امام حسین علیه السلام؛ رحمت الله الواسعه

گنبد امام حسین

 

امام حسین علیه‌السلام؛ رحمت الله الواسعه

در نزدیکی نجف اشرف، در محل تلاقی دو رودخانهٔ فرات و دجله، آبادی‌ای است به نام «مصیب». مردی شیعه برای زیارت مولای متقیان امیرالمؤمنین علیه‌السلام از آنجا عبور می‌کرد. مردی که در سر راه مرد شیعه خانه داشت، چون می‌دانست او همواره به زیارت حضرت علی علیه‌السلام می‌رود، او را مسخره می‌کرد. حتی یک‌بار به امیرالمؤمنین علیه‌السلام جسارت کرد و همچنین گفت: به او (امام علی علیه‌السلام) بگو من را از بین ببرد، وگرنه در بازگشت، تو را خواهم کشت!

مرد شیعه خیلی ناراحت شد. چون به زیارت مشرف شد، بسیار بی‌تابی کرد و عرض کرد: شما که می‌دانی این مخالف چه می‌کند؛ چرا پاسخش را نمی‌دهید؟!

آن شب، آن حضرت را در خواب دید و به ایشان شکایت کرد. حضرت امیر علیه‌السلام فرمودند:

او بر ما حقی دارد که نمی‌توانیم در دنیا او را کیفر دهیم.

مرد شیعه می‌گوید: آری، لابد به‌خاطر آن جسارت‌هایی که او می‌کند، بر شما حق پیدا کرده است؟!
حضرت امیر علیه‌السلام فرمودند:

روزی او در محل تلاقی آب فرات و دجله نشسته بود و به فرات نگاه می‌کرد، ناگهان ماجرای کربلا و منع سیدالشهدا علیه‌السلام از نوشیدن آب، به خاطرش آمد و پیش خود گفت: عمربن‌سعد کار خوبی نکرد که این‌ها را تشنه کشت، و ناراحت شد و یک قطره اشک از چشم او ریخت؛ از این جهت بر ما حقی پیدا کرد که نمی‌توانیم او را در این دنیا مجازات کنیم.

اهل بیت علیهم السلام مصداق بارز تجلی رحمت خداوند هستند و در این میان، امام حسین علیه السلام به طور خاص مصداق تجلی رحمت واسعه خداوند است. نه آن حد از رحمت که ما تصور می‌کنیم، بلکه فراتر از حد تصور ما.

آنطور که مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت می‌فرمودند:

«مرحوم دربندی در حرم کربلا خطاب به امام حسین علیه‌السلام عرض کرد: به حق مادرت زهرا سلام الله علیها از شمر شفاعت مکن! از ایشان پرسیدند: مگر حضرت از شمر هم شفاعت می‌کند؟ جواب می‌داد: امکان دارد؛ زیرا اینها مظهر رحمت پروردگارند.»

امام، فارغ از شأن مخاطب، رحمت می‌ورزد چون رحمت‌ورزی اقتضای شأن خود اوست، نه عکس‌العملی در برابر شأن مخاطب. مرد جسارت‌پیشه داستان اول، نه شیعه بود، نه حتی مؤدب. اما رحمت امام، منتظر اجازهٔ او نماند. همچون آفتاب که بی‌دریغ بر همه می‌تابد و سوا نمی‌کند؛ زیرا که او تجلی رحمت واسعه خداوند است بر همه بندگان.

حال سؤال اینجاست: اگر رحمت امام با دشمن جسارت‌پیشه چنین باشد، با محبین و شیعیان چگونه خواهد بود؟


ذبح عظیم؛ بهای گشایش دروازه‌های رحمت واسعه

وقتی به قصهٔ حضرت یوسف نگاه می‌کنی، می‌بینی که برادرانش او را به چاه انداختند، سپس او بَرده‌ شد، بعد به زندان افتاد، سال‌ها دور از پدر، خانه و خانواده زندگی کرد. تهمت شنید. تنهایی کشید. اما صبر کرد. صبری که از سر معرفت بود. نتیجه چه شد؟ خدا به برکت این صبر، نه فقط یوسف را که تمام مصر و قوم یوسف را در رحمت خود گرفت. صبر یک پیامبر، رحمتی به وسعت یک امت آورد.

