خیلی وقتها فکر میکنیم برای نقشآفرینی، حتماً باید شرایط خاصی مهیا باشد یا در میدانهای بزرگ حضور داشته باشیم؛ اما در منطق قرآن و سنت الهی، عظمتِ کارِ یک انسان به «وسعتِ میدان» بستگی ندارد، بلکه به «وسعتِ نیت» و «کیفیتِ تلاش» او در همان میدانِ محدودش بستگی دارد.
این مفهومِ عمیق را در چند محور میتوان بررسی کرد:
۱. حضور فرازمانی در میدان (جهادِ بالقوه)
کسی که در حد توان خود تلاش میکند اما میدانِ بزرگتری برایش مهیا نیست، به واسطه «نیتِ صادقانه»، بالاترین درجات را میگیرد.
پس از پیروزی در یکی از جنگها، مردی به امیرالمؤمنین (ع) گفت: «ای کاش برادرم بود و این پیروزی را میدید.» حضرت پرسیدند: «آیا قلب و نیت او با ما بود؟» مرد گفت: «آری.» حضرت فرمودند:
“پس او در این نبرد با ما حضور داشته است! بلکه در این لشکرِ ما، کسانی حضور دارند که هنوز در صلب پدران و رحم مادران خود هستند…”1
۲. وفاداری در کم، فرماندهی در زیاد
فرماندهی در میدانهای بزرگ، پاداشِ سربازیِ صادقانه در میدانهای کوچک است. اگر یک فرد عادی (دانشجو، کارگر، مادر، کارمند) در همان شعاعِ اثرگذاریِ خود، با بصیرت و ازخودگذشتگی عمل کند، در حالِ «ظرفیتسازی» است. وقتی شرایط کلان تغییر کند، او به دلیل تمرینهای قبلیاش، در ترازِ یک «فرمانده» ظاهر میشود.
۳. ماجرای طالوت؛ آمادهسازی در روزهای عادی
وقتی بنیاسرائیل از پیامبرشان فرمانده خواستند، خدا جوانی گمنام به نام «طالوت» را انتخاب کرد. او یک نظامیِ مشهور نبود، اما در زندگی عادیاش، روی دو چیز کار کرده بود: علم و توانمندیِ جسمی «بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ»2. چون در شرایط عادی ظرفیتسازی کرده بود، وقتی میدان مهیا شد، مستقیماً «فرمانده کل» شد!
۴. انتظارِ پویا (آمادگی در خیمه)
امام صادق (ع) میفرمایند:
“هر کس از شما در حال انتظار این امر (و با آمادگی کامل) از دنیا برود، مانند کسی است که در خیمه فرماندهی امام زمان (عج) حضور داشته است.”3
خلاصه کلام:
میدانهای بزرگ، انسانهای بزرگ نمیسازند؛ بلکه انسانهایی را که در میدانهای کوچکِ روزمره، خود را بزرگ کردهاند، کشف میکنند. کسی که امروز در برابر وسوسهها، مشکلات و دفاع از حق در یک جمع خانوادگی یا فضای مجازی تمامقد میایستد، در حال گذراندن دورهی فرماندهیِ الهی است و روزی که میدان مهیا شود، یک سربازِ صفر نخواهد بود.
اما کسی که امروز کمفروشی کند، در میدانهای بزرگ دچار فروپاشی خواهد شد.