
رفتار خودمان باعث شد آمریکا به ما حمله کند!؟
با آغاز جنگ و تهاجم آمریکا علیه ایران، یک مسئله نقل محافل شد: چرا باید در بین این همه کشور، آمریکا به ما حمله کند؟ خودمان با شعارها و رفتارهایمان کاری کردیم که آمریکا به ما حمله کند! البته این سخن را بسیاری از رسانههای خارجی که حامی سیاستهای ترامپ هستند بر سر زبانها انداختند تا ذهنمان را درگیر خودمان کنند و اصطلاحاً توپ را به زمین خودمان بیندازند؛ چراکه از ابتدای انقلاب در همه مراسمات ملی شعار مرگ بر آمریکا سر میدهیم و روی موشکهایمان شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل نوشتهایم.
آیا نمیشد سیاستمداران و مردم ما طوری رفتار کنند که ما هم مثل بسیاری از کشورهای دنیا کاری به کار آمریکا نداشته باشیم و سر راه سیاستهای آنها قرار نگیریم تا به کشور ما حمله نکنند و دچار اینهمه بدبختی و گرانی نشویم؟
برای پرداختن به این مسئله، ابتدا باید بدانیم که گفتمان سیاست و رفتار سیاستمداران مانند یک پیاز لایهلایه است؛ هر کدام از لایهها را باید کنار بزنیم تا به اهداف واقعی آنها دست پیدا کنیم. از این رهگذر، برای درک علت حمله آمریکا به ایران باید اهداف سیاستمداران آنها را به دو دسته تقسیم کنیم: اول، اهداف و موضعگیریهای آشکار و دوم، اهداف پنهان.
کلید فهم ماجرا: رفتار سیاسی آمریکا را باید در دو لایه خواند؛ آنچه در مجامع بینالمللی اعلام میکند، و آنچه در اتاقهای فکر پنهان نگه میدارد؛ تنها با کنار زدن لایهی اول است که اهداف واقعی آشکار میشود.
اهداف آشکار
بسیاری از کارشناسان علت تقابل و رویارویی ایران و آمریکا را در ۴ علت اصلی دنبال میکنند:
۱. برنامه هستهای ایران: آمریکا همواره در مجامع بینالمللی عنوان میکند که ایران نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند، چراکه اگر به سلاح هستهای دست پیدا کند، منطقه خاورمیانه را ناامن میکند. میدانیم که قطعاً این ادعاها بهانهای بیش نیستند؛ چراکه از جنبه داخلی: اولاً رهبر شهید ما اعلام کردند و فتوا دادند که رسیدن به سلاح هستهای حرام است و ما به دنبال آن نیستیم. ثانیاً از جنبه خارجی: بسیاری از کشورها دارای بمب هستهای هستند و البته روابطشان هم با آمریکا چندان مطلوب نیست؛ مثل کره شمالی که کارشناسان میگویند حداقل ۳۰ بمب هستهای دارد. هند و پاکستان از دیگر کشورهای دارای بمب هستهای هستند. اما بسیار حیرتآور است که اسرائیل خونخوار ۹۰ کلاهک هستهای دارد اما متحد درجه یک آمریکا محسوب میشود و آمریکا با هیچ یک از این کشورها سر دشمنی ندارد.
۲. نفوذ ایران در منطقه و حمایت از گروههای مقاومت: آمریکا دومین بهانه برای حمله به ایران را نفوذ ایران در منطقه و حمایت از گروههای مقاومت عنوان میکند و میگوید گروههای مقاومت عامل اصلی تهدید منافع آمریکا در منطقه هستند. در حالی که اولاً در عرصه بینالمللی مرسوم است کشورها و دولتها با یکدیگر تعهدات دوجانبه و چندجانبه امضا میکنند و این همکاریها را راهی برای افزایش قدرت و امنیت خود میدانند؛ همین روزها بود که عربستان، پاکستان و ترکیه پیمان دفاعی با عنوان «پیمان مکه» امضا کردند. ثانیاً در حمایت از گروههای غیردولتی، نمونه بارز و نامشروع آن لابی یهودیان اسرائیل در کشورهای دنیا منجمله خود آمریکا است که بسیاری از کارشناسان عنوان میکنند نتانیاهو از شخص ترامپ در مجالس تصمیمگیر و تصمیمساز آمریکا نفوذ بیشتری دارد. و نهایتاً اینکه گروههای مقاومت تحت حمایت ایران هیچگاه خطری برای منطقه نبوده، بلکه سد محکمی برای نفوذ استعمارگران فرامنطقهای و حافظ امنیت و مانع غارت منابع کشورهای منطقه هستند.
۳. برنامه موشکی ایران: بهانه بعدی برنامه موشکی ایران است که آمریکا عنوان میکند رشد برنامه موشکی ایران خطری برای منافع و پایگاههای آمریکا در منطقه است. اما ابتدائاً باید پرسید: پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه چه غلطی میکنند؟ مگر خود کشورهای منطقه نمیتوانند از امنیت خود دفاع کنند؟ و اگر دو کشور مانند عربستان و امارات متحده عربی که آمریکا در هر دوی آنها پایگاه دارد با یکدیگر درگیر شوند، آیا آمریکا حاضر است از یکی از آنها به ضرر دیگری دفاع کند؟ در حالی که هر دو کشور برای آمریکا به مثابه عابربانک هستند. قطعاً آمریکا این کار را نخواهد کرد، چون از هر دو کشور سود میبرد. و نهایتاً اینکه ایران و گروههای مقاومت هرگز آغازگر هیچ جنگی نبودهاند.
۴. ایدئولوژی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران: آمریکا این گفتمان را خطری برای خود تلقی میکند. آری، گرچه این یک تفاوت بنیادین بین آمریکا و ایران است و فرهنگ عمیق اسلام و قانون اساسی ایران بر پایه مبارزه با استعمار بنا شده، اما این فرهنگ عمیق ایرانی-اسلامی به دنبال ترویج ارزشهای خود از طریق سلاح و زور نیست، بلکه مردم همه دنیا را به ارزشهای والای اسلامی و انسانی دعوت میکند. این فرهنگ اصیل ایرانی-اسلامی بیش از هر چیز به صلح اهمیت میدهد، نه جنگ.
پس به راستی مشکل کجاست و چرا همواره آمریکا به دنبال دشمنی و تحریم و جنگ علیه ایران است؟ همانطور که گفتیم، باید رمز و راز رفتار تهاجمی آمریکا را در سیاستهای پنهان آنها جستوجو کرد.
اهداف پنهان
۱. کسب سود حداکثری، خوی غارتگری و کنترل انرژی دنیا: یکی از اهداف پنهان آمریکا که باعث میشود در سراسر دنیا به ماجراجویی بپردازد، کسب سود حداکثری، خوی غارتگری و کنترل انرژی دنیا به نفع آمریکاست. ترامپ بارها در سخنرانیهای خود به صورت ناملموس اشاره کرده که نفت منطقه را همچون ونزوئلا مفت میخواهد و علناً در عربستان و در کنار ولیعهد آن گفت عربستان برای آمریکا یک گاو شیرده است. لذا آمریکا به دنبال غارت منابع غنی منطقه است و هر کشوری که بتواند روی استقلال خود تمرکز کند و باج ندهد، آمریکا سعی میکند به هر شیوهای که بتواند استقلال آن را متزلزل کند. لذا نباید فریب شعارهای حقوق بشری یا ظاهر انساندوستانه ترامپ را خورد. دیدیم که در جنگ علیه کشور عزیزمان، قوانین جنگی را رعایت نکرد و دست به تخریب زیرساختها زد و به زنها و کودکها، پیر و جوان رحم نکرد و جنایت آشکار مدرسه میناب خود سند روشنی بر این اقدامات وحشیانه آمریکا است.
۲. رقابت با چین و روسیه: همانطور که میدانیم چین فاصله خود را با آمریکا به عنوان ابرقدرت جهان کم کرده و روسیه نیز که روزگاری ابرقدرت جهان محسوب میشد، بار دیگر سودای آن را در سر میپروراند. لذا چین یک خطر جدی برای اقتصاد آمریکا و روسیه یک خطر جدی در حوزه نظامی برای آمریکا است. بنابراین آمریکا که جرأت درگیری مستقیم با این کشورها را ندارد، برای محدود کردن این قدرتها سعی دارد در جغرافیای نزدیک به آنها جنگ راه بیندازد تا تمرکز آنها را از مسیر رشد خارج کرده و معطوف به مسائل امنیتی کند. ایران که به عنوان قدرت اصلی منطقه و شریک تجاری چین و روسیه محسوب میشود، گزینه خوبی برای این اقدام بود. ترامپ متوهم گمان میکرد میتواند با شهید کردن رهبر انقلاب و فروپاشی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، یک نفر را به عنوان گماشته در رأس هرم قدرت ایران بگذارد تا سیاستهای ترامپ را مو به مو اجرا کند و به راحتی منابع ایران را غارت کند و جای چین را در تجارت با ایران بگیرد؛ لذا پهلوی را برجسته کرد تا مردم ایران را فریب دهد، اما این سناریو نیز با هوشیاری مردم ایران شکست خورد.
۳. فروش تسلیحات: اما مسئله مهمتری که دانستن آن پرده از اهداف شوم آمریکا برای حمله به ایران برمیدارد، مسئله تسلیحات نظامی و فروش آن است. یکی از منابع درآمدی آمریکا فروش تسلیحات نظامی است؛ طبیعی است که اگر دنیا در حال صلح باشد، هرگز هیچ کشوری نیاز به سلاحهای آمریکا ندارد. بنابراین آمریکا هر از چندی در یک نقطه از جهان جنگ به راه میاندازد تا مشتری سلاحهای خود را ترغیب به خرید بیشتر کند. این ترفند آمریکا تا حدودی موفق بوده و با آغاز جنگ آمریکا و ایران، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس سفارشهای زیادی به شرکتهای آمریکا برای خرید سلاح دادهاند و رقابت نظامی و تسلیحاتی در منطقه به راه افتاده است.
نگاهی به آمار فروش تسلیحات آمریکا:
تنها در سال ۲۰۲۳، شرکتهای آمریکایی ۳۲۲ میلیارد و ۶۳۰ میلیون دلار درآمد داشتهاند که معادل ۵۱ درصد از فروش کل تسلیحات جهان است.
تا اواسط فروردین ۱۴۰۵، شرکتهای تسلیحاتی آمریکایی افزایش ارزش سهام چشمگیری را تجربه کردهاند: RTX با ۱۱۰ درصد بیشترین افزایش را تجربه کرده است و پس از آن نورثروپ گرومن با ۶۰ درصد، جنرال داینامیکس با ۵۷ درصد، لاکهید مارتین با ۳۷ درصد و بوئینگ با ۵ درصد قرار دارند.
بن فریمن، کارشناس حوزه تسلیحات آمریکا میگوید که از زمان شروع جنگ با ایران، قیمت سهام همهی تولیدکنندگان بزرگ اسلحه در ایالات متحده افزایش یافته است. او بیان کرد: «ارزش بازار آنها تنها در ده روز اول این جنگ میلیاردها دلار افزایش یافت.»
لیندسی گراهام، سناتور کهنهکار جمهوریخواه، در ماههای ابتدایی جنگ اظهار کرده بود که ایالات متحده از یک نظم ژئوپلیتیکی جدید در خاورمیانه «پول درمیآورد». او به فاکس نیوز گفته بود: «وقتی [رژیم ایران] سقوط کند، ما یک خاورمیانه جدید خواهیم داشت؛ ما کلی پول درمیآوریم.»
با آغاز جنگ توسط آمریکا، فروش تسلیحات آنها افزایش چشمگیری داشته است. مارکو روبیو فروش صدها رهگیر دفاع هوایی و دیگر تسلیحات به شرکای آمریکا در خاورمیانه را در قالب توافقهایی به ارزش ۲۵.۸ میلیارد دلار تأیید کرده است؛ بحرین، کویت، قطر، امارات متحده عربی و عربستان مقصد این تسلیحات هستند.
بنابراین، خوی زورگویی و ظالمانه آمریکا است که درصدد غارت منابع کشورهاست؛ و اگر نتواند از راه صلح به منابع کشورها دست یابد، از راه جنگ این کار را میکند.