حالا بیا و به کربلا نگاه کن؛

اینجا امتحان الهی دیگر به چاه افتادن و زندانی شدن نیست؛ اینجا، امتحان الهی ذبح عظیم است!
امتحان تشنگی دخترکی سه ساله است. امتحان ذبح شدن شش ماهه‌ای به روی دست پدر است. امتحان اربا اربا شدن پسری در مقابل چشمان پدر است. امتحان، ندای عقیله بنی هاشم است که رو به مدینه گفت: یا محمداه بناتک سبایا و ذریتک مقتلة تسفی علیهم ریح الصبا و هذا حسین مجزوز الرأس من القفا.

حالا بگو حسین که بر سنگین‌ترین مصیبتِ تاریخ صبر کرد، خدا با امت او چه خواهد کرد؟

اینجاست که باید نشست و فکر کرد. خدایی که به خاطر صبر یک پیامبر بر مصیبتی به مراتب کوچک‌تر، چنان رحمتی فرستاد، با صبر امام حسین علیه السلام بر مصیبتی که هیچ مصیبتی به پای آن نمی‌رسد، چگونه برخورد خواهد کرد؟

آنجاست که می‌فهمی چرا امام حسین را «رحمت الله الواسعه» خوانده‌اند. او دری است که خدا به برکت صبر و خونش گشود. دری نه فقط برای شیعیان و محبان، که برای هر کس که قابلیتی در دل دارد. صبر او، رحمتی را به جریان انداخت که هر کس از این در وارد شود، می‌تواند به بالاترین درجات برسد.


محرم؛ آغوش باز رحمت الله الواسعه

رحمت واسعه بودن امام حسین علیه‌السلام، آن‌چنان که در دو بخش پیشین گفتیم، حقیقتی است غیر قابل انکار؛ اما هر حقیقت مهمی، در معرض تحریف است. دشمن که نتواند حقیقتی را انکار کند، آن را تحریف می‌کند. و تحریفِ «رحمت واسعه»، تبدیل آن به مجوز گناه است.

برخی چنان از این رحمت دم می‌زنند که گویی امام حسین علیه‌السلام آمده تا خیال گنهکاران را راحت کند. گویی شفاعت، چک سفید امضایی است برای هر که هر چه خواست بکند و آخر کار بگوید: «یا حسین» و در هم رده کسانی قرار گیرد که عمری با تقوا زیسته اند. این، نه تنها جهل است، که توهین به مقام امام است. امام نیامده تا دین را تعطیل کند. امام آمده تا دین را زنده کند.

«وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ». امام حسین علیه السلام جانش را در راه تو بذل و بخشش نمود تا بندگانت را از جهالت و نادانی و سرگردانی گمراهی نجات بخشد.

باید حق و باطل را اینجا شفاف دید. رحمت، آنجا معنا می‌یابد که بنده‌ای بخواهد برگردد، اما کم می‌آورد. نه آنجا که بنده‌ای نخواهد برگردد و به رحمت دل خوش کند.

و این، همان نقطه‌ای است که محرم با آن گره می‌خورد.
محرم یکی از بهترین فرصت‌هاست تا با شرکت در مجالس اباعبدالله، خود را درون دریای رحمت واسعه امام حسین غوطه‌ور کنیم؛ در ماه محرم باید به خدا و امام حسین علیه السلام تقرب پیدا کنیم ولو با یک قطره اشک.

چرا اشک؟ چون اشک بر مظلومیت او، چیزی بیش از یک واکنش عاطفی است. اینجا اشک، اعلام موضع است. یعنی من در دعوای حق و باطل، حق را انتخاب کرده‌ام. چنانکه آیت الله بهجت رحمت الله علیه معتقد بودند گریه، تنها یک اتفاق فیزیکی نیست، رابطهٔ انسان با عالم بالاست و اشک نشانهٔ این ارتباط است. اگر اشکی آمد، علامت این است که به تو اذن داده‌اند.

اینجاست که باید دقت کرد: رحمت واسعه، دستگیر است، اما گناه‌پرور نیست. رحمت واسعه، یعنی خدا از طریق امام حسین علیه السلام، راهی باز کرده که هر که صادقانه برگردد، پذیرفته شود.

این، توصیه اولیای خداست. پس محرم را دریاب، به عنوان یک فرصت برای عبور از یک میان‌بر. میان‌بری که راه صد ساله را یک شبه طی کنی.

کتاب رحمت واسعه

پیشنهاد ویژه برای سیری در رحمت واسعه

آنچه تا اینجای متن مطالعه نمودید، یعنی این دیدگاه به رحمت واسعه، آن چیزی است که آیت‌الله بهجت رحمه الله علیه در کتابی به نام “رحمت واسعه”، از زوایای مختلف به آن پرداخته‌اند. اما برای فهم بهتر این کتاب، حجت‌الاسلام امینی‌خواه در نود جلسه، این کتاب را شرح داده‌اند.

نه شرحی صرفاً حوزوی و فنی، که شرحی برآمده از همان نگاه عرفانی آیت‌الله بهجت. در این جلسات، امام‌شناسی نه در قالب اصطلاحات، که از مسیر عشق، محبت و معرفت پیش می‌رود. به همین دلیل، مخاطبش محدود به طیف خاصی نیست.

آنچه در این دوره دنبال می‌شود، شناخت مقام ولایت و جایگاه امام است؛ شناختی که اگر درست صورت بگیرد، آدمی را به این درک می‌رساند که امام، واسطهٔ فیض و سبب وجود است.

کتاب «رحمت واسعه» نیز که اصل این مباحث از آن استخراج شده، گردآوری سیره، بیانات و پرسش و پاسخ‌های آیت‌الله بهجت دربارهٔ امام حسین علیه‌السلام و جایگاه اشک و عزاداری است. برای کسانی که می‌خواهند سرچشمهٔ این بحث‌ها را مستقیم از کلام خودِ آن عارف فقیه بخوانند.


تمام این حرف‌ها یک دعوت بود برای تو

در این سه بخش فهمیدیم رحمت امام، تابع شأن خود اوست، نه شأن مخاطب. امیرالمؤمنین علیه‌السلام از سر کرامت خویش، دشمن جسارت‌پیشه را در دنیا عقوبت نفرمود و همان کرامت، یک قطره اشک صادقانهٔ او برای امام حسین علیه‌السلام را بی‌پاسخ نگذاشت.

دیدیم که صبر یوسف نبی علیه‌السلام رحمتی به وسعت یک قوم آورد؛ صبر امام حسین علیه‌السلام بر سنگین‌ترین مصیبت تاریخ، خود آن حضرت را مصداق اتمّ رحمت واسعهٔ خداوند ساخت.

و دریافتیم که این رحمت، آغوش خداست برای آن شخص که واقعاً تصمیم به برگشت دارد، نه پناهی برای آن شخص که دلش خوش است و پا در گناه دارد. محرم، فصلِ همین دل‌شکستگی است؛ فصلی که یک اشکِ از سرِ شوق و شرم، راهِ صد ساله را یک شبه می‌پیماید.

اگر این حرف‌ها به دلت نشسته، دورهٔ «رحمت واسعه» – شرح نود جلسه‌ای حجت‌الاسلام امینی‌خواه بر کتاب آیت‌الله بهجت – ادامهٔ همین نگاه است، با عمقی بیشتر. و اگر اهل مطالعه‌ای، خودِ کتاب «رحمت واسعه» نیز سرچشمهٔ مکتوب این مباحث است، از کلام خودِ آن عارف فقیه حضرت آیت الله بهجت رحمت الله علیه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *