
زینب؛ زینت پدر
نام حضرت زینب سلاماللهعلیها، نامی است که در خود رازی بزرگ دارد؛ «زینب» را به معنای «زینت پدر» دانستهاند. اما زینت پدر بودن یعنی چه؟ آیا مقصود این است که فرزندی با موفقیتهایش موجب شادی پدر شود؟ یا حقیقتی عمیقتر در پس این نام نهفته است؛ حقیقتی که در زندگانی حضرت زینب سلام الله علیه جلوهای خاص یافته است؟
حضرت زینب سلام الله علیها، دختر حضرت علی علیهالسلام است؛ اما عظمت او تنها در این نسبت خلاصه نمیشود. مگر صرف فرزند یک انسان بزرگ بودن، برای فرزند فضیلت میآورد؟ آنچه به این نسبت ارزش میبخشد، کمالی است که در وجود فرزند آشکار میشود؛ کمالی که آنچنان جلوه میکند که هر کس او را میبیند، به عظمت پدرش پی میبرد.
زینت پدر در آیینه زینب سلام الله علیها
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
«أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ»1
من و علی، پدران این امت هستیم.
امیرالمؤمنین علیهالسلام تنها پدر نسبی حضرت زینب نیست؛ بلکه پدر معنوی ایشان و امت اسلام نیز هست. بنابراین، زینت پدر بودن حقیقتی فراتر از یک رابطه خانوادگی است. سخن از پیوند با ولایت و مکتبی است که انسان باید در رفتار و شخصیت خود، نشانی از آن داشته باشد.
اگر حضرت زینب کبری سلاماللهعلیها زینت پدر است، آیا ما نیز نمیتوانیم زینت پدر معنوی خویش باشیم؟ آیا نمیتوانیم چنان زندگی کنیم که امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف به داشتن فرزندانی چون ما افتخار کنند؟
این افتخار با ادعا به دست نمیآید. نمیتوان تنها به نام شیعه شناخته شد و گمان کرد که وظیفه پایان یافته است. پرسش اصلی این است: وقتی کسی ما را میبیند، چه تصویری از مکتب اهلبیت در ذهنش شکل میگیرد؟ آیا رفتار ما او را به حقیقت اسلام نزدیک میکند یا از آن دور میسازد؟
شیعه در لسان امام صادق علیه السلام
امام صادق علیهالسلام در روایتی که شیخ صدوق در کتاب شریف الخصال نقل کرده است، شیعیان را به سه گروه تقسیم میکنند. این روایت، آینهای است که هر شیعه اهلبیتی باید خود را در آن ببیند.
-
۱
گروه نخست
کسانیاند که برای اهل بیت مایه فخر و مباهات هستند. کسانی که محبت و مودت اهلبیت در وجودشان ریشه دوانده است. آنان فقط نام اهلبیت را بر زبان ندارند؛ بلکه محبتشان در انتخابها، رفتارها و جهت زندگیشان ملموس است. امام صادق علیهالسلام درباره این گروه میفرمایند: «فَهُوَ مِنَّا»؛ چنین کسی از ماست. اینان چنان زندگی میکنند که خود مایه آبروی اهلبیت میشوند.
-
۲
گروه دوم
کسانیاند که اهلبیت برای آنان مایه فخر و مباهات هستند. نام و انتساب به خاندان پیامبر برای آنان اعتبار و افتخار میآورد؛ به تعبیر روایت، «وَ مُتَزَيِّنٌ بِنَا وَنَحْنُ زَيْنٌ لِمَنْ تَزَيَّنَ بِنَا»؛ کسی که به ما آراسته میشود و ما زینت او هستیم. تفاوت بزرگی است میان کسی که به نام یک عالم یا خاندان دینی افتخار میکند و کسی که چنان رشد میکند که خود مایه افتخار آن خاندان میشود.
-
۳
گروه سوم
کسانیاند که اهلبیت را وسیله کسب منافع دنیوی قرار میدهند. آنان از نام و اعتبار دین برای رسیدن به خواستههای شخصی بهره میبرند. امام صادق علیهالسلام درباره این گروه هشدار میدهند: «وَمَنِ اسْتَأْكَلَ بِنَا افْتَقَرَ»2؛ هر کس بهواسطه ما نان بخورد، گرفتار فقر میشود. این فقر، تنها فقر مادی نیست؛ بلکه چه فقری بالاتر از اینکه انسان نتواند مایه افتخار اهلبیت باشد.
حضرت زینب سلاماللهعلیها در کمال مرتبه نخست قرار دارد. ایشان زینت امیرالمؤمنین است. اینجاست که معنای نامش برای ما نیز به یک مسئولیت تبدیل میشود: ما هم باید بکوشیم زینت پدر معنوی و حقیقی خویش حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام باشیم.
وقتی اخلاق ما، معرف اهلبیت میشود
تصور کنید شخص غیر مسلمانی که با اسلام و تشیع آشنا نیست و شناخت درستی از اهلبیت نداشته است، با انسانی روبهرو میشود که صداقت، شجاعت، فروتنی و مهربانی در وجودش آشکار است. آنوقت از خود میپرسد: این چه مکتبی است که چنین انسانی پرورش داده است؟
درباره امام خمینی رضواناللهعلیه، حکایتی نقل شده است از مردی در مالزی که با دیدن کلیپی کوتاه از ایشان، به تشیع علاقهمند شد. او در آن کلیپ دید که امام خمینی با احترام و شیفتگی از حضرت بقیةالله یاد میکنند و جان خود را فدای خاک پای امام زمان میدانند. همین پرسش در ذهنش شکل گرفت: این امام زمان کیست که چنین شخصیت باعظمتی مثل امام خمینی رحمت الله علیه، اینگونه در برابر او اظهار ارادت و خاکساری میکند؟ او به تحقیق پرداخت و سرانجام شیعه شد.
در این حکایت، یک نکته مهم نهفته است: گاهی انسان پیش از آنکه درباره یک مکتب مطالعه کند، با دیدن محبت و معرفت یکی از پیروان آن، به جستوجوی حقیقت میرود. امام خمینی در اینجا تنها یک عالم دینیِ شناختهشده نیست؛ بلکه رفتار او دریچهای برای شناخت امام زمان شده است.
درباره عالمانی چون آیتالله بهجت، آیتالله بهاءالدینی و علامه طباطبایی نیز چنین خاطراتی نقل شده است؛ کسانی که دیدن منش و معنویتشان، برای برخی از جویندگان حقیقت، اطمینانبخشتر از بسیاری از استدلالها بوده است.
این همان معنای زینت اهلبیت بودن است: انسان چنان زندگی کند که دیگران با دیدن او، به حقیقت مکتبی که از آن سخن میگوید نزدیکتر شوند.
از کوچکترین رفتار تا بزرگترین رسالت
در روایتی دیگر، امام صادق علیهالسلام یکی از یاران خود را میبینند که در هوای گرم عربستان از بازار ماهی خریده و آن را با خود میبرد. حضرت پس از سلام و احوالپرسی از او میپرسند چه چیزی در دست دارد و او پاسخ میدهد که برای خانوادهاش ماهی خریده است.
حضرت به او تذکر میدهند که این ماهی بوی نامطبوعی دارد و بهتر است آن را در ظرف یا کیسهای قرار دهد تا بوی آن دیگران را آزار ندهد. نکته این تذکر، تنها رعایت نظافت نیست؛ سخن از مسئولیتی است که انتساب و نزدیکی به اهلبیت بر دوش انسان میگذارد.
مردم ممکن است رفتار یک فرد را به حساب خودش نگذارند؛ ممکن است بگویند این رفتارِ پیروان امام صادق علیهالسلام است. ازاینرو، کسی که خود را منتسب به اهلبیت میداند، باید در رفتارهای روزمرهاش نیز مراقب این مهم باشد.
گاهی انسان تصور میکند زینت اهلبیت بودن، تنها در عبادتهای خاص، سخنان علمی یا حضور در میدانهای دشوار معنا پیدا میکند؛ حال آنکه حتی رعایت حق دیگران در خیابان، ادب در برخورد و پرهیز از آزار مردم نیز میتواند در همین مسیر قرار گیرد.
زینت بودن یعنی مردم از رفتار ما تصویری شایسته از مکتب اهلبیت ببینند.
تجلی زینت پدر در شام
برای درک عظمت حضرت زینب سلاماللهعلیها باید به شام رفت؛ شهری که سالها زیر نفوذ حکومت معاویه قرار داشت. در این مدت، تبلیغات حکومت اموی برای شکل دادن به ذهن مردم ادامه یافته بود. درون فضای آموزشی و تبلیغی حکومت، روایتهایی علیه امیرالمؤمنین علیهالسلام رواج داده میشد تا دشمنی با آن حضرت از کودکی در دل نسل جدید شکل بگیرد.
و البته در چنین فضایی، شناخت مردم شام از خاندان پیامبر، شناختی تحریفشده بود. نقل شده است که پس از شهادت امیرالمؤمنین علیهالسلام، برخی از مردم با تعجب میپرسیدند مگر علی نماز میخوانده که در محراب کشته شده است؟ این پرسش، عمق تأثیر تبلیغات و بیخبری از حقیقت را نشان میدهد.
پس از واقعه عاشورا، حضرت زینب سلاماللهعلیها همراه کاروان اسیران به کوفه و سپس شام برده شد. در کوفه، در برابر مردمی که عهد شکسته بودند، خطبه خواند و آنان را به سبب پیمانشکنی و یاری نکردن امام حسین علیهالسلام سرزنش کرد. در شام نیز، در مجلس یزید، با خطبهای کوبنده و استوار، چهره واقعی حکومت را آشکار ساخت.
او در برابر قدرتی ایستاده بود که گمان میکردند با شهادت امام حسین علیهالسلام و اسارت خاندانش، کار این مکتب پایان یافته است. اما حضرت زینب سلام الله علیها اجازه نداد خون شهیدان در هیاهوی جنجال دشمن گم شود. او با کلام قاطع و موضع راسخ خود، حقیقت را به شهری برد که سالها از آن دور نگه داشته شده بود.
عظمت حضرت زینب سلام الله علیها در این است که به نام پدر تکیه نکرد تا برای خود اعتباری به دست آورد؛ بلکه با صبر، معرفت و شجاعتش کاری کرد که مردم از نو درباره حقانیت پدر و برادرش بیندیشند.
او زینت امیرالمؤمنین بود، زیرا هر کس در او تأمل میکرد، جلوهای از حقانیت حضرت علی علیهالسلام را میدید.
چگونه زینت پدر باشیم؟
امام صادق علیهالسلام فرمودند:
«کُونُوا لَنَا زَیْناً وَلَا تَکُونُوا عَلَیْنَا شَیْناً»3
زینت ما باشید و مایه سرافکندگی ما نباشید.
این سفارش، مسئولیتی بزرگ بر دوش هر کسی میگذارد که خود را پیرو اهلبیت میداند. زینت اهلبیت بودن از همین امور روزمره آغاز میشود: از صداقت، امانتداری، رعایت حق مردم، خوشرفتاری و وفاداری به اصول. اگر کسی با دیدن رفتار ما به اهلبیت علاقهمند شود، قدمی در مسیر زینت بودن برداشتهایم.
حضرت زینب سلاماللهعلیها به ما آموخت که میتوان در سختترین روزگار ایستاد و چنان به حقیقت وفادار ماند که هیچ قدرتی نتواند نور آن را خاموش کند.
◆ ◆ ◆
در سالروز ولادت آن بانوی بزرگ، بیایید از خود بپرسیم: آیا رفتارمان مایه افتخار امیرالمؤمنین است؟ آیا امام زمانمان میتوانند به ما افتخار کنند؟ آیا کسی با دیدن ما، عاشق اهلبیت علیهم السلام میشود؟
چه افتخاری بالاتر از آنکه به زینت اهلبیت شناخته شویم و نشانی از حقانیت مکتب آنان باشیم؟
زینت پدر بودن، یعنی چنان زندگی کنیم که پدر معنوی و حقیقیمان به ما افتخار کند؛ چنان باشیم که دیدن ما، دلها را به سوی اهلبیت ببرد. خدا کند روزی برسد که امام زمانمان با رضایت به ما بنگرند و بگویند: او زینت ماست…