مهربانی در سیره و سبک زندگی علامه طباطبایی

مهربانی علامه طباطبایی، مهربانی با حیوانات، ظرف آب کنار پنجره، عطوفت

مهربانی علامه طباطبایی؛ از نگاه قرآن تا خلقِ روزمره

در این نوشته، به یکی از ویژگی‌های بارز و البته کمتر پرداخته شده در مورد علامه طباطبایی رحمت الله علیه خواهیم پرداخت؛ مهربانی. مهربانی در سبک زندگی علامه طباطبایی فقط یک احساس لطیف نبود؛ روشی برای دیدن و زیستن بود. ایشان از دوران اقامتشان در نجف آموختند که تهذیب، محور همهٔ دانایی‌هاست و اخلاق، ستون هر سلوک علمی و عملی است. بنابراین مهربانی در منظومهٔ ایشان از متنِ آیات قرآن می‌جوشید و به رفتار روزانه تبدیل می‌شد. این خط با توصیه‌های استاد اخلاقشان -مرحوم آیت الله قاضی- پررنگتر شد؛ توصیه‌هایی که طلب علم را با پرورش نفس گره می‌زد. ازاین‌رو، مهربانی در نگاه علامه، انتخابی عقلانی و ایمانی بود، نه هیجان گذرا.

علامه طباطبایی نقل می‌کند که در همان روزهای آغازِ نجف، کلام آن عالم ربانی مسیر آینده را برایش روشن ساخت: «علاوه بر تحصیل، مراقبِ نفست باش.»[1] این هشدار، شالودهٔ سلوک ایشان شد و مهربانی را از «حس» به «روش» ارتقا داد. سپس با استمرارِ درسِ اخلاق و انس با استاد، حلقهٔ پیوندِ علم و عمل در ایشان شکل گرفت. در نتیجه، مهربانیِ علامه طباطبایی به نظمِ درونی و تصمیم‌های دقیق گره خورد، و صرفا در یک عاطفهٔ زودگذر منحصر نگشت.

مهربانی علامه طباطبایی، نجف، سلوک اخلاقی، قرآن‌به‌قرآن
آغاز در نجف؛ جایی که سفارشِ تهذیب، مهربانی را از احساس به روشِ پایدار بدل کرد.

این منظومه، رفتار سنجیده را طلب می‌کند. او بر عبادتِ پیوسته تکیه داشت؛ تا جایی که سفارش‌های روش‌مند دربارهٔ سحرخیزی و یادِ خدا را راهی برای صیقل دل می‌دانست. در این سبک، مهربانی، با ذکر و دعا تغذیه می‌شود و از خطاهای زبان می‌کاهد. بنابراین، هر قدم اخلاقی باید در چارچوب فهم روشمند از آیات رحمت قرار گیرد؛ فهمی که به انتخاب‌های آرام و استوار می‌انجامد.

مهربانی علامه طباطبایی در خانه و جامعه

در سیرهٔ خانوادگی، مهربانی علامه طباطبایی به‌روشنی دیده می‌شود. او در تنگنای قم با خانه‌ای کوچک و بدهکاری‌های پیوسته، وقار علمی و آرامش خانوادگی خود را حفظ کرد. در همان شرایطِ دشوار، به کسی اظهارِ نیاز نکرد و با حضور قلب به تدریس و تألیف ادامه داد. این سکینه، همچنین محصول احترام و همدلیِ متقابل با همسر نیز بود؛ تا آنجا که خود ایشان تصریح کردند که: «این خانم بود که مرا به اینجا رسانید، او شریک من در کارهای علمی بوده و هر چه کتاب نوشته‌‏ام نصفش مال این خانم است.»[2] این روایت، مهربانی را در سطحِ خانواده به سرمایهٔ اصلیِ علم بدل می‌کند.

📷 ALT: مهربانی علامه طباطبایی، خانهٔ ساده قم، وقار علمی
احترامِ پیوسته به همسر و وقار در تنگنا؛ زبانی روشن از مهربانیِ مسئولانه.

مهربانی علامه طباطبایی از دایرهٔ خانه فراتر رفت. در سال‌هایی که ایشان از نجف به تبریز بازگشته بودند، همراه برادرشان در کنار آبادانیِ زمین‌ها، به امور روستاها پرداخته و به نیازمندان نیز رسیدگی کردند[3]. در عین رنجِ معیشت، مطالعه و نگارش رساله‌ها نیز متوقف نشد[4][5]. بنابراین مهربانی در ترازِ اجتماعی نیز «کار» بود، نه شعار. همین پیوندِ عمل و اخلاق، الگوی زیستِ مؤمنانه را برای امروز ما قابل‌لمس می‌کند.

یکی از خاطراتِ مشهور، عمقِ این اخلاق و مهربانی را نشان می‌دهد. دختر علامه می‌گوید: پدر برای نجاتِ یک بچه‌گربهٔ گرفتار در چاه، بی‌تاب بود؛ تا جایی که هزینهٔ شکافتن را پذیرفت[6]. این فرمایش صریح ایشان است: «آدمِ بی‌عاطفه با قرآن دوست نیست.»[6] این داوری کوتاه، نسبتِ آیه و عاطفه را روشن می‌کند: مهربانیِ راستین، مسئولیت می‌آفریند و به همهٔ آفریدگان سرایت می‌کند. این همان روحی است که از متنِ تفسیر به متنِ زندگی آمد.

نمای نمادین از مهربانی علامه طباطبایی؛ نجات بچه‌گربه از چاه در حیاط خانه


“مهربانیِ علامه طباطبایی احساسِ ناپایدار نبود؛ «نظمِ اخلاقیِ روزانه» بود که از آیه به عمل پیوست.”


از مهربانی تا مسئولیت: تمرین‌ها در سبک زندگی علامه

برای تداومِ مهربانی، لازم است بر تمرین‌های کوچک و پیوسته تکیه داشته باشیم:

  • نخست، تصحیح نیت قبل از سخن؛ زیرا بسیاری از خشونت‌ها از زبان آغاز می‌شود.
  • دوم، عبادت‌های کوتاهِ روزانه که دل را نرم و داوری را دقیق می‌کند.
  • سوم، انجام کارِ خیرِ بی‌نام برای شکستنِ خودنمایی.

این سه‌گانه، مهربانی را به عادت تبدیل می‌کند و آن را از هیجانِ عاطفی به انتخابی آگاهانه می‌برد. سفارش‌های استادِ ایشان دربارهٔ جدیت در سلوک، پشتیبان همین مسیر بود.

نمونهٔ عملیِ دیگر، مواجههٔ مهربانانه با رنجِ اطرافیان است. علامه در سال‌های تلخِ فقدان فرزندان، پناه دلِ همسر بوده و با دعا و دلداری، آرامش را در خانه به ارمغان میآوردند[2]. پس از این صبر فعال بود که بشارتِ ولادتِ عبدالباقی، با سخنِ امیدبخشِ استاد همراه شد[2]. این روایت‌ها نشان می‌دهد که مهربانی، تنها مهرورزیِ بدون استواری نیست؛ صبری پایدار است که امید را در متنِ سختی می‌نشاند و خانه را نگه می‌دارد.

برای امروزِ ما، «مهربانی علامه طباطبایی» زمانی ماندگار می‌شود که آن را به مسیرِ یادگیری پیوسته وصل کنیم. ازاین‌رو، یک سیرِ روشمند در فهمِ قرآن می‌تواند مهربانی را از ذوقِ شخصی به قاعدهٔ تفسیر ببرد؛ یک دورهٔ ادبیاتِ قرآن ذائقهٔ زبانی را تقویت می‌کند؛ و یک برنامهٔ زیستِ کاربردی پیوندِ خانه و جامعه را نگه می‌دارد. اگر این نگاه برایتان الهام‌بخش است، همین امروز با تمرین‌های کوچک آغاز کنید و هر هفته یک گام را پایدار کنید.

پی‌نوشت:

[1] مقاله نحوه آشنایی شاگردان آیت الله سید علی قاضی با ایشان

[2] مقاله نکته ‏هایی از زندگی خانوادگی علامه طباطبایی و همسر گرامی ایشان

[3] مقاله معرفی شخصیت علامه طباطبائی

[4] شمس، سیری در سیره علمی و عملی علامه طباطبایی از نگاه فرزانگان، ۱۳۸۷ش، ص۸۰.

[5] حسینی طهرانی، مهر تابان، ۱۴۲۶ق، ص۶۳

[6] مصاحبه با خانم نجمه طباطبایی فرزند علامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *