر میکنم متفاوت است. لذا شما، یک خط از آن نهیبهایی که آقا در دولت روحانی زد، در این دولت نمیبینید. آیا اینها خیلی خوب هستند؟ نه، بههرحال رأی آوردند. اما آیا مثل آنها رفتار کردند؟ هرگز. فکر میکنید کشور در این ۸ ماه چطوری به یک جایی رسید که ما امروز دچار قحطی نشدیم؟ اونجا را هم سپاه درست کرده؟ نه. دولت داشتیم. واقعاً آمادهِ جنگ کردند کشور را،. اگر اینها را نگوییم بیانصافی است که میشود جناحی حرف زدن. شما هیچ حس نکردید که نه، روغن کم شده و … قطعاً قیمت بالا پایین شده است، اما نه در جریان سوخت در کشور، جریان برق، با این همه مشکل. به شما بگویم حمله ای که به زیرساختهای ما کردن جدی بود. وظیفه شرعی و عقلی ما امروز این است که بهشدت در مصرف انرژی از همین الان صرفهجویی کنیم، چون تابستان کار ما سخت خواهد بود. این را به شما بگویم. حالا همه ابعادش را میتوانم عرض کنم. اما خب یک دولتی پای کار ایستاده، لجستیک کشور را آماده جنگ کرده است. اگر میخواست کار دیگر بکند که از روز اول دادوفریاد میکرد نه ما جنگ نمیخواهیم، ما نابود میشویم. اینطوری که نبود. حالا آیا این ایدهآل ما است؟ نه، ایدهآل ما چطوری به وجود میآید؟ باید برویم تبیین کنیم. تا آن کسی که ما میخواهیم رأی بیاورد، به زور که رأی نمیآورند که. همین کارها را کردیم که به ما رای ندادند. آقا، یک کسی را میخواهی؟ بسمالله، برو تبیین کن. برو مردم را همراه کن با ایده خودت. یا بگو من جمهوری اسلامی دیگر نمیخواهم، جمهوریاش را نمیخواهم، رأی مردم را بگذار کنار. که این خلاف نص صریح بحثهای امام و آقا است. اگر جمهوری است تو مجبوری با مردم حرف بزنی که به ایده تو اعتماد کنند و یک آدم بهتری بفرستند برای انتخابات، هر چیزی. وگرنه که نمیتوانی به زور چیزی را جا بیندازی که.
بخش نهم: جهاد تبیین و فتنه دیماه
پرسش: اینکه میفرمایید نظام و شعام دارد تحت نظر اداره میشود، در عین حال ما باید مطالبه داشته باشیم. چه چیزی را باید مطالبه کنیم؟ از چه کسی باید مطالبه کنیم؟ اینکه حضور ما باعث پشتگرمی هست؟
پاسخ: بله، من اولینش به نظرم پشتگرمی است. دومینش همین اعطای این شجاعت است که شما محکم بایستید، ما حمایت میکنیم. اما اینکه نه، ما مطالبه میکنیم فلان کار را در مذاکرات نکن، من به نظرم این درست نیست. شاید من اشتباه میکنم. اصلاً ما اینقدر به اطراف قضیه الان علم به آن نداریم که بگوییم فلان چیز باشد، فلان چیز بگوییم نباشد.
پرسش: اتفاقات دیماه زمینهساز شهادت آقا بود؟
پاسخ: بله، اتفاقات دیماه، فضای جهانی را طوری علیه ما کرد که جرئت بدهد به اینها بیایند چنین تعرضی کنند. یکی از دلایلش بود. دلایل دیگری هم داشت، اتفاقات سوریه همینجا دخیل بود و کینه ذاتی اینها با آقا هم بود. اما اتفاقات دیماه خیلی مهم است، اتفاقات ۱۴۰۱ هم مهم بود. ما بهعنوان نیروهای انقلابی نباید از اینها ساده عبور کنیم. و یکی از دلایل مهمش این است که ما جهاد تبیینی که آقا گفتند را جدی نگرفتیم. برای همدیگر فقط شروع کردیم تبیین کردن و به سروکله همدیگر افتادیم، همدیگر را شروع کردیم زدن. بخش عظیمی از جامعه رها شد و به دست تروریستیترین و کثیفترین بنگاههای خبری مثل اینترنشنال افتاد.
پرسش: چه چیزی زمینهساز دیماه بود؟
پاسخ: این را میشود خیلی رویش حرف زد. هم مسائل اقتصادی بود، مسائل سیاسی و فرهنگی هم بود. میشود در موردش خیلی بحث کرد، خواستید یک بار میشود مفصلتر صحبت کرد.
پرسش: اقای عراقچی گفتند که بزنید رهبر ما را، ما جایگزین میکنیم.
پاسخ: دیگر من جواب دادم انچه را فکر میکردم.
پرسش: خود آقا بحث کودتا را گفتند و همه میدانیم.
پاسخ: نه چه کسی گفته همه میدانیم کودتا چیست؟ آقا فرمودند دیماه یک کودتا بود. یعنی کودتای دولت بود؟ یا کودتای نظام سلطه بود بهوسیله شبکههایی مثل اینترنشنال، میخواستند با یک ساختار سلطنتطلبی، جمهوری اسلامی را ساقط کنند. شما از بحث آقا در مورد کودتا ذهنتان به سمت دولت میرود؟ من به نظرم اگر اینطوری ذهنتان برود یعنی اصلاً صحبت آقا را با هم شما نمیتوانید کنار هم قرار بدهید. در همان صحبت که بعدش آقا میگوید ذرهای نباید اهانت کنید به رئیسجمهور. اصلاً کودتا یک برنامه خارجی بود با نیرو، سلاح، کردهای جداییطلب و فضاهای سلطنتطلبی برای گرفتن استانداریها و کلانتریها در چند روز در کشور و بعداً یک دولت موقت تشکیل دادند. خیلی، خیلی بهتان بزرگی است. و یک ذرهاش شواهدش از صحبت آقا در نمیاد.
پرسش: یک عده تو ایتا هستند و سلطنتطلبها که ناراحت هستند چرا دیگر جنگ نیست، در همین حد ناراحت هستند که چرا جنگ تمام شد، یعنی برای رضای خدا، جبهه حق را نمیخواهند.
پاسخ: شاید واقعاً همین است. ایتا، واقعاً بعضی فضاها و خبرهایش نیاز به تأمل دارد. دیماه یک فتنه بود.
پرسش: به نظرم خدا بازی کرد که دچار خطا بشوند، چون خیلی حتی انقلابیها هم داشتند شک میکردند که آنها را دچار خطای شناختی کردند، واقعاً از تمام وجود، عاشق خدا هستم با اینکه آقا را از دست دادیم.
پاسخ: احسنتم، به نظرم حرف درستی است.
بخش دهم: بصیرتافزایی و پرهیز از تضعیف نظام
پرسش: مستند «منتظر دستور امام نباش» را حتماً ببینید در آپارات راحت میتوانید دسترسی داشته باشید.
پاسخ: من این مستند را ندیدهام. یک چیزی در ذهنم است، اگر آنی است که در ذهنم است، شاید خیلی با محتوایش موافق نباشم، شاید من ندیدهام و در ذهنم کامل نیست.
پرسش: باید فضای فکری رهبر را بیش از پیش بشناسیم و در این زمان حساس، لزوم جهاد تبیین بیشتر حس میشود.
پاسخ: بله، شب و روز باید صحبتهای قبلی آقا را بخوانیم و امام را، صحیفه امام را بخوانیم و خامنهای دات آی آر. اصلاً فکر نکنیم بدون مطالعه و با اعتماد به چهار نفر مثل من حتی که اقا شناس بشویم. کسانی از مشاهیر در این جنگ، قطعاً خلاف آقا عمل کردند. اسمشان را من نمیآورم اینجا. شک ندارم خلاف مسیر آقا عمل کردند. حرفهایی زدند که خلاف آقا بود. کسانی گفتند عملیات عینالاسد فیک بود، خلاف صریح صحبت آقا. آیا آدمهای خیلی بدی هستند؟ نه آدمهای خیلی خوبی هستند اما نباید دیگر فکر کنیم این آدم، ایدهها و نظریات سیاسیاش لزوماً ذیل اندیشه آقا دارد شکل میگیرد. صریحاً نظر آقا در مورد عینالاسد هست، در مورد وعده صادق دو و یک هست.
من دو سه دقیقه دیگر میخوانم چون وقتمان خیلی گذشته است. ببخشید طولانی شد.
پرسش: هر نظری در مورد جنگ و مذاکره هست محترم است ولی همان رهبری که فرمودند مذاکره نباشد، جانشینشان و پسرشان فرمودند خیابانها خالی نشود.
پاسخ: بله خیابان واقعاً مهم است.
پرسش: امام علی رفتند با عثمان بیعت کردند، اما ابوذر آمدند تبیین کردند و برندگی زبان ابوذر با تیغ مالک اشتر برابری میکند ولی شما طوری صحبت میکنید که دیپلماسی ما هیچ مشکلی ندارد و حتماً مستند سوءتفاهم دستور امام را ببینید.
پاسخ: اولا سعی میکنم این مستند را ببینم ثانیا مثالی که میزنید هیچ ربطی ندارد ببخشید البته. بیعتهای امیرالمؤمنین همه معلوم است که کُرهاً است. خدمت شما که عرض بکنم زبان برنده ابوذر هم اگر علیه باطل باشد درست است. ما میگوییم علیه باطل حرف بزنیم، نه علیه جمهوری اسلامی. امروز یک عدهای میخواهند علیه جمهوری اسلامی حرف بزنند به نام حمایت از رهبری، من این را نمیفهمم، این را مسیر آقا نمیفهمم. شاید من اشتباه میکنمها. تضعیف جمهوری اسلامی اسمش حمایت از رهبری نیست. بله تذکر به ارکان جمهوری اسلامی، آن هم تذکر “عن علمٍ”، نه روی هوا. یعنی ابعاد مسئله را بگوییم. آقای جمهوری اسلامی من ابعاد مسئله را میدانم بهعنوان یک کارشناس، تنگه هرمز این کار را میشود کرد. اصلا واجب است بر ما که این کار را بکنیم اما اینکه مقابله ابوذر را با خلیفه سوم با بعضی کارهای خودمان مقایسه کنیم، خیلی، خیلی، خیلی مقایسه بعیدی است.
پرسش: درباره حج رفتن یا نرفتن؟
پاسخ: این به نظرم بحثش در کشور شده است دیگر، شورای عالی امنیت شده و با آقا مشورت شده بود. من نگرانی گروگان گرفتن اینها را ندارم اصلاً در قضیه، به نظرم کسی که فضای عربستان و اینها را بشناسد، فکر میکنم که این نگرانی نیست.
پرسش: اگر امام یک جایی حرف نمیزند منِ سرباز قطعاً وظیفه دارم سینه سپر کنم. شما چقدر مذاکره را ساده گرفتهاید؟ معلوم است که امام ما کشتهی مذاکره دیپلماسی ذلیلی که اینجور بند را به آب بدهد نیست که الان حالا نبوی میآید از اندیشه عراقچی میگوید که از منافع کشورش کوتاه آمده است.
پاسخ: خب دیگر من نکاتم را عرض کردم، نمیدانم چه بگویم. فکر نکنید هر چیزی که آقا نگفت، شما گفتید، شما حرف آقا را دارید میزنید. رویش تأمل کنید. اگر واقعاً حرف آقا است، الحمدلله، اما گاهی نیست. گاهی نیست، خیلی پیش آمده است. آقا تذکرهای جدی دادهاند به افراد. که رفتید علیه فلانی حرف زدید، این کار را کردید، این کار را کردید، اینها مورد رضایت ما نبود. اما اگر در نگاه آقا و رهبری است که آدم میرود و میگوید و اشکالی ندارد.
پرسش: ما دشمن آپستینی کودکخوارها را رها کردیم آمدیم سراغ خودیها که دارند در گودال قتلگاه جهاد میکنند.
پاسخ: آفرین حرف درستی است.
پرسش: چگونه بین فرموده امام شهید که تجربه اقا را نمیدانیم و ورود مذاکره نقطه مشترک پیدا کنیم؟
پاسخ: حق دارید، سوال خوبی است. اما من به نظرم در دوره خود آقا هم ببینید، آقا در همان دورهای که این را فرمودند، ما وارد بخشی از مذاکره شدیم. من اسمش را میگذارم شرایطی که کشور در آن لحظه دارد. گاهی اصلاً مذاکره فریب ما است نسبت به آنها. میرویم وقت بخریم. نیروی ما در پدافند میگوید آقا دو ماه به من وقت بده. شهید باقری به من میگوید آقا سه ماه به من وقت بده مثلاً برای لجستیک موشک. یکی را میفرستی آنجا برود مذاکره کند. از این منظر هم به آن نگاه کنید. وقتی که خود آقا آنجا بودند و مذاکره اتفاق افتاد بعد از این فرمایش آقا و ما آیا در مذاکره تسلیم شدیم؟ نه.
بخش یازدهم: راهبرد جامع در جنگ، سازندگی و توکل
من میگویم این را هم ببینیم دیگر. چیزی دادیم؟ نه. این را هم به شما بگویم پایان این جنگ به صورت عادی قطعاً یکی از اجزایش مذاکره است. مگر اینکه ما کلاً آمریکا را نابود کنیم کلیتش را، یا آنها ما را نابود کنند که این جنگ ظاهرش این است که به اینجا نمیرسد. در این فضا اگر شما بتوانی عزتمندانه با دست بالا بروی، بتوانی چیزی بگیری، خب گرفتهای. به این هم دقت کنید دوستان، ما علاوه بر جنگ باید به دوره سازندگی کشور هم فکر کنیم. این را نمیگویم که جنگ باید تمام شود. ما باید تا آنجایی که طرف قلدری میکند جلویش بایستیم، «و إن عدتم عدنا»، برگردید ما دهانتان را سرویس میکنیم، پدرتان را در میآوریم، هر کاری که بتوانیم علیهتان انجام میدهیم، اما ما یک بخشی هم داریم که باید عرض کردم در فضای عمومی دوباره مثل دیماه نشود. هشت ماه از جنگ بگذرد، اثرات جنگ طوری بشود که بشود ناآرامی در کشور. همین الان ما بعضی از پتروشیمیهایمان یا عسلویه مشکلاتی پیش آمده است برایش، و بعضی از اینها شاید چند ماه یا چند سال زمان ببرد اصلاحش، و اینها فشار به کشور میآورد. ببینید، تصمیمگیرنده همه اینها را دارد میبیند، همهاش را با هم دارد، و با هم باید بر اینها تصمیم بگیرد. اگر ما یک مطالبهای را میگذاریم گردن کشور، گردنگیریمان باید خوب باشد. بعداً بتوانیم بگوییم آقا باشه من در قسمت تبیینش میروم انجام میدهم. من جهاد تبیین کاهش مصرف سوخت را میروم انجام میدهم که کشور به خطر نیفتد. اما منی که میدانم قرار نیست آن کارها را بکنم، باید در حدی که میتوانم … لذا این را هم در نظر بگیریم.
این را هم در نظر بگیریم که بزرگواران، خدمت شما که عرض بکنم، این جمله آخرم هست.
اصل و اساس پیروزی ما در این جنگ به یدالله است. لذا اصل کار را علاوه بر خیابان، موشک، پهپاد، تنگه هرمز، همه اینها، بالاترین چیزی که ما در اینجا داریم و باید پشتش بایستیم دعاست. اصلاً این را دستکم نگیرید، خود آقا هم خیلی تأکید داشتند. دعا کنید پایان این منازعه، با پیروزی مطلق ما و آبروریزی کفار تمام بشود. که اگر این بشود، دورهای آغاز خواهد شد برای انقلاب اسلامی که تا حالا اصلاً مثلش را ندیدهایم از شکوه. ولی دعا میخواهد، نباید به خودمان اتکا کنیم. نباید بگوییم که نه ما قوی هستیم، ما موشک داریم، نه. در قرآن داریم: «اعجبتکم کثرتکم»، روز حنین را به یاد بیاورید که زیادیتان باعث اعجاب و غرورتان شد، ولی یک بلایی دشمن سرتان آورد که از راست و چپ و بالا و پایین میآمد سراغتان. ادامه آیات بله و «بلغت القلوب الحناجر» بله «تظنون بالله الظنونا». نباید به خودمان اعتماد کنیم، ما همه هرچه اتکا داریم، به قول امام ما هیچ هستیم، هرچه هست تویی. انشاءالله باید محکم دعا کنیم و از خدا بخواهیم که پایانش را با قوت و قدرت و نورانیت برای ما قرار بدهد.
خب خیلی ممنونم از همراهیتان، ببخشید حالا رفتوبرگشتی داشتیم بعضی وقتها ما حالا نمیدانم، امیدوارم که پسندیده باشد. امیدوارم که رضای خدا در این بحثهایی که گفتیم بوده باشد. و پرسشهایی حتماً باقی میماند من هم عرض کردم بعضیها را، به نظرم آن چیزی که میآمد عرض میکردم و احتمالاً چیزهایی هم در ذهن شریف شما هست که احتمالاً بهتر از این مطلب است. خیلی ممنونم از شما. بله در پایان جلسه نثار روح امام، شهدا، شهید نصرالله، حاج قاسم، شهدای بزرگوار این جنگ و مخصوصاً و مخصوصاً و مخصوصاً قائد شهید امت حضرت امام خامنهای رحم الله، الفاتحه مع الصلوات.