فاطمیه؛ چرا امام علی(ع) در ماجرای هجوم از حضرت فاطمه(س) دفاع نکردند؟

فاطمیه

مقدمه

در پست پیشین از سلسله‌پست‌های پاسخ به شبهات فاطمیه، به بررسی و پاسخ‌گویی به دو شبهه درباره فضائل حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) و حضرت محسن(علیه‌السلام) پرداختیم. در این نوشتار، به شبهه دیگری می‌پردازیم: یکی از پرسش‌هایی که درباره ماجرای هجوم به خانه حضرت فاطمه(سلام‌الله‌علیها) مطرح می‌شود، این است: چرا امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) در برابر مهاجمان از حضرت فاطمه(سلام‌الله‌علیها) دفاع نکردند؟ آیا این رفتار با شجاعت و غیرت شناخته‌شده حضرت علی(ع) سازگار است؟

برای پاسخ به این پرسش، در این نوشتار به گزارش‌هایی از منابع اهل‌سنت نیز استناد می‌کنیم. لازم است از همین ابتدا نکته‌ای را روشن کنیم: نقل این گزارش‌ها به معنای پذیرش صحت یا تأیید محتوای آن‌ها از سوی ما نیست. ما این مطالب را صرفاً از آن جهت مطرح می‌کنیم که با استناد به منابع مورد قبول طرف مقابل، او را به مبانی و معیارهایی که خود پذیرفته است ملتزم کنیم؛ نه تأیید همه آنچه در این منابع نقل شده است.1

برای بررسی شبهه، ابتدا از روش نقضی2 استفاده می‌کنیم؛ یعنی همان معیار مطرح‌شده در پرسش را درباره نمونه‌ای دیگر از گزارش‌های منابع اهل‌سنت به کار می‌بریم تا روشن شود آیا چنین معیاری قابل پذیرش است یا نه. سپس در پاسخ حلی 3، با بررسی شرایط و دستورهای پیامبر اکرم(ص)، توضیح می‌دهیم که چرا امیرالمؤمنین(ع) در آن موقعیت دست به شمشیر نبردند.

پاسخ نقضی: آیا دفاع نکردن پیامبر از مهاجرین و انصارهم نشانه ضعف است؟

اگر بپذیریم که دفاع نکردن از یک شخص در برابر آزار و حمله، لزوماً نشانه فقدان شجاعت و غیرت است، باید همین معیار را درباره پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز به کار ببریم.

در منابع اهل‌سنت نقل شده است که پیامبر(ص) از کنار خانواده یاسر، در حالی که شکنجه می‌شدند، عبور کردند و آنان را به بهشت بشارت دادند:

«… عن جابر: أن رسول الله صلى الله عليه و سلم مرّ بعمّار و أهله و هم يعذّبون فقال: أبشروا آل عمار و آل ياسر فإن موعدكم الجنة»

جابر نقل می‌کند: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از کنار عمار و خانواده‌اش (سمیه و یاسر) در حالی که شکنجه می‌شدند عبور کردند و خطاب به عمار و خانواده‌اش فرمودند: بشارت باد بر شما ای آل عمار و آل یاسر. همانا جایگاه شما در بهشت است.

المستدرک علی الصحیحین، ج3، ص438

از سوی دیگر، در صحیح مسلم درباره شجاعت پیامبر اکرم(ص) آمده است:

«وکان اشجع الناس»

رسول الله شجاع‌ترین مردمان بوده است.

صحیح مسلم، ج7، ص72

اکنون باید پرسید: اگر دفاع نکردن از یک مظلوم در برابر آزار دیگران، نشانه نداشتن شجاعت است، چرا پیامبر اکرم(ص) خانواده یاسر را از آن وضعیت نجات ندادند؟ آیا ــ نعوذبالله ــ می‌توان گفت ایشان شجاعت لازم را نداشتند، در حالی که خود منابع اهل‌سنت ایشان را شجاع‌ترین مردم معرفی می‌کنند؟

بنابراین، صرفِ دفاع نکردن در یک موقعیت، نمی‌تواند به‌تنهایی معیار قضاوت درباره شجاعت و غیرت یک شخص باشد. همان پاسخی که به این پرسش‌ها درباره رفتار پیامبر(ص) داده می‌شود، باید در بررسی رفتار امیرالمؤمنین(ع) نیز مورد توجه قرار گیرد.

پاسخ حلی: چرا امیرالمؤمنین(ع) دست به شمشیر نبردند؟

در پاسخ حلی، مسئله را از زاویه دیگری بررسی می‌کنیم: گاهی انجام یک کار، با وجود آنکه در شرایط عادی درست و پسندیده است، در شرایطی خاص به دلیل وجود مصلحتی مهم‌تر کنار گذاشته می‌شود.

برای مثال، اگر زنی نامحرم در حال غرق شدن باشد و تنها فرد حاضر، مردی نامحرم باشد که بتواند او را نجات دهد، نجات جان او بر ملاحظات دیگر مقدم می‌شود. همچنین خوردن گوشت مردار که در حالت عادی حرام است، در شرایط اضطرار برای حفظ جان جایز می‌شود.

پس نمی‌توان یک رفتار را بدون توجه به شرایط و اولویت‌های موجود ارزیابی کرد. در منابع اهل‌سنت نیز نمونه‌هایی از این اصل نقل شده است. عایشه نقل می‌کند که پیامبر اکرم(ص) فرمودند:

«قَالَ لِى رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لَوْلاَ حَدَاثَةُ قَوْمِكِ بِالْكُفْرِ لَنَقَضْتُ الْبَيْتَ ثُمَّ لَبَنَيْتُهُ عَلَى أَسَاسِ إِبْرَاهِيمَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ»

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به من فرمودند: اگر مردم، تازه‌مسلمان و نزدیک به زمان کفر نبودند، کعبه را خراب می‌کردم و سپس بر همان حالتی که در زمان ابراهیم علیه‌السلام بود می‌ساختم.

صحیح البخاری، ص385

ابن‌تیمیه نیز درباره همراهی با افراد گناهکار می‌نویسد:

«ان مقارنة الفجار إنما يفعلها المؤمن فى موضعين أحدهما أن يكون مكرها عليها والثانى أن يكون ذلك فى مصلحة دينية راجحة على مفسدة المقارنة أو أن يكون فى تركها مفسدة راجحة فى دينه فيدفع أعظم المفسدتين»

همنشین شدن و نشست و برخاست کردن با شخص ظالم حرام می‌باشد؛ ولی در دو صورت این حکم حرمت برداشته می‌شود: یکی آن‌که انسان مجبور به این کار باشد و دیگری آن‌که در این همراهی، مصلحت دینی مهم‌تری وجود داشته باشد.

مجموع الفتاوی، ج15، ص189

با توجه به این اصل، امیرالمؤمنین(ع) با دو تکلیف روبه‌رو بودند: از یک سو دفاع از حضرت فاطمه(س) و مقابله با مهاجمان؛ و از سوی دیگر، عمل به دستور پیامبر(ص) درباره چگونگی مواجهه با مخالفان و حفظ اسلام در شرایطی که یار و یاور کافی وجود نداشت. در کتاب سلیم بن قیس، از پیامبر اکرم(ص) چنین نقل شده است:

«فَاصْبِرْ لِظُلْمِ قُرَيْشٍ إِيَّاكَ وَ تَظَاهُرِهِمْ عَلَيْكَ … إنْ وَجَدْتَ عَلَيْهِمْ أَعْوَاناً فَجَاهِدْهُمْ وَ إِنْ لَمْ تَجِدْ أَعْوَاناً فَاكْفُفْ يَدَكَ وَ احْقُنْ دَمَكَ فَانک نابذتهم قتلوک …»

در برابر ظلم قریش و هم‌دستی آنان علیه خود صبر کن… اگر برای مقابله با آنان یاورانی یافتی، با آنان جهاد کن و اگر یاوری نیافتی، دست نگه دار و خون خود را حفظ کن؛ زیرا اگر با آنان مقابله کنی، تو را خواهند کشت… و بدان اگر در حالی که یاورانی نداری، دست نگه نداری و خون خود را حفظ نکنی، بیم آن دارم که مردم به پرستش بت‌ها و انکار دین بازگردند.

کتاب سلیم بن قیس، ص305

در روایت دیگری، امیرالمؤمنین(ع) به سفارش پیامبر(ص) درباره صبر در برابر رفتار مخالفان اشاره می‌کنند:

«ذَكَرْتُ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ  يَا عَلِيُّ إِنَّ الْقَوْمَ نَقَضُوا أَمْرَكَ … فَلَا تَجْعَلْ لَهُمْ سَبِيلًا إِلَى إِذْلَالِكَ وَ سَفْكِ دَمِكَ فإِنَّ الْأُمَّةَ سَتَغْدِرُ بِكَ بعدی»

سخن رسول خدا(ص) را به یاد آوردم که فرمودند: ای علی! این گروه پیمان خود را درباره تو شکستند و بدون تو، آن را به دست گرفتند و درباره تو از فرمان من سرپیچی کردند؛ پس بر تو باد صبر تا زمانی که امر الهی فرا برسد. آگاه باش که آنان به‌ناچار به تو خیانت خواهند کرد؛ پس راهی برای خوارکردن تو و ریختن خونت در اختیار آنان قرار نده؛ زیرا امت پس از من به تو خیانت خواهد کرد.

الخصال، ج2، ص462

همچنین در مجمع الزوائد از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده است که پیامبر(ص) فرمودند:

«وعن علي بن أبي طالب قال : قال رسول الله صلى الله عليه و سلم: إنه سيكون [ بعدي ] اختلاف وأمر فإن استطعت أن تكون السلم فافعل»

پس از من اختلاف و حوادثی رخ خواهد داد؛ اگر توانستی راه صلح و آرامش را در پیش بگیری، چنین کن.

مجمع الزوائد، ج7، ص336

با توجه به این روایات، خودداری امیرالمؤمنین(ع) از درگیری در ماجرای هجوم به خانه حضرت فاطمه(سلام‌الله‌علیها)، در چارچوب سفارش پیامبر(ص) به صبر در شرایط فقدان یاور و پرهیز از اقدامی که می‌توانست به شهادت حضرت علی علیه السلام و بازگشت مردم به انکار دین بینجامد، قابل بررسی است.

نتیجه‌گیری

پس پاسخ این پرسش که چرا امیرالمؤمنین(ع) هنگام هجوم به خانه حضرت فاطمه(س) دست به شمشیر نبردند، با نادیده گرفتن شرایط آن روز و سفارش‌های پیامبر(ص) روشن نمی‌شود.

از یک سو، در پاسخ نقضی دیدیم که صرفِ دفاع نکردن در یک موقعیت، نمی‌تواند نشانه فقدان شجاعت باشد؛ همان‌گونه که چنین معیاری درباره رفتار پیامبر اکرم(ص) نیز قابل پذیرش نیست. از سوی دیگر، روایات نقل‌شده نشان می‌دهند که پیامبر(ص) در صورت نبود یاور کافی، امیرالمؤمنین(ع) را به صبر و حفظ جان سفارش کرده بودند.

بنابراین، خودداری از درگیری را نباید به معنای نداشتن شجاعت یا غیرت دانست؛ بلکه باید آن را در چارچوب تکلیف و مصلحت مهم‌تری دید که امیرالمؤمنین(ع) بر اساس سفارش پیامبر(ص) در نظر داشتند.

امیدواریم پرداختن به این پرسش‌ها و بررسی مستند آن‌ها، زمینه شناخت دقیق‌تر جایگاه و فضائل حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) را فراهم کند و گامی در جهت پاسخ‌گویی روشن، مستدل و اقناع‌کننده به دغدغه‌های مخاطبان باشد.

 

بازوی معرفتی حوزه و دانشگاه؛ مسیری برای شکوفایی انسان

+۳۰۰
دوره
+۹۹k
کاربر
+۵k
ساعت

مدرسه تعالی با ارائه معارف اهل بیت (علیهم السلام) و برگزاری سیرهای مطالعاتی و دوره‌های علمی و معنوی، مسیری برای رستن انسان از عالم خاک و رسیدن به حیات طیبه فراهم کرده است.

taalei-edu.ir

 

  1.  به این روش در منطق و مباحث کلامی «الزام خصم» می‌گویند؛ یعنی برای پاسخ‌گویی به طرف مقابل، از مبانی، منابع و باورهایی استفاده می‌کنیم که خودش آن‌ها را پذیرفته است تا نشان دهیم بر اساس همان مبانی نیز نمی‌تواند ادعای خود را حفظ کند.

  2. نقضی: با استفاده از مثال یا استدلالی مشابه از خودِ طرف مقابل، نشان می‌دهیم که ادعای او با معیارهای خودش سازگار نیست.
  3. حلی: مستقیماً به اصل مسئله می‌پردازیم و با ارائه دلیل و توضیح، پاسخ درست را بیان می‌کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